عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

۲۸ مطلب با موضوع «بصیرت و سیاست» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داشتم به جو و محیط و تاثیرش بر تربیت و رشد آدم ها و من جمله کودکان و افراد نابالغ فکر می کردم. به مهارت مادران و به صورت کلی خانم ها در این امر و بعد هم روش های جو سازی و تفاوت های این کار در خانم ها و آقایان و ... .

 

نهایتا رسیدم به فضا سازی رسانه های غربی و شباهتش با شیوه ی فضاسازی خانم ها که بیشتر حجم و گستردگی و بعد روانی و ظاهری داره. اما یک نقطه ی ضعف هم داره و اون پوک و پوچ بودن این فضا سازی هاست.

 

موضوع زمانی با اهمیت میشه که بدونیم این رسانه ها از تلویزیون و ماهواره و فیلم و مستندهای اجتماعی و سیاسی و خبرگزاری ها و اینترنت و فضای مجازی و ... همه در راستای حفظ و تحکیم یک نظام پوچ و توخالی حرکت می کنند و اگر فرض کنیم شاید فقط سه ماه این رسانه ها نباشند و در اختیار این نظام نباشند اون موقع یقین بدونید حقایق و واقعیاتی که با جو سازی رسانه ها دیده نمی شدند به چشم میان و فاتحه ی این نظام خوانده خواهد شد. بنابراین اگر کسی می خواد تهاجم فرهنگی غرب رو با تهاجم پاسخ بده یک راهش این هست که پایه ی رسانه های مدافع غرب رو بزنه. این رسانه ها هم مهاجم هستند و هم در واقع مدافع و اگر ما بتونیم به هر شکل و روشی این رسانه ها رو از دشمن بگیریم هم دفاع کردیم و هم حمله.

خب طبیعتا گرفتن رسانه ها از غرب کار ساده ای نیست اما می تونیم مخاطب رسانه ها رو ازشون بگیریم. اگر تونستیم یک شخص رو از این جو و فضای رسانه ای خارج کنیم در واقع یک نیرو رو از زمین دشمن به زمین خودمون آوردیم. مطمئنا اگر رسانه ی غربی برای کسی بی ارزش شد نظام و فرهنگ غربی هم متقابلا بی ارزش میشه.

۰ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۵۹
سر گشته

البتّه بعضی از بزرگان ما هستند که اینها رأی آوردن و نیاوردنشان، هیچ مِساسی به شخصیّت اینها پیدا نمیکند. بعضی هستند که مجلس خبرگان از حضور آنها بهره‌مند میشود، نه آنها از حضور در مجلس خبرگان. امثال جناب آقای یزدی یا جناب آقای مصباح، کسانی هستند که وقتی در مجلس خبرگان حضور داشته باشند، مجلس وزانت بیشتری پیدا میکند. نبودن اینها در مجلس خبرگان، به اینها هیچ‌گونه ضرری نمیزند. بله، برای مجلس خبرگان نبودن اینها خسارت است. شخصیّت برجسته‌ی اشخاص به معنویّات آنها، به داشته‌های معنوی آنها، به سرمایه‌های معنوی آنها است.

خیلی ها در این سال ها نسبت به آیت الله مصباح توهین و لجن پراکنی کردند. بعضی به عمد و با شناخت این کار را کردند و بعضی بازی خوردند و بواسطه ی حرف فلان شخص و فلان گروه این عمل را انجام دادند و متاسفانه عده ای هم توسط دشمن و رسانه های دشمن بازی خوردند.

وقتی هم صحبت از تکریم و تمجید آقا در مورد ایشان می شد می گفتند ملاک حال فعلی افراد است. خب این هم حال فعلی ایشان و ان شاءالله حالا همه متوجه منزلت و مقام ایشان باشیم.

برای این حرف هم که ملاک حال فعلی افراد هست هم جواب بوده و هست. بله ملاک حال فعلی افراد هست ولی دقت کنیم اگر آقا از فلان شخص تعریفی کردند و آن شخص بعدها دچار لغزش و خطایی شد آن خطا را هم گوشزد کردند. این طور نبود که به خاطر حال آن زمان تمجید پای همان حرف شان بمانند. گوشزد خطا و اشتباهات هم همیشه از طرف ایشان بدون نام بردن از شخص بوده و هست برخلاف جایی که تمجید می کنند که به طور معمول اسم می آورند. اما آیا درباره ی آیت الله مصباح این طور بود که بعد از آن تمجید جایی از عمل و حرف ایشان انتقاد کنند؟

 

پریروز اینجا روایتی نوشتم. البته منظور از روایت روشنه ولی دقت کنید در کلام حضرت آقا و بعضی از مسئولین و اختلاف نگاه ها. الان در کشور دقیقا کسانی رو داریم که بر خلاف تذکرات پیاپی آقا درباره ی نفوذ و جنگ فرهنگی و اقتصادی و ... و دقیقا مطابق روایت طوری حرف می زنند و تبلیغ و رفتار و عمل می کنند که انگار هیچ جنگی وجود نداره. هنوز خیلی از صحبت های صریح این آدما تو گوشم هست. همون هایی که آقا گفتند چهره ی امریکا رو بزک می کنند و ... .

حواسمون باشه این ها با مردم و ملت می خوان کاری بکنند که بشن مثل مردم کوفه و کسانی که امام علی علیه السلام در موردشون چنین گفته.. میخوان روحیه ی جهاد و انقلابی گری رو از بین مردم و به خصوص جوان ها از بین ببرند. حالا گاهی واقعا نفوذی دشمن هستند و گاهی صرفا دنبال منافع زودگذر خودشون در فلان مقام و جایگاه سیاسی و اقتصادی و ... .

 

پی نوشت: سخنان دیروز آقا خیلی مهم و کلیدی بود. تکلیف خیلی حرف ها و شبهات و ... رو روشن کردند.

+ شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو تسلیت عرض می کنم:

صدق رسول الله

مصیبت علی علیه السلام

برگ ریزان

وای و ویل!

۳ نظر ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۱۲
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

متاسفانه می بینیم که مثل انتخابات گذشته یک جوی بین خیلی ها ایجاد شده که من به فلانی رای میدم اگرچه قبولش ندارم ولی می ترسم بدتر از اون رای بیاره و به همین خاطر از اصلح خودم میگذرم.

دوستان خواهش می کنم دقت کنید مسئله ی وظیفه مطرح هست نه نتیجه. ما باید صرفا به وظیفه ی خودمون که انتخاب اصلح هست عمل کنیم و تحت تاثیر جوی که گاها عامدانه در جامعه ایجاد میشه قرار نگیریم.

هیچ کس با هیچ دلیل و برهانی نمی تونه به قطع و یقین بگه که فلانی رای نمیاره پس بهش رای ندید و بیاید به اصطلاح دفع افسد به فاسد کنید.

به فرض هم که به خاطر رای به اصلح بدترین شخص رای بیاره و حتی شخص به اصطلاح صالح هم رای نیاره اون وقت کسی که به اصلح رای داده می تونه بگه من حجت دارم ولی اونی که به صالح یا شخص دیگه ای رای داده چه حجتی داره؟ اگر چنین بشه کسی که به اصلح رای داده مقصر نیست. دقت کنید کسی مقصر هست و مورد بازخواست و عتاب قرار میگیره که به غیر اصلح رای داده.

مسئله ی تکلیف گرایی هست نه هیچ چیز دیگه و دقت کنید که نباید تحت تاثیر جو و فضاهای خاص از تکلیف و وظیفه ی خودمون عدول کنیم.

 

اینجا رو هم مطالعه کنید. مخصوصا سوال آخر.

+ منظور و مخاطب من شخص خاصی نبود. چند موردی رو تو وبلاگ های مختلف و با اشکال مختلف دیدم و خواستم اینجا بنویسم که اگر بحث و شبهه ای هم هست یا بنده نظرم رو اصلاح کنم یا شبهه برای دیگران حل بشه.

۸ نظر ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۵۱
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یک زمانی نمی دونم از یکی از آشناهای عاشق و دل خسته ی غرب و شرق داستانی در مورد یکی از مقامات ژاپنی شنیدم که به نظرم رییس جمهوری چیزی بود! مضمون داستان این بود که یک نفر اشاره ای به جنگ جهانی دوم و بلایی که امریکا سر ژاپن آورده میکنه و به این آقا میگه چرا شما حالا نمی دونم مرگ بر امریکا نمیگید و این قدر روابط خوبی با امریکا دارید و خلاصه دشمنی با امریکا ندارید یا یه صحبتی شبیه به این که این آقای رییس جمهور جواب میده همین که روی میز رییس جمهور امریکا تلفن پاناسونیک ژاپن هست یعنی دشمنی ما و پیروزی ما بر امریکا...

حالا این آشنای ما منظورش به مرگ بر امریکا گفتن مردم بود که معنی نداره و باید اگر کاری می کنیم در عمل باشه.
 
امروز ناخودآگاه یاد این قضیه افتادم و داشتم فکر می کردم که واقعا انقلاب ما و کشور ما هیچ پیروزی در مقابل امریکا و غرب نداشته!؟
یک جواب ساده هست که ما هم بریم پیشرفت های ساده خودمون رو که الی ماشاءالله زیاد هم شده مقایسه کنیم و بگیم این ها هم پیروزی های ماست اما به ذهنم رسید که بگم انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده نه به فرض اقتصادی و ... پس باید اگر دنبال پیروزی هم می گردیم تو زمینه فرهنگی و مکتبی دنبالش بگردیم نه مسائل اقتصادی و ... . ژاپن رفت دنبال اقتصاد سرمایه داری و مکتب و روش همون غربی ها رو پیش گرفت و باهاشون به رقابت پرداخت و در جاهایی هم به پیروزی رسید اما ما رفتیم سراغ مکتب اسلام و فرهنگ اسلامی رو پیش گرفتیم و اگر رقابت و جنگی هم بین ما و غرب هست باید تو مسائل فرهنگی و بین فرهنگ اسلامی و انقلابی با فرهنگ سرمایه داری ببینیم.
 
حالا با این صورت مسئله چطور؟ واقعا ما پیروزی نداشتیم؟
اتفاقا با تمام آسیب هایی که از فرهنگ غرب خوردیم پیروزی هامون خیلی بیشتر بوده. این همه انقلاب هایی که شکل گرفته، این همه روحیه جهادی که بین مسلمان ها شکل گرفته و این همه گروه های جهادی پیروزی های ما هستند.
این همه آمارهایی که در مورد پیشرفت و رشد اسلام در بین مردم غرب و شرق و در قلب کشورهای غربی از انگلیس و فرانسه تا خود امریکا هست و همین که غربی ها این طور احساس ترس و خطر کردند و مجبورند این همه برای اسلام هراسی هزینه کنند یعنی پیروزی ما.
این که به قول حضرت آقا رییس جمهور فلان کشور غربی هر جا بین عموم مردم میره ازش با لنگ کفش و گوجه فرنگی استقبال می کنند و فلان مقام کشور ما وقتی میره خیل جمعیت و مردم به استقبالش میان و تکریمش می کنند یعنی پیروزی ما.
این که بدون مبالغه و اغراقی تقریبا در تمام کشورهای جهان یک عده کثیری از مردم عاشق ایران و رهبر ما هستند یعنی پیروزی ما.
 
پیروزی ما رو باید تو قلوب ملت ها جستجو کرد نه روی میز رییس جمهور امریکا ..
اتفاقا اون هایی که مدام با نگاه منفی به این ملت و مردم نگاه می کنند باید همین روزهای راهپیمایی بیان بین مردم و ببینن که این مردم هم چنان پای آرمان هاشون و فرهنگ و مکتب شون هستند. نمیشه از بعضی فرهنگ هایی که بین ما شکل گرفته چشم پوشی کرد که اتفاقا همون بدبین ها و بعضا مسئولین بی مسئولیت و همین روشنفکرمآب ها و عاشق های غرب و شرق باعث و بانی و پیاده نظام دشمن بودند در شکل گرفتن این فرهنگ ها، اما بالاخره این جا و دقیقا بین مردم عادی و کوچک و بزرگ و مرد و زن و پیر و جوون ما و اعتقادات شون میدون جنگ ماست. اگر دو تا میزنیم ممکنه یکی هم بخوریم ولی باز هم قلوب این مردم با مکتب و انقلاب خودشونه ..
 
پی نوشت: با این نگاه اون قدر پیشرفت ها و پیروزی های ما زیاد و بزرگ هست که هر چقدر هم بگیم کم گفتیم. خیلی مصادیق دیگه هم به ذهنم رسید اما همین قدر برای اشاره کافی هست.
 
+ ببینید: مستند خون های بدون رنگ. مستند کوتاهی در ارتباط با حمله تروریستی پاریس و ..
۱۶ نظر ۱۴ آذر ۹۴ ، ۱۵:۳۳
سر گشته
آری ، در منطق استکبار جهانی هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد، و مفتی ها و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراها، به قتل و کفر او حکم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلام می بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه - علیهم لعنه الله - برای نابودی وقتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام ، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین - علیه السلام - و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنی سفیان به درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین - علیه السلام - را در آن هوای گرم ، در کربلای حجاز و در قتلگاه حرم ، پاره کند؛ و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را "خارجی " و "ملحد" و "مشرک " و "مهدورالدم " معرفی کردند،درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند؛ که ان‏شاءاللّه‏ ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.
۸ نظر ۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۹:۰۰
سر گشته
شکستن کعبه مسئله ای نیست که بشودازش همین طوری گذشت . اگر ما از مسئله قدس بگذریم ، اگر ما از صدام بگذریم ، اگر مااز همه کسانی که به ما بدی کردند بگذریم ، نمی توانیم [از] مسئله حجاز بگذریم . مسئله حجاز یک باب دیگری است ، غیر [مسائل ] دیگر.
و لازم است زنده نگه داشتن این روز؛ روزی که این خیانت شد به اسلام . و الان ماه محرم نزدیک می شود. ماه محرم برای ما خیلی عزا هست ؛ لکن سیدالشهدا - سلام الله علیه - هم فدا شد؛ برای اینکه در مکه نماند که نبادا به ساحت قدس مکه جسارت بشود.
 
۱ نظر ۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۲:۳۰
سر گشته

خار راه منی‌ ای‌ شیخ! ز گُلزار برو

از سر راه من ای‌ رند تبهکار! برو

تو و ارشاد من؟ ای‌‌ مُرشد بی‌ رُشد و تباه!

از بَرِ روی‌ من ای‌ صوفی‌ غدّار! برو

ای‌ گرفتار هواهای‌ خود، ای‌ دیر نشین!

از صفِ شیفتگانِ رُخ دلدار برو

ای‌ قلندر منش، ای‌ باد به کف، خرقه به دوش!

خرقه‌ی شر ک تُهی‌ کرده و بگذار برو

خانه‌ی‌ کعبه، که اکنون تو شدی‌ خادم آن

ای‌ دغل! خادِم شیطانی‌ از این دار، برو

زین کلیسای‌ که در خدمت جبّاران است

عیسیِ مریم از آن خود شده بیزار، برو

ای‌ قلم بر کفِ نقّادِ تبهکار پلید!

بنه این خامه و، مخلوق میازار، برو

امام خمینی رحمة الله علیه

 

ادامه مطلب بازخوانی کلام امام خمینی رحمة الله علیه درباره جنایت کشتار حجاج توسط آل سعود

۳ نظر ۰۴ مهر ۹۴ ، ۰۱:۳۰
سر گشته
 
 
۱ نظر ۰۱ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۹
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

من براى امّت خود از مؤمن و مشرک نمى ترسم؛ زیرا مؤمن را ایمانش مانع مى شود و مشرک را نیز همان کفرش سرکوب مى کند. اما ترس من براى شما از منافق زبان بازى است که حرف هایى مى زند که شما بدان اعتقاد دارید و کارهایى مى کند که شما به آنها اعتقاد ندارید.

 

وقتی پیامبر بزرگوار اسلام بیشتر از هر مسئله ای از منافق زبان باز برای امت خود می ترسند چه معنایی دارد؟

یا این که در روایات دیگری داریم که اسلام هیچ گاه از کفر و شرک شکست نخورده است بلکه همواره علت شکست مسلمانان نفاق بوده است. و روایات مشابه این چنین که در منابع ما زیاد هست چه معنایی دارند؟

هشدار بسیار روشن است. بزرگترین خطر و بزرگترین دشمن برای اسلام و مسلمانان نفاق است و شرک و کفر در درجات بعد قرار می گیرند.

بیشتر هوشیاری مسلمانان باید نسبت به منافقین باشد و بزرگترین میدان نبرد مسلمانان میدان نبرد با نفاق است.

این هوشیاری مستلزم شناخت دقیق منافق و عوامل نفاق است. مستلزم شناخت صفات انسان منافق است.

 

اما در روایت به زبان بازی منافق هم اشاره شده است که اهمیت زیادی دارد. شاید در دوره ما زبان بازی به تبلیغات و دستگاه تبلیغی ترجمه شود، کما این که در صدر اسلام هم معاویه و دستگاه تبلیغاتی او یکی از بهترین مصداق های این روایت بود.

تبلیغاتی که ظاهر اسلامی داشت و دارند اما در پس این تبلیغات بزرگترین خیانت ها به اسلام شده و می شود.

 

مسئله نفاق در زمان پیامبر ص بعد از مهاجرت به مدینه و تشکیل نظام اسلامی مطرح شد. در واقع پیش از آن و در مکه شرک و کفر آن چنان قدرت و تسلط بر اسلام داشتند که دشمنی علنی با اسلام بکنند. ولی همین که اسلام شروع به قدرت گرفتن کرد دشمنی ها وارد شکل دیگری شد و مشرکان و کافران در غالب نفاق وارد جنگ با اسلام شدند و هر کدام در زمانی و در جایی و در فتنه و معرکه ای نقاب نفاق کنار گذاشتند و به دشمنی علنی پرداختند تا بلکه بتوانند ضربه نهایی را وارد کنند. بعضی هم جانب احتیاط را بیشتر حفظ کردند و با دقت بیشتری عمل کردند. معاویه که جنگ صفین را به راه انداخت همین که شکست را نزدیک دید دوباره نقاب نفاق به چهره زد و فتنه حکمیت به راه انداخت.

 

این تاریخ و این عملکرد منافقین در مورد جمهوری اسلامی هم تکرار شده و می شود و ما باید نسبت به این مسئله بیشتر از هر خطر دیگری هوشیار باشیم. در کشور ما نیز دوره دشمنی علنی گذشته و سال هاست که نوبت به نفاق و دشمنی و براندازی نرم رسیده است. نوبت به نفوذ در حاکمیت و مدیریت امور امت اسلامی رسیده است و نوبت به دستگاه های تبلیغات منافقین رسیده... .

 

+ به نظرم مسئله نفاق زیاد جای کار داره. اولین قدم شناخت منافق و نفاق هست، دومین قدم شناخت راه های عملکرد منافقین هست و راه های مقابله با اون ها و در نهایت شاید یکی دیگه از مهم ترین کارها بازخوانی تاریخ نفاق در اسلام هست. ان شاءالله توفیق شناختن و شناساندن منافق و مبارزه در این جبهه سخت رو داشته باشیم.

+ عمری باشه و توفیقی باشه این مطلب ادامه پیدا می کنه...

 

+ یک مدت نیستم، از به زودی تا نمی دونم کی! التماس دعا

۱۱ نظر ۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۱۴
سر گشته

  ماه عسل برنامه ای که چند سالی از شبکه سوم سیما ساعتی قبل از افطار پخش می شود. این برنامه ظاهرا ساختاری مهمان محور دارد. و داستان هر قسمت آن را مهمان هایی با سلایق گوناگون و از قشر های گوناگون شکل می دهند. اما به نظر می­رسد مجری آن مهمترین چالش هر ساله­ی آن است.

این برنامه که توانسته با شیوه ی خاص خود ببننده های فراوانی را در این چند ساله جذب کند تقریبا از سیستم «یکی در میان علیخانی» برای مجریانش استفاده می­کند و امسال هم با توجه به اینکه سال گذشته سید علی ضیا  اجرای آن را بر عهده داشت، لاجرم نوبت به علیخانی رسیده است.

اما برنامه دارای ایراداتی است و می توان با برطرف کردن آن به تاثیرگذاری هرچه بیشترش کمک کرد.

1) این برنامه در انتخاب سوژه های خود به جز تعدادی اندکی نتوانسته سوژهایی در عین خاص بودن، ارزشی انتخاب کند. متاسفانه حتی گاهی صرف اخلاقی نگاه کردن به مسائل این برنامه را به سمت سکولار شدن سوق داده و این برای جامعه اسلامی خطرناک است . حتی این برنامه می توانسته با نگاه عمیق تری به مشکلات امروز جامعه ی ما برنامه های هدف­مندتری برای مخاطبان خود تهیه کند ولی گاها  پرداختن به بعضی مسائل که صرفا جذب مخاطب یا سرگرمی دارد در این برنامه سبب شده که این برنامه از مسیر اصلی خود که تاثیرگذاری حداکثری است، منحرف شود و نتواند به درستی از این ساعات پر برکت و سر شار از معنویت که راه  تاثیر گذاشتن بر مخاطب باز تر است، بهره ببرد. این برنامه با دید بازتر می تواند با طرح مسائلی همچون امربه معروف در قالب دعوت از مهمان هایی همانند یک از خانم هایی که در جریان امر به معروف ضربه دیده اند که این روزها در هیاهوی مسائل سیاسی و بی توجهی مسئولین و حتی نیروی انتظامی گم شده اند، به احیای این واجب فراموش شده کمک زیادی کند و از این ساعات پر طرفدار بهترین استفاده را بکند.

 مگر پرداختن به یکی از این خانم هایی که جانشان را به خاطر دینشان به خطر انداخته ارزش کمتری از دعوت دو زوج کوهنورد یا نمونه هایی همچون این را دارد؟    

2) اما  نقد بعدی که می توان وارد کرد این است که مجری این برنامه با اینکه از مجریان توانای سیما است، متاسفانه یا توانایی انتقال حالات معنوی هنگام افطار را به مخاطب خود ندارد یا نمی­خواهد داشته باشد. آیا مجری­ای که اجرای برنامه­ی نوروز را بر عهده دارد نباید تفاوتی میان آن فضا و اجرای ویژه برنامه­ی افطار قائل شود. این شاید گمشده­ای باشد که تهیه کنندگان ماه عسل همواره به دنبال آنند و در نا خودآگاه­شان متوجه کمبود در نحوه­ی اجرا می­شوند ولی راه تعویض مجری را اشتباه طی می­کنند. و البته عوض شدن مجری این برنامه در هر دوره موکد این قضیه است. گرچه شاید برای تیم "ماه عسل" احسان علیخانی با توجه به توانایی اجرای مناسب، گزینه­ی مناسبی برای رجوع باشد. ولی نکته­ی اصلی همان حل نشدن مجری در فضای معنوی پیش از افطار است. نمونه­ی خوبی برای حل شدن مجری در برنامه­ای معنوی را می­توان مجری سال های قبل برنامه سحرگاهی شبکه یک دانست. همان "آقای جمشیدی" که کاملا در برنامه حل می شد و حس معنوی لحظات سحر را به زیبایی به مخاطب خود منتقل می کرد.

3) البته در هر صورت نمی‌توان تعداد بینندگان بالای این برنامه را نفی کرد ولی علاوه بر حضور سوژه­های جذاب – معروف و یا خارق العاده- از دلایل پرطرفدار شدن این برنامه ضعف سایر شبکه ها و عدم برنامه ریزی درست آنها برای برنامه های هنگام افطار است. اینجاست که تنها برنامه­ی زمان افطار شبکه های اصلی سیما توانسته است مخاطب زیادی را به خود جذب کند و نباید به طرفداران زیاد این برنامه دلخوش کرد زیرا مخاطب تنها انتخاب را برای برنامه­های هنگام افطار دارد و برنامه های شبکه های استانی نیز نتوانسته اند آنچنان که باید و شاید راضی کننده باشند.

پی‌نوشت: برای آنکه استقبال از این موضوع بیشتر شود مخاطبین نیز می توانند با ارسال پیامک به 20000355 و یا تماس تلفنی با 27863000 و یا ارسال پست الکترونیکی به آدرس maheasal@tv3.ir درخواست دعوت این خانم ها را در برنامه ماه عسل داشته باشند.

پ ن : این مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران

۶ نظر ۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۲:۳۲
مجتبی مرادی
-->