عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خانواده» ثبت شده است

بدون شک زن (در تمام نقش ها به خصوص مادری و همسری) به دلیل قابلیت های روحی خدادادی عنصر اصلی و اساسی خانواده محسوب می شود.

 

بعد از این مقدمه طولانی بپردازیم به اصل موضوع یعنی همان بلای خانواده سوزی که به جان جامعه ما افتاده.

بلای خانواده سوز جامعه ما همین سبک زندگی غربی و فرهنگ غربی ست که عنان گسیخته و گاها با یاری و حمایت برخی مسئولین بی مسئولیت و روشنفکرمآب ها و شیفتگان غرب ترویج می شود. همین سریال ها و فیلم های ماهواره و اینترنتی و حتی داخلی، موسیقی و ... ، الگوهای ساختگی در انظار مردم، همین مد و لباس ها و مغازه ها و فروشگاه های هزار رنگ، همین بی بندوباری و رفاه طلبی و بی خیالی و ... است.

بلای خانواده سوز ما این هست که وقتی در کوچه و خیابان راه می رویم انواع و اقسام تلاش ها برای جلب توجه و نظر نامحرم را در ظاهر و حرکات و سکنات و گفتار و کردار زنان می بینیم. همین از کف پا تا سر و بلکه بالاتر از سر زن سرتاسر تبرج و جلوه سازی برای نامحرمان است. از لباس ها تنگ و رنگارنگ تا آرایش های آنچنانی، کفش و جوراب حتی! و ...

خلاصه که همه چیز به عکس شده و هر چیزی که مربوط به زنان باشد باید نهایت زیبایی و زرق و برق را برای جلب توجه داشته باشد. و دریغ از کسانی که چشم می بندند و اباحه گری می کنند. گاهی از یک جوراب تور یا یک کفش با جلوه و نما، یا یک لباس رنگی شروع می کنند اما همین قدم اول برای افتادن در گرداب کافی ست.

از این ظواهر که بگذریم می رسیم به این حضور پرشور صبح تا شب و بلکه کله سحر تا نصف شبی زنان در کوچه و خیابان ها! گاهی به بهانه خرید، گاهی یک گردش و رستوران و خوش گذرانی، گاهی کار، گاهی بودن در کنار دوستان، گاهی مسافرت های درون شهری و ... خلاصه هیچ بهانه ای هم که نباشد بهانه پوسیدن در خانه و آب و هواخوری همیشه هست!

و خدا می داند که این تبرج و خودنمایی چه ظلم و فسادی ایجاد می کند و چه انسان ها و خانواده هایی را نابود می کند. اولش از خودش شروع می شود که چشم بسته خود را کالای لذت طلبی نامحرمان و سودجویی سودجویان می کند. همان هایی که هر روز یک چیزی را در بین مردم مد می کنند تا پولی به جیب بزنند و ... .

 

بگذریم نمی دانم چه حکمتی ست که دختران و زنان به ظاهر محجبه هم گاها چشم بسته به دنبال این ها (البته نظریه ای هست که می گوید آن ها هم زمانی خوب بودند) می روند. همان که گفتم گاهی از یک رنگ و لعاب ساده شروع می شود، یا از یک کفش و لباس زیبا که جلب توجه کند یا یک قرار با دوستان در فلان پارک و ... .

خلاصه که با همان پک اول شروع می شود که یک وقتی چشم باز می کند که اگر بکند و می بیند در چنان غفلتی دست و پا می زند که توان برگشتن ندارد. یا همه چیز را از دست داده و یا معتاد این سبک زندگی شده و نمی تواند از آن دل بکند... . اگر یک روز به خوشگذرانی های غافلانه اش نپردازد افسرده می شود! اگر روزی برسد که با چند نفر نامحرم خوش و بش و بگو و بخندی نداشته باشد، آن روز صبح تا شب عصبانی و بد عنق می شود! اگر هفته ای بگذرد و در یک میهمانی آنچنانی شرکت نکند خمار می شود! اگر ماهی بگذرد و به یک مسافرت و خوش گذرانی درست و حسابی نرود احتمالا کارش به تب و لرز و داد و هوار می کشد و باید طبق روش های قدیمی دست و پای هوسش را با طناب ببندند! ...

 

مسلما در اطراف چنین زنی خانواده ای باقی نمی ماند. زنی که مدام خود را به نامحرمان عرضه کند و هر لحظه در پی پاسخ دادن به نیازهای نامحرمان و جلب توجه آن ها باشد دیگر توان و شور و نشاطی برای پاسخ گفتن به نیازهای اعضای خانواده خود را ندارد و بعد از آشفتگی روحی و عاطفی خود، خانواده خود را نیز آشفته و بیمار می کند.(تا جایی که خانواده و همسر و فرزندان خود را هم می فروشد!)

 

آن طرف قضیه هم احتمالا مردی هست که با هوسرانی ها و بی توجهی به خانواده خود زمینه را برای از هم پاشیدگی خانواده خود فراهم می کند.

نتایح این سبک زندگی می شود بی توجهی به خانواده و عقده ها و مشکلات روحی، روانی و عاطفی اعضای آن خانواده. بماند که زنان مربیان نسل های آینده خود هستند و با این روش تربیتی جامعه آینده خود را هم نابود می کنند.

ریشه اش هم قبل از این تبرج ها از کنار گذاشتن حیا و عفت و غرور زنانه در مقابل نامحرمان شروع می شود. از این که زن خود را برای جلب توجه (جلب نظر هم در نهایت برای جلب توجه است) نامحرم عرضه می کند. به هر شکلی که باشد، حتما و لابد با جلب نظر و نگاه نامحرم نیست. هر عملی که هدفش گم شود. گاهی یک تلفن، پیامک، نظر گذاشتن در وبلاگ ها، گاهی حتی برخی نوشته ها در همین وبلاگ ها و ... .

۱۴ نظر ۲۵ آبان ۹۳ ، ۲۱:۲۱
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چقدر در فیلم های غربی و هالیوودی، آن فیلم هایی که با هدف ترویج سبک زندگی غربی به دیگر کشورها صادر می شود، دیده اید که از خانواده و شیوه زندگی خانوادگی در غرب و به طور کلی سبک زندگی غربی انتقاد شود؟ چند درصد از این فیلم ها به نقد سبک زندگی غربی می پردازند؟ چند درصد به نقد فرهنگ اجتماعی غربی می پردازند؟ و چند درصد به تعریف و تمجید و مستقیم و غیر مستقیم از این سبک زندگی و فرهنگ می پردازند؟

حقیقت این است که فیلم های هالیوودی، فیلم هایی که با هدف ترویج سبک زندگی و فرهنگ اجتماعی غرب ساخته می شوند به صورت غیر واقعی، سراسر تعریف و تمجید و تبلیغ فرهنگ و سبک زندگی غربی هستند.

البته در همین غرب زیاد هستند فیلم هایی که با نگاه واقع بینانه و نقد منصفانه به سبک زندگی و فرهنگ غرب پرداخته اند. اما این فیلم ها آن فیلم هایی نیستند که در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان پخش می شوند. این فیلم ها فیلم هایی نیستند که برای کشورها و فرهنگ های هدف پخش شوند...

 

اما در مقابل نگاهی به فیلم های داخلی بیندازیم، نگاهی به آن فیلم هایی بیندازیم که وارد جشنواره های بین المللی می شوند و در مقابل نگاه بین المللی قرار می گیرند.

ایرانی که پیرو سبک زندگی اسلامی و شیعی هست و مدعی هست که این سبک زندگی بهترین سبک زندگی هاست چرا مدام در فیلم ها و سریال های خود به نقاط منفی سبک زندگی، که اتفاقا آن نقاط منفی حاصل از دوری از سبک زندگی اسلامی هست، می پردازد؟ در حالی که متاسفانه در نگاهی کاملا غیر منصفانه این نقاط منفی به سبک زندگی ایرانی اسلامی منتسب می شود.

 

ممکن است عده ای بگویند باید در فیلم ها به نقاط منفی فرهنگ پرداخته شود و نمی شود فیلم ساز را محدود به تعریف و تمجید کرد. ممکن است عده ای مدعی شوند که ما کار فرهنگی می کنیم و با این نگاه نقاط منفی این فرهنگ را به مردم و به اهل فرهنگ گوشزد می کنیم و آن ها را نسبت به ایرادها و مشکلات هم آگاه می کنیم!

حال سوال این است که آیا شما فیلم ساز و نویسنده به فرهنگ اسلامی احاطه کافی دارید؟ آیا شما عالم دینی هستید؟ آیا اصلا شناختی هر چند کلی و نه دقیق از فرهنگ اسلامی دارید؟ یا این که به اسم فرهنگ و هنر دچار خودباختگی به فرهنگ غربی شده اید؟ یا این که حقیقتا از همان عوام مردم هم در شناخت فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی و شناخت حق و باطل مستضعف ترید؟

 

سوال دیگر این که چقدر به الگوسازی صحیح فرهنگی پرداخته اید که حالا نوبت به انتقاد رسیده باشد؟ چقدر فرهنگ ایرانی اسلامی را ترویج کرده اید، چقدر برای جوانان و جامعه ای که هدف فیلم های شما هستند الگو ساخته اید که راه درست را ببینند و بشناسند؟ چقدر راه را نشان داده اید که حالا می خواهید مردم را از بیراهه ها آگاه کنید؟

حقیقت این است که شما و فیلم های شما بیراهه های واهی و خیالی را به مردم نشان می دهند و فیلم های غربی راه های موهوم تر! شما نفی می کنید و غربی ها اثبات! شما الگوهای بد را معرفی می کنید و فیلم های غربی الگوهای خوب را به مردم می دهد!

۱۵ نظر ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۷:۲۲
سر گشته
-->