عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

۸ مطلب با موضوع «سبک زندگی :: خانواده، زن و ازدواج» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اینجا یک نظری در مورد مسئله زیبایی نوشته بودیم. به صورت خاص این قسمت:

"زیبایی اولا نسبیه یعنی ممکنه یکی در نظر من زیبا باشه و در نظر دیگری نازیبا و به عکس. دوما مشمول زمانه. یعنی این زیبایی و نازیبایی برای همون چند بار اول معنا داره. بعد از یک مدت نه چندان زیاد زیباترین چهره ها و نازیباترین ها در نظر آدم یکسان میشن و هردو زیبا به نظر میرسند. سوما بعد از همین یک مدت چهره ای برای آدم زیباتر جلوه میکنه که صفات درونی ش رو بیشتر دوست داشته باشی. یعنی اون چیزی که در نهایت باعث میشه کسی رو بپسندی یا نپسندی همون صفات درونی ش هستند و همون اولویت های قبل از زیبایی. در این صورت ممکنه زیباترین چهره ها در نظر اول بعد از مدتی برات منفورترین چهره ها باشند و بالعکس."

 

برای قسمت دوم و سوم امروز داشتم به این فکر می کردم که چقدر شاهد مثال این موضوع در جهان زیاد هست. چطور؟

همین که مردم هر قسمت و هر نژاد از دنیا چهره های خودشون رو دوست دارند و در نظرشون زیباست شاهد مثال همین مسئله ست که زیبایی مشمول زمانه و بعد از مدتی چهره ای در نگاه آدم زیباتر به نظر میرسه که بیشتر دیده باشه. هر کجای دنیا چنین مسئله ای صادق هست. شرق و غرب و سیاه و سفید و سرخ و زرد و ... فرقی نداره. کسی که شرق آسیا زندگی میکنه همون چهره ها و نژادهای شرقی و چشم بادمی رو بیشتر دوست داره و کسی که تو مناطق استوایی زندگی میکنه از سیاه پوستان بیشتر خوشش میاد و در حالت کلی هر کس در هر منطقه ای که بزرگ شده باشه زیبایی چهره ی نژادهای همون منطقه رو بیشتر دوست داره.

 

اما مسئله جدیدی که در دوران ما به وجود اومده وجود همین رسانه ها و سینما و ... هست. چهره هایی که هر روز از طریق تلویزیون و ماهواره و ... سعی دارند چشم و فکر و ذهن مردم سایر نقاط دنیا رو پر کنند. یک نتیجه این تهاجم فرهنگی هم همین مسئله یعنی تغییر ذائقه ی مخاطب در زمینه های مختلف و از جمله مسئله زیبایی هست. بالاخص غرب و هالیوود که خیلی علاقه داره نژاد غربی و سفیدپوست و سرمایه دار رو در چشم همه مردم دنیا به عنوان نژاد برتر در همه زمینه ها معرفی کنه. حالا کی میدونه که این چهره ها به زور و ضرب هزار جور گریم و آرایش و ... و با ترفند تکرار در چشم مخاطب زیبا جلوه می کنند؟

البته مسئله سوم هم در کنار مسئله دوم در نظر بالا، در تهاجم فرهنگی در نظر گرفته شده. یعنی این موضوع هم به عنوان یک مسئله اساسی تو تهاجم فرهنگی دنبال میشه که این چهره ها به عنوان قهرمان و با صفات پسندیده نمایش داده بشن. در مقابل چهره هایی با نژادهای مخالف و به ویژه سیاه پوستان به شدت تخریب میشن. خوب و بد جلوه دادن بعضی صفات هم در دستور کارشون هست. به این معنی که وقتی قرار هست کسی قهرمان و دارای صفات پسندیده باشه حتما در مورد این که چه صفاتی در نظر مخاطب در نهایت خوب و چه صفاتی بد نمایش داده بشن هم برنامه وجود داره. هیچ وقت حیاء زنانه به عنوان یک صفت خوب و در قالب قهرمان داستان نمایش داده نمیشه بلکه بر خلاف اون و در راستای سیاست هاشون بی حیائی به عنوان آزادی و آزادگی از قید و بندهای جاهلانه به عنوان یک صفت پسندیده به قهرمان ها نسبت داده میشه.

 

بنابراین فکر می کنم بعضی سلیقه ها بین جوانان ما در مورد زیبایی و آرایش و پوشش و ... طبیعی نیست. حتما یک دلیل بسیار عمده و مهم این تغییر ذائقه ها و سلیقه ها به تهاجم فرهنگی و فرهنگ خانواده اون شخص مرتبط هست. همون طور که این مسئله در مورد پسندیدن و دوست داشتن بعضی صفات و اکراه از بعضی صفات دیگه هم طبیعی نیست. کسی که تو فرهنگ اسلامی و ایرانی بزرگ شده باشه طبیعتا باید علاقه بیشتری هم به صفات پسندیده و سفارش شده در این فرهنگ داشته باشه. این مسئله رو در مورد علاقه ظاهری به صفات عرض می کنم، یعنی اینجا کاری به تاثیر عقلانیت و توجیه عقلی و معرفتی ندارم. به عنوان مثال یک جوان ایرانی مسلمان اعم از دختر و پسر و بر اساس ظاهر و علاقه و سلیقه باید حجاب و حیاء رو که در فرهنگش تکریم شده بیشتر از نقطه مقابلش دوست داشته باشه. اما ما خیلی اوقات نقطه مقابل رو می بینیم که فارغ از دلیل و برهان معرفتی شخص بی حجابی و بی حیائی رو با همون عنوان آزادی و رهایی از قیدهای جاهلانه می پسنده.

 


پی نوشت: این پست رو همین طور فی البداهه و بر اساس فکرهایی که تو ذهنم بود نوشتم. یعنی ممکنه ویرایش و یا حذف بشه. اگرچه که بعید میدونم حوصله ویرایش داشته باشم!

+9 آبان: این عکس و روایت عجیب با دل آدم بازی می کنه..

+12آبان: مستندهای برنامه ثریا رو از دست ندید. برنامه بسیار باارزشی هست و مستندهای خوبی تهیه میکنه که البته در فضای مجازی راحت قابل دسترس هستند.

۶ نظر ۰۴ آبان ۹۴ ، ۲۳:۳۸
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تا به حال دیده اید دختر بچه ها از داشتن عروسک چقدر خوشحال می شوند؟ چقدر هوای عروسک شان را دارند، چقدر به آن می رسند. هر طور که بخواهند لباس به تنش می کنند، موهایش را آن طور که بخواهند شانه می کنند. وقت خوابیدن و بیدار شدن و نشستن و غذا خوردن و ... عروسک شان، همه دست آن هاست. خلاصه اش کنیم تمام افعال و حرکات و سکنات این عروسک دست همان دختر بچه ای هست که حالا صاحبش شده. و این حکایت امروز خیلی از مادران با فرزندان شان هست ... .

 

گاهی تعجب می کنم از رفتار بعضی مادران. مادرانی که آن چنان با فرزندان شان رفتار می کنند که گمان می کنید این ها همان دختر بچه ها هستند و فرزندان شان هم احتمالا همان عروسک ها و فرزندپروری و زندگی شان همان خاله بازی دوران کودکی! با این تفاوت که همه چیز واقعی تر شده و چه چیز از این هیجان انگیزتر که انسان بر خلاف دوران کودکی بازی هایش این طور واقعی شده باشند؟!

از خاله بازی که پیش تر هم در مورد آن صحبت کردیم بگذرم و برویم سراغ عروسک بازی!

 

داشتم می گفتم که متعجبم از مادرانی که فرزندپروری شان مانند عروسک بازی ست. طوری با این فرزندشان رفتار می کنند که انگار مایملک آن هاست و در موردش اختیار تام دارند! حتی اگر این فرزند دوران بلوغ را هم گذرانده باشد فرقی نمی کند! مثل همان عروسک برایش هیچ عقل و اراده و استقلالی قائل نیستند. تمام اعمال و رفتار و سکنات فرزند باید طبق میل آن ها باشد. حق ندارد برای خودش و زندگی ش تصمیمی جز آن چه آن ها می گویند بگیرد. چون احتمالا از نظر آن ها این همان عروسک هست و نمی تواند مصالح خود را تشخیص دهد. البته همان دوران نوزادی و کودکی فرزند هم بی تاثیر نبوده در القاء چنین تصوری.

مادرانی که فراموش کرده اند این فرزندان فقط به اعتبار همین دنیا فرزند آن ها هستند و آن دنیا باید بابت تمام مسئولیت ها و وظایف این مادری اعتباری پاسخ دهند. آن دنیا باید برای نادیده گرفتن امانت الهی که در دست آن ها بود و با امیال خودشان با او رفتار کردند و نه به خواست خدا باید جواب پس بدهند.

 

اشتباه نکنید خطاب من با آن دسته از زنان و مادرانی نیست که خدا را نمی شناسند و در نظرشان فرزند جز دردسر و مشکلات و مزاحمت چیز دیگری ندارد و اگر روزی هم خواستند فرزندی بیاورند نگاه شان به آن فرزند به عنوان همان عروسک است و صرفا جنبه سرگرمی و درآمدن از تنهایی و ... را در نظر می آورند. خطاب من با همین مادران مذهبی هست که گاهی آن چنان غافل می شوند که فرزند فقط امانت الهی ست در دست آن ها و این امانت را باید آن طور که صاحب ش گفته پرورش دهند و با او آن طور که صاحب ش خواسته رفتار کنند.

 

+ دل نوشت

۱ نظر ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۳۶
سر گشته

بدون شک زن (در تمام نقش ها به خصوص مادری و همسری) به دلیل قابلیت های روحی خدادادی عنصر اصلی و اساسی خانواده محسوب می شود.

 

بعد از این مقدمه طولانی بپردازیم به اصل موضوع یعنی همان بلای خانواده سوزی که به جان جامعه ما افتاده.

بلای خانواده سوز جامعه ما همین سبک زندگی غربی و فرهنگ غربی ست که عنان گسیخته و گاها با یاری و حمایت برخی مسئولین بی مسئولیت و روشنفکرمآب ها و شیفتگان غرب ترویج می شود. همین سریال ها و فیلم های ماهواره و اینترنتی و حتی داخلی، موسیقی و ... ، الگوهای ساختگی در انظار مردم، همین مد و لباس ها و مغازه ها و فروشگاه های هزار رنگ، همین بی بندوباری و رفاه طلبی و بی خیالی و ... است.

بلای خانواده سوز ما این هست که وقتی در کوچه و خیابان راه می رویم انواع و اقسام تلاش ها برای جلب توجه و نظر نامحرم را در ظاهر و حرکات و سکنات و گفتار و کردار زنان می بینیم. همین از کف پا تا سر و بلکه بالاتر از سر زن سرتاسر تبرج و جلوه سازی برای نامحرمان است. از لباس ها تنگ و رنگارنگ تا آرایش های آنچنانی، کفش و جوراب حتی! و ...

خلاصه که همه چیز به عکس شده و هر چیزی که مربوط به زنان باشد باید نهایت زیبایی و زرق و برق را برای جلب توجه داشته باشد. و دریغ از کسانی که چشم می بندند و اباحه گری می کنند. گاهی از یک جوراب تور یا یک کفش با جلوه و نما، یا یک لباس رنگی شروع می کنند اما همین قدم اول برای افتادن در گرداب کافی ست.

از این ظواهر که بگذریم می رسیم به این حضور پرشور صبح تا شب و بلکه کله سحر تا نصف شبی زنان در کوچه و خیابان ها! گاهی به بهانه خرید، گاهی یک گردش و رستوران و خوش گذرانی، گاهی کار، گاهی بودن در کنار دوستان، گاهی مسافرت های درون شهری و ... خلاصه هیچ بهانه ای هم که نباشد بهانه پوسیدن در خانه و آب و هواخوری همیشه هست!

و خدا می داند که این تبرج و خودنمایی چه ظلم و فسادی ایجاد می کند و چه انسان ها و خانواده هایی را نابود می کند. اولش از خودش شروع می شود که چشم بسته خود را کالای لذت طلبی نامحرمان و سودجویی سودجویان می کند. همان هایی که هر روز یک چیزی را در بین مردم مد می کنند تا پولی به جیب بزنند و ... .

 

بگذریم نمی دانم چه حکمتی ست که دختران و زنان به ظاهر محجبه هم گاها چشم بسته به دنبال این ها (البته نظریه ای هست که می گوید آن ها هم زمانی خوب بودند) می روند. همان که گفتم گاهی از یک رنگ و لعاب ساده شروع می شود، یا از یک کفش و لباس زیبا که جلب توجه کند یا یک قرار با دوستان در فلان پارک و ... .

خلاصه که با همان پک اول شروع می شود که یک وقتی چشم باز می کند که اگر بکند و می بیند در چنان غفلتی دست و پا می زند که توان برگشتن ندارد. یا همه چیز را از دست داده و یا معتاد این سبک زندگی شده و نمی تواند از آن دل بکند... . اگر یک روز به خوشگذرانی های غافلانه اش نپردازد افسرده می شود! اگر روزی برسد که با چند نفر نامحرم خوش و بش و بگو و بخندی نداشته باشد، آن روز صبح تا شب عصبانی و بد عنق می شود! اگر هفته ای بگذرد و در یک میهمانی آنچنانی شرکت نکند خمار می شود! اگر ماهی بگذرد و به یک مسافرت و خوش گذرانی درست و حسابی نرود احتمالا کارش به تب و لرز و داد و هوار می کشد و باید طبق روش های قدیمی دست و پای هوسش را با طناب ببندند! ...

 

مسلما در اطراف چنین زنی خانواده ای باقی نمی ماند. زنی که مدام خود را به نامحرمان عرضه کند و هر لحظه در پی پاسخ دادن به نیازهای نامحرمان و جلب توجه آن ها باشد دیگر توان و شور و نشاطی برای پاسخ گفتن به نیازهای اعضای خانواده خود را ندارد و بعد از آشفتگی روحی و عاطفی خود، خانواده خود را نیز آشفته و بیمار می کند.(تا جایی که خانواده و همسر و فرزندان خود را هم می فروشد!)

 

آن طرف قضیه هم احتمالا مردی هست که با هوسرانی ها و بی توجهی به خانواده خود زمینه را برای از هم پاشیدگی خانواده خود فراهم می کند.

نتایح این سبک زندگی می شود بی توجهی به خانواده و عقده ها و مشکلات روحی، روانی و عاطفی اعضای آن خانواده. بماند که زنان مربیان نسل های آینده خود هستند و با این روش تربیتی جامعه آینده خود را هم نابود می کنند.

ریشه اش هم قبل از این تبرج ها از کنار گذاشتن حیا و عفت و غرور زنانه در مقابل نامحرمان شروع می شود. از این که زن خود را برای جلب توجه (جلب نظر هم در نهایت برای جلب توجه است) نامحرم عرضه می کند. به هر شکلی که باشد، حتما و لابد با جلب نظر و نگاه نامحرم نیست. هر عملی که هدفش گم شود. گاهی یک تلفن، پیامک، نظر گذاشتن در وبلاگ ها، گاهی حتی برخی نوشته ها در همین وبلاگ ها و ... .

۱۴ نظر ۲۵ آبان ۹۳ ، ۲۱:۲۱
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خدا یا بت؟

خطابم با پدر و مادرهاست.

همان هایی که به خاطر ترس و واهمه های کاذب خود زندگی و آینده فرزندان و جوانان خود را نابود می کنند.

همان هایی که در ظاهر خیلی دل سوز هستند و جز صلاح فرزند خود را نمی خواهند و اما در باطن دوستی شان از جنس دوستی خرس است.

همان هایی که ندانسته و بدون معرفت و شناخت از درست و غلط، از خوب و بد، از صلاح و تباهی دنبال خوش بخت کردن فرزند خود هستند.

همان هایی که ...

 

بگذارید واضح تر بگویم همان هایی که جوانان خود را در چنین زمانه و جامعه ای، در چنین تهاجم فرهنگی ای و در چنین هجوم شیاطین جن و انسی به حال خود رها می کنند.

همان هایی که حتی وقتی فرزندشان حاضر به مسئولیت پذیری و تشکیل خانواده هست باز مخالفت می کنند.

همان هایی که هفت خوان رستم را در سر راه مشکلات جوانان شان می گذارند. جوانی که با هزار واهمه و امید پا به میدان بندگی می گذارد، جوانی که با هزار امید و واهمه از شر شیطان به خدا پناه می برد، جوانی که با هزار امید به دنبال سعادت حقیقی خود می رود...

کلام را کوتاه کنم.

همان هایی که در نظرشان ازدواج، تشکیل خانواده و زندگی جز با تحصیلات عالی، شغل پردرآمد، شاید پس انداز، منزل و ... نمی شود.

ازدواج و تشکیل خانواده را جز با رسوم پرخرج، سرویس طلا، مهریه های نجومی، جهازهای اشرافی و ... نمی بینند. هر چه غیر این را مصیبت و بدبختی می دانند. مصیبت و بدبختی چه کسی؟

 

خطابم با این پدر و مادرهاست...

خدای شما الله است یا همان بت هایی که قبل معرفت به الله می پرستیدند؟

این چه خدایی ست که شما می پرستید که قدرتی ندارند؟

که رزاق و روزی رسان نیست؟

که رحمتی ندارد؟

که حکمتی ندارد؟

که نمی شود حتی به وعده های خود او اطمینان کرد؟

که دستگیر بنده اش در راه بندگی نیست؟

که ...

مطمئن هستید که خدای شما الله است؟ به ایمان خود اطمینان دارید؟

خدای شما جز بت نیست؛ بت های دنیای مدرن.

بت هایی از جنس پول و ثروت و بت هایی از جنس مال پست دنیا.

بت هایی از جنس تفاخرهای دنیایی و پست.

بت هایی از جنس آبرویتان در نظر دنیاخواهان.

بت هایی از جنس غرور و خودخواهی. بت هایی از جنس نفسانیت.

بت هایی از جنس ... جنس شان تغییر کرده وگرنه این بت ها همان بت ها هستند.

 

+ پیشنهاد: ضد حمله 

+ این یادداشت در راستا و مرتبط با این مطلب بسیار عالی و خواندنی هست: علاوه‌ بر اعتقاد، باید به خدا اعتماد هم داشت

۱۶ نظر ۰۹ دی ۹۲ ، ۰۳:۴۹
سر گشته

این مطلب رو فی البداهه و صرفا با افکاری که از قبل تو ذهنم بود نوشتم بنابراین حتما نیاز به انتقاد و اصلاح داره و خیلی خوشحال میشم دوستانی که می خونند اشکالات بحث رو به من گوشزد کنند.

ببخشید که مطلب یه مقدار طولانی شد.

اگر فرصت یا حوصله خوندن نداشتین توصیه می کنم حتما سخنرانی آخر متن رو دانلود کنید و گوش بدین. می ارزه..

۱۵ نظر ۲۸ مهر ۹۲ ، ۱۷:۵۰
سر گشته

به اسم آزادی و جلوگیری از ظلم به زن و رسیدگی به حقوق زن شروع شد. زن وارد جامعه شد.

 

زن باید برای خود کار کند تا بتواند مستقل زندگی کند تا زیر سلطه مرد قرار نگیرد تا برابری بین زنان و مردان حاکم باشد. اما نه هر کاری بلکه تنها باید به کارهایی بپردازد که صاحب سرمایه می گوید... . از مانکن ها و تبلیغات گرفته تا صنعتی به نام پورنوگرافی _که مبنای آن زن هست_ شد شغل و راه کسب درآمد برای زنان. تا امروز که کمتر جایی پیدا می شود که بتوان از زیبایی و لطائف ظاهری زن سوء استفاده کرد و این استفاده انجام نگیرد.

با اسم استفلال زن شروع و به بردگی زن منجر شد.

 

زن باید آزاد باشد. چه معنایی دارد که زن خود را بپوشاند بگذارید زن ها آزاد باشند این ظلم به زن است. بگذارید خودشان پوشش خودشان را انتخاب کنند. بگذارید جوان ها آزاد باشند چرا اینقدر برای جوان ها عرصه را تنگ می کنید... . زن با پوشش برهنگی وارد اجتماع شد تا به او ظلم نشود تا آزاد باشد. نتیجه آن جلوه نمایی و جلب توجه مردان از طریق برهنگی شد به جای حیا و عفت. نتیجه آن روابط هر مرد با هر زن شد و تجاوز و آسیب های روحی و روانی برای جوانان، فرزندان نامشروع و بی پدر و یا از طرف دیگر از بین رفتن خانواده و رشد منفی جمعیت به جای روش محترمانه خواستگاری، صداق، نفقه و فرزند داری و طعم آرامش و مودت در خانواده.

با اسم آزادی زن و جوانان شروع و به ظلم و تجاوز به زنان و آسیب های روحی و نابودی خانواده و آرامش و مودت آن منجر شد.

 

و چه دروغ های زیبای دیگری که گفتند و خواهند گفت.

 

+ روز زن بر همه زنان فاطمی مبارک

۳ نظر ۱۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۱۸
سر گشته

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

 

و از نشانه‏های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه‏هائی است برای گروهی که تفکر می‏کنند.(1)

 

 

بنابه تصریح آیه مبارکه هر زن و شوهری که سه عامل فوق بین آن ها وجود داشته باشد زوج هستند و الا در منطق قرآن بین آن زن و شوهر زوجیت برقرار نیست. آن سه عامل تسکین، مودت و رحمت است.

تسکین در لغت به سکون و ثباتی که پس از حرکت و تلاطم به دست می آید گفته می شود و در این جا به معنی آرامشی هست که بعد از تشویش، اضطراب و ناآرامی درونی زن و شوهر به یکدیگر می دهند.

مودت به دوستی و محبت بین زن و شوهر گفته می شود که اولا در آن شائبه عرضی نباشد ، خالص باشد و دوستی و محبتی باشد برای محبت و فرضا نه برای مال و ثروت و نه زیبایی ظاهری و ... و دوما محبتی باشد که ابراز می شود و پنهان نمی ماند.

رحمت به مهربانی و شفقت کامل که گاه همراه با ایثار است و از خود گذشتگی گفته می شود.(2)

 

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 

با دانستن این ملاک ها از خودمان بپرسیم که مهریه های سنگین و مراسم های پرخرج و همراه با اسراف آیا مایه تسکین، مودت و یا رحمت هستند؟ ثروت چطور؟ یا زیبایی ظاهری؟ ...

با این توصیفات نتیجه ازدواج با مردی که زن را در خیابان دیده و پسندیده چیست؟ آیا آن دختری که خودنمایی می کند طالب خانواده ای فاقد این سه عامل است؟

حالا روشن می شود که، چطور می شود خانواده ی فقیری که برای نان شب مانده می تواند طعم خوشبختی را بچشد اما خانواده ای که بر اساس مال و زیبایی ظاهری و امثال این ملاک ها و شائبه های عرضی زندگی می کند نمی تواند.

 

این جاست که روشن می شود چرا بزرگان دین می گویند باید با عقلانیت ازدواج کرد و نه صرفا با احساسات. و بر خلاف این آن ها که می گویند باید اول عاشق شد و بعد ازدواج کرد!

عاشق چه چیز می شوید؟ عاشق صورت زیبا؟ اگر سیرتش زشت بود چه می کنید؟ آن صورت تا چه زمانی در نظرتان زیباست و تا چه زمانی این زیبایی برای صاحبش پایدار است؟ اگر زیباتر از آن را دیدید چه می کنید؟...(صورت: تمام زیبایی های ظاهری و دنیایی!)

 

جامعه ما چقدر به این ملاک ها نزدیک هست و به کدام جهت می رود؟ این را از همان آمار ها می شود فهمید...

 

+خیلی از مردم هستند که عقل شون به چشم شون هست، همون کاری رو می کنند که ظاهرا بیشتر در جامعه دیدن و خیلی راحت کار اشتباه شون رو به حساب عرف جامعه می گذارند و خیلی از خود ما که فکر می کنیم نمیشه بر خلاف رسم و رسومات غلط کاری کرد. این فضا به کمک جو مخالف این رسوم غلط خیلی راحت در هم شکسته میشه. کسانی که برخلاف این رسوم ازدواج میکنند و زندگی میکنند باید از زندگی و ازدواج خودشون بگن تا کم کم این رسم و رسوم غلط منزوی بشن و معروف و منکر به جای حقیقی خود برگردند.

۹ نظر ۲۹ بهمن ۹۱ ، ۰۸:۰۰
سر گشته

"در سال 90 تعداد 833 هزار و 332 فقره ازدواج به ثبت رسیده که در مقایسه با سال گذشته 2 درصد رشد داشته است. همچنین تعداد ثبت طلاق در سال گذشته 140 هزار فقره بوده که رشد 7 درصدی داشته است."(+)

 

سال 90به ازای هر هزار ازدواج 168 طلاق ثبت شده است. اگراین رقم رو با طلاق های عاطفی که رسمی نمی شوند جمع کنیم به نظرتون نمیشه اسم این رو فاجعه بگذاریم؟!

چرا باید این همه آمار طلاق در کشوری که به اسم فرهنگ اسلامی داره بالا باشه؟!

باید از بعضی از آقایون که سعی کردند و می کنند جامعه ما رو به سمت اشرافی گری سوق بدن و ارزش های ما رو همان ارزش های دشمنانمون بکنند پرسید که چرا بیشتر این طلاق ها بین خانواده های متمول اتفاق میفته؟

بهتره که این سوال رو از پدر و مادر ها و خانواده هایی پرسید که در منطق اون ها ازدواج بدون مال و ثروت ممکن نیست یا اون هایی که آزادی پوشش رو زمینه ای برای ازدواج دختران می دونن!

 

در منطق قرآن چه تعریف برای زوجیت داریم؟ از منظر قرآن هدف از ازدواج چیه؟

 

آیا دختران و پسرانی که با ملاک ثروت و یا زیبایی ظاهری ازدواج می کنند موفق هستند؟ آیا آشنایی های خیابانی ملاک خوبی برای انتخاب همسر هست؟

پسرانی که با به رخ کشیدن ثروت و با سوار شدن ماشین های گران قیمت و پرسه زدن در خیابان ها دنبال مورد مناسب می گردند یا دخترانی که با خودنمایی پسران رو به سمت خودشون جذب می کنند آیا در ازدواج هاشون موفق هستند؟

 

مهریه های سنگین و مراسم های آن چنانی ضامن پایداری ازدواج هستند؟

 

امثال این سوالات و موارد در جامعه امروز ما متاسفانه خیلی زیاد هست.

ان شاءالله پست بعد به تعدادی از این مسائل از منظر قرآنی می پردازیم.

۱ نظر ۲۶ بهمن ۹۱ ، ۱۲:۴۴
سر گشته
-->