عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

اکنون که کنار بستر همسر رنجور و آزرده اش به سر می برد می نگرد که پیشگویی رسول خدا نزدیک است واقع شود و فاطمه به همین زودی در سرای دیگر به ملاقات پدر عزیز می رسد. این فاطمه رنجور است که نمی تواند پهلوی خود را به سوی دیگر گرداند، روی به سوی علی کرد، و تبسم آهسته ای بر لب های رنگ پریده اش نمایان بود. چون علی خود را کنار بسترش رساند، دست های لاغر خود را با زحمت بلند کرده و به شانه اش رساند و آهسته گفت:

«صدق رسول الله»

۲۲ نظر ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۰۵:۱۳
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

من براى امّت خود از مؤمن و مشرک نمى ترسم؛ زیرا مؤمن را ایمانش مانع مى شود و مشرک را نیز همان کفرش سرکوب مى کند. اما ترس من براى شما از منافق زبان بازى است که حرف هایى مى زند که شما بدان اعتقاد دارید و کارهایى مى کند که شما به آنها اعتقاد ندارید.

 

وقتی پیامبر بزرگوار اسلام بیشتر از هر مسئله ای از منافق زبان باز برای امت خود می ترسند چه معنایی دارد؟

یا این که در روایات دیگری داریم که اسلام هیچ گاه از کفر و شرک شکست نخورده است بلکه همواره علت شکست مسلمانان نفاق بوده است. و روایات مشابه این چنین که در منابع ما زیاد هست چه معنایی دارند؟

هشدار بسیار روشن است. بزرگترین خطر و بزرگترین دشمن برای اسلام و مسلمانان نفاق است و شرک و کفر در درجات بعد قرار می گیرند.

بیشتر هوشیاری مسلمانان باید نسبت به منافقین باشد و بزرگترین میدان نبرد مسلمانان میدان نبرد با نفاق است.

این هوشیاری مستلزم شناخت دقیق منافق و عوامل نفاق است. مستلزم شناخت صفات انسان منافق است.

 

اما در روایت به زبان بازی منافق هم اشاره شده است که اهمیت زیادی دارد. شاید در دوره ما زبان بازی به تبلیغات و دستگاه تبلیغی ترجمه شود، کما این که در صدر اسلام هم معاویه و دستگاه تبلیغاتی او یکی از بهترین مصداق های این روایت بود.

تبلیغاتی که ظاهر اسلامی داشت و دارند اما در پس این تبلیغات بزرگترین خیانت ها به اسلام شده و می شود.

 

مسئله نفاق در زمان پیامبر ص بعد از مهاجرت به مدینه و تشکیل نظام اسلامی مطرح شد. در واقع پیش از آن و در مکه شرک و کفر آن چنان قدرت و تسلط بر اسلام داشتند که دشمنی علنی با اسلام بکنند. ولی همین که اسلام شروع به قدرت گرفتن کرد دشمنی ها وارد شکل دیگری شد و مشرکان و کافران در غالب نفاق وارد جنگ با اسلام شدند و هر کدام در زمانی و در جایی و در فتنه و معرکه ای نقاب نفاق کنار گذاشتند و به دشمنی علنی پرداختند تا بلکه بتوانند ضربه نهایی را وارد کنند. بعضی هم جانب احتیاط را بیشتر حفظ کردند و با دقت بیشتری عمل کردند. معاویه که جنگ صفین را به راه انداخت همین که شکست را نزدیک دید دوباره نقاب نفاق به چهره زد و فتنه حکمیت به راه انداخت.

 

این تاریخ و این عملکرد منافقین در مورد جمهوری اسلامی هم تکرار شده و می شود و ما باید نسبت به این مسئله بیشتر از هر خطر دیگری هوشیار باشیم. در کشور ما نیز دوره دشمنی علنی گذشته و سال هاست که نوبت به نفاق و دشمنی و براندازی نرم رسیده است. نوبت به نفوذ در حاکمیت و مدیریت امور امت اسلامی رسیده است و نوبت به دستگاه های تبلیغات منافقین رسیده... .

 

+ به نظرم مسئله نفاق زیاد جای کار داره. اولین قدم شناخت منافق و نفاق هست، دومین قدم شناخت راه های عملکرد منافقین هست و راه های مقابله با اون ها و در نهایت شاید یکی دیگه از مهم ترین کارها بازخوانی تاریخ نفاق در اسلام هست. ان شاءالله توفیق شناختن و شناساندن منافق و مبارزه در این جبهه سخت رو داشته باشیم.

+ عمری باشه و توفیقی باشه این مطلب ادامه پیدا می کنه...

 

+ یک مدت نیستم، از به زودی تا نمی دونم کی! التماس دعا

۱۱ نظر ۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۱۴
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چقدر در فیلم های غربی و هالیوودی، آن فیلم هایی که با هدف ترویج سبک زندگی غربی به دیگر کشورها صادر می شود، دیده اید که از خانواده و شیوه زندگی خانوادگی در غرب و به طور کلی سبک زندگی غربی انتقاد شود؟ چند درصد از این فیلم ها به نقد سبک زندگی غربی می پردازند؟ چند درصد به نقد فرهنگ اجتماعی غربی می پردازند؟ و چند درصد به تعریف و تمجید و مستقیم و غیر مستقیم از این سبک زندگی و فرهنگ می پردازند؟

حقیقت این است که فیلم های هالیوودی، فیلم هایی که با هدف ترویج سبک زندگی و فرهنگ اجتماعی غرب ساخته می شوند به صورت غیر واقعی، سراسر تعریف و تمجید و تبلیغ فرهنگ و سبک زندگی غربی هستند.

البته در همین غرب زیاد هستند فیلم هایی که با نگاه واقع بینانه و نقد منصفانه به سبک زندگی و فرهنگ غرب پرداخته اند. اما این فیلم ها آن فیلم هایی نیستند که در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان پخش می شوند. این فیلم ها فیلم هایی نیستند که برای کشورها و فرهنگ های هدف پخش شوند...

 

اما در مقابل نگاهی به فیلم های داخلی بیندازیم، نگاهی به آن فیلم هایی بیندازیم که وارد جشنواره های بین المللی می شوند و در مقابل نگاه بین المللی قرار می گیرند.

ایرانی که پیرو سبک زندگی اسلامی و شیعی هست و مدعی هست که این سبک زندگی بهترین سبک زندگی هاست چرا مدام در فیلم ها و سریال های خود به نقاط منفی سبک زندگی، که اتفاقا آن نقاط منفی حاصل از دوری از سبک زندگی اسلامی هست، می پردازد؟ در حالی که متاسفانه در نگاهی کاملا غیر منصفانه این نقاط منفی به سبک زندگی ایرانی اسلامی منتسب می شود.

 

ممکن است عده ای بگویند باید در فیلم ها به نقاط منفی فرهنگ پرداخته شود و نمی شود فیلم ساز را محدود به تعریف و تمجید کرد. ممکن است عده ای مدعی شوند که ما کار فرهنگی می کنیم و با این نگاه نقاط منفی این فرهنگ را به مردم و به اهل فرهنگ گوشزد می کنیم و آن ها را نسبت به ایرادها و مشکلات هم آگاه می کنیم!

حال سوال این است که آیا شما فیلم ساز و نویسنده به فرهنگ اسلامی احاطه کافی دارید؟ آیا شما عالم دینی هستید؟ آیا اصلا شناختی هر چند کلی و نه دقیق از فرهنگ اسلامی دارید؟ یا این که به اسم فرهنگ و هنر دچار خودباختگی به فرهنگ غربی شده اید؟ یا این که حقیقتا از همان عوام مردم هم در شناخت فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی و شناخت حق و باطل مستضعف ترید؟

 

سوال دیگر این که چقدر به الگوسازی صحیح فرهنگی پرداخته اید که حالا نوبت به انتقاد رسیده باشد؟ چقدر فرهنگ ایرانی اسلامی را ترویج کرده اید، چقدر برای جوانان و جامعه ای که هدف فیلم های شما هستند الگو ساخته اید که راه درست را ببینند و بشناسند؟ چقدر راه را نشان داده اید که حالا می خواهید مردم را از بیراهه ها آگاه کنید؟

حقیقت این است که شما و فیلم های شما بیراهه های واهی و خیالی را به مردم نشان می دهند و فیلم های غربی راه های موهوم تر! شما نفی می کنید و غربی ها اثبات! شما الگوهای بد را معرفی می کنید و فیلم های غربی الگوهای خوب را به مردم می دهد!

۱۵ نظر ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۷:۲۲
سر گشته
-->