عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۵۳)

پس لرزه ها که تا مدت ها ادامه خواهد داشت، الحمدالله و ان شا,الله خطر رفع شده، ادم وقتی با زلزله بم مقایسه میکنه خدارو بارها شکر میکنه که تلفات به اون اندازه نبوده
پاسخ:
بله خداروشکر
سلام
خوبین؟
پیام استادم از اردوی مشهد:

سلام. به رفقا.یه زلزله ای الان تو مشهد اومد. ما خوبیم. همه چی امن و امانه. اما جالب بود و تکان دهنده. همینطور نیم دقیقه حدودا بالا و پایین رفتیم.
میگن تو مکانهایی که اهل بیت هستن و حتی شهرهابی که علمای بزرگ زنده یا مدفون هستند زلزله مخربی نمیاد. زمین را اینها نگاه داشته اند.
دوستان خدا همان کوههای محکمی هستند که زمین را نگه داشته اند.
فقط گاهی خدا یه چشمه نشان میدهد که بفهمند مردم چقدر مرگ نزدیک است. چقدر خدا قادر و مسلط است. چقدر ضعیف و ناتوانیم. چقدر گناه کردن زمین را اذیت و نا امن میکند.
پاسخ:
سلام علیکم
متشکر الحمدلله همونطور که استادتون گفتند مشهد اتفاق خاصی نیفتاده اما دعا کنید برای مردم فریمان و روستاهای اطراف سنگ سفید. ظاهرا همچنان پس لرزه ها ادامه داره.
حلال کنید
پاسخ:
نه بزرگوار کلی عرض کردم اگرچه خیلی شخص های خاصی شامل این درخواست هستن من جمله خودتون

نفرمایید اینطور نیست. حلالیت طلبیدن که دلیل خاصی نمیخواد
تشکر
نمی دونم چه حکمتی هست
امسال هم مثل سالهای گذشته ماه صفر پر از مصیبت برای شیعیان بوده
بی جهت نیست این دعاهای دفع بلا و روایات رسیده...
نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن
نه مجال ایستادن نه گریزگاه دارم ...
پاسخ:
نیم بسمل را تغافل های قاتل آتش است...

حال دل
یک مدت رمان زیاد میخوندم.. چند سال قبل.. رمان خوب هم خوندم اما به ندرت میشد یک رمان خوب رو دو بار یا چند بار بخونم.
حتی رمان "جنایت و مکافات" داستایوسکی رو هم که دو بار خوندم به خاطر این بود که بار اول خلاصه ش رو خونده بودم نه اصل رمان رو. البته فکر کنم کاملش رو با کتاب صوتی گوش دادم.
اما نبود رمانی مثل "خرمگس" لیلیان اتل وینیچ که دو یا سه بار کامل خوندم و الان هم مدتی هست دوباره دوست دارم بخونمش ولی فرصتش رو ندارم.
پاسخ:
این نرم افزار برای مطالعه ی پی دی اف تو موبایل خیلی خوبه
دو ویژگی خوبش:
وقتی بزرگنمایی به اندازه ای تنظیم شد که دیگه نخواستید بهم بخوره یا صفحه به راست و چپ بره و فقط بالا و پایین بره و مطالعه کنید از دکمه ی قفلش استفاده کنید
وقتی خواستید شب مطالعه کنید یا نور محیط کم بود می تونید تو حالت night mode برید که خودکار پس زمینه رو مشکی می کنه و متن سفید
یادم هست چند ماه قبل مطلبی با عنوان علم نافع نوشتم. و تا جایی که خاطرم هست هم از ابتدا با نیت برخی از بزرگوارانی که قصد ادامه تحصیل انتخاب رشته و ... داشتند این مطلب نوشته شد.
بعد از چند ماه حالا میشه تقریبا فهمید که هیچ تاثیری نداشت و بعضی بی توجه به کار خودشون پرداختند و بعضی هم به کلی فراموش کردند و قصد و نیت شون هم چنان همون هست که بوده. خب مشخصه که برای بنده نه سود و نه زیان شخصی ای از عمل این بزرگواران میرسه. اگر هم چیزی گفتم  ان شاءالله فقط از سر دلسوزی و برادری بوده. ادعا نمی کنم که بر حق بوده ولی همونقدر که می فهمیدم و از روایات دستگیرم شده رو سعی کردم به شما بزرگوارن هم بدم. حتی با بعضی مستقیم وارد بحث شدم و حجت خواستم و استدلال کردم. گاهی هم غیر مستقیم سعی کردم متذکرشون بشم که با دقت بیشتری عمل کنند.

الان هم که مجدد دارم جسارت می کنم و این بحث رو پیش کشیدم ان شاءالله فقط بخاطر برادری دینی و دلسوزی هست. خب اصل بحث که در همون مطلب هست و اگر صحبتی هست همونجا بفرمایید. اما چند تذکر هم اول به خودم و بعد به شما بزرگواران عرض می کنم ان شاءالله که مایه ی خیر و صلاح حقیر و شما باشه.

اول این که شیطان همیشه ما رو به گناه و فساد دعوت نمی کنه. گاهی هم ما رو به کارهای بیهوده دعوت می کنه تا از اولویت ها و واجبات باز بمونیم. تا دلمون بخواد به اندازه ی تمام عمر ما و فرزندان مون کار برای اسلام و این انقلاب هست که رو زمین مونده و همین ما هستیم که باید انجامش بدیم. سوای از واجبات عادی زندگی هامون که همون ها به تنهایی برای پر کردن تمام عمر ما کافی هستند.

دوم عمل لهو و مسیری که بیهوده باشه پر از مسیرهای انحرافی و گمراهی هست. اگر ما مثل خیلی های دیگه ای که وارد چنین فضاها و مسیرهایی شدند و امروز حال و روزشون معلوم هست نشیم که خیلی سخت هست حداقل ماجرا این هست که نسبت به خیلی از مسائل بی غیرت و بی تفاوت میشیم و دیدن و شنیدن و برخورد باهاشون برامون طبیعی و عادی میشه و گاهی حتی عمل بهشون ...
وقتی بدون فکر و هدف و برنامه وارد مسیری میشیم که برنامه و فکر و هدف گذاریش رو کس دیگه ای انجام داده که متاسفانه احتمال بدخواه بودنش هم در بعضی موارد خیلی زیاد هست نمی تونیم انتظار داشته باشیم از اون دستگاه و از اون برنامه سالم خارج بشیم.

سوم وقتی کاری رو به میل خودمون انجام میدیم لطفا به پای خدا و دین و بندگی نگذاریم. لطفا اسم خودمون رو شیعه و بسیجی و دغدغه مند و انقلابی و ... نگذاریم. هر وقت عملی رو به نیت بندگی و در مسیر بندگی انجام دادیم اون موقع می تونیم مقابل ولی نعمت مون سر بلند کنیم و ادعا و انتظاری داشته باشیم. لااقل وقتی فهمیدیم جرات و جسارت توبه و برگشت داشته باشیم و بیشتر ادامه ندیم.
پاسخ:
مشخصه که این تذکرات رو اول به خودم گفتم که بیشتر از همه مستحق هستم و ان شاءالله شما بالاتر از این تذکرات و مسائل هستید.
حتی اگر حقیر رو به برادری دینی خودتون قبول نداریم خواهش می کنم حرف حق رو بگیرید و به کار ببندید. اگر هم ناحق هست ان شاءالله لااقل باعث تامل و یک تحلیل مجدد بشه تا خودتون به لطف خدا به اونچه که حق هست برسید.

ببخشید که اینجا و به این شکل نوشتم. مدتی هست که ترجیح میدم به این شکل بنویسم.
+ مسلما حقیر بیشتر از همه نیازمند تذکر و نصیحت هستم. بزرگواری کنید و اگر مسئله ای هست بفرمایید.
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت ...

لعنت بر عرف و رسوم پوچ جامعه و حرف مردم و آبرو و احترام و ... که مانع توبه و بازگشت از کار و راه غلط میشه.
چقدر از عمر و فرصت های جوونی رو بخاطر همین مسائل از دست دادیم؟ چقدر راه های غلطی که میدونستیم برامون سود نداره و زیان داره و بخاطر همین مسائل ازشون برنگشتیم و یا توبه رو به تاخیر انداختیم؟
پاسخ:
حرف از توبه که می زنیم سریع ذهن ها نره سراغ گناه و حرام. نه. هر عملی که ما انجام میدیم یا در راه رضا و قرب الهی هست و یا نیست. منظور عمل و راه هایی هست که معمولا عمری از ما اتلاف می کنن بدون اینکه باعث تقرب و رضای خدا باشند.
منظور برگشتن و توبه از این کارها و راه هاست. مثل شغل و تحصیلات و بقیه ی عرف های رایج هست. این هاست که ما رو روسیاه آخرت می کنند. راه هایی که زندگی مون رو براشون صرف می کنیم و به خاطر همین مسائل عرفی و ... خودمون رو ملزم به ادامه دادن شون می کنیم حتی اگر بفهمیم جز گمراهی و اتلاف عمر سودی برامون ندارند.
یک زن همونقدر که میتونه از دغدغه ی عواطف و توجه و محبت و ... فارغ بشه، برای محیط اجتماع و شغل های اقتصادی و وظایف و مسئولیت های بیرون از محیط خانواده و سخت میتونه مناسب باشه!
وقتی تمام دغدغه و طلب و فکر و ذکر آدم چیزی جز وظیفه ای که بهش محول شده باشه طبیعتا برای اون وظیفه مناسب نیست.
مرد اما برعکس چون دغدغه ش مقام و احترام بزرگی هست طبیعتا برای وظایفی که نرمش و سازگاری نیاز داره مناسب نیست.
شبهات و اشکالات جوونهای اطرافمون خیلی جزئی و ساده هستند و اگر ما دستشون رو نگیریم و در کنارشون نباشیم معلوم نیست فردا چه بر سرشون و چه بر سر جامعه بیاد.
حتما یک برنامه ی فرهنگی برای ارتباط با جوون ها تو زندگی داشته باشیم. راحت ترین روش مسجد و ارتباط با بچه های محل هست.
فقط کافی هست که یه مقدار از وقت هایی که بیهوده داریم از دست میدیم رو جمع کنیم براشون. باور کنیم که این ها پاک هستند حتی اگر درشت گویی می کنند و در ظاهر خیلی منحرف به نظر میان.

کار رسانه و تهاجم فرهنگی دشمن همین هست که جوونها رو در نهایت غرور و بزرگ بینی به مقابله بفرسته. تمسخر و خار و پست نشون دادن دین و مومن و انقلاب و ایجاد تعصب در مخاطب کار دشمن ماست. باید با نرمی و منطق و استدلال به کمک جوونهامون بریم. خودمون هم در این راه بی نصیب نمی مونیم به شرط نیت درست.
حقیقت اینه که رشد و هدایت خودمون هم در گرو همین کارهاست وگرنه خیلی راحت از دین برمیگردیم.
سلام
پسری که عاشق شده چرا باید بی توجهی کنه به معشوقه اش؟!
من تناقض میبینم توی این حرف تون!
پاسخ:
منظور برداشتی هست که دختر از رفتار طرف مقابل میکنه که وابسته به توقعات و تصورات خودش هست و به هر دلیلی پسر ممکنه نتونه مطابق میل دختر عمل کنه و توقعش رو برآورده کنه. مخصوصا اگر خانواده ش مذهبی باشند و با اون دختر نتونه ارتباط داشته باشه..
خب تو اغلب موارد هم دختر انتظار داره که پسر موانع و مشکلات ازدواج و وصال رو رفع کنه و از طرفی فرصت خودش رو هم محدود میبینه و میترسه فرصت های ازدواج رو از دست بده. از طرف دیگه دخترها ظهور و بروز احساسات شون زیاد و خیلی بیشتر از پسرهاست و عدم شناخت شون از عواطف مرد باعث میشه فکر کنند شخص مقابل دوست شون نداره یا چون زیاد اظهار نمی کنه یعنی دلسرد شده و دیگه علاقه ای نداره.
اونچه که بعد ازدواج هست فکر میکنم قبل ازدواج برعکس هست یعنی پسر خودش رو محدود میبینه و نمیخواد و نمیتونه به کس دیگه ای حتی فکر کنه ولی دختر خودش رو آزاد میبینه و میخواد به بهترین برسه یا با جلوه گری و دلبری به دلخواهش برسه و نمیخواد خودش رو محدود کنه و اون از دست دادن فرصت و زمان هم مزید بر علت میشه که دختر توقعش بیشتر یاشه. برخلاف پسر که خاطرجمع هست که دیگه کسی رو که میخواسته پیدا کرده و ... .
تو این مورد خاص اما در جریان نیستم چه اتفاقی افتاده که در نهایت به هم نرسیدن ولی حتما مخالفتی یا مشکلی تو ازدواجشون بوده.
بالای چهل و شاید نزدیک پنجاه سال سن داره. سه چهار سالی هست که برگشته ایران و اون هم به اصرار مادرش بوده.
تو همون دو سال اول با اصرار مادرش چندین بار رفت و رفتند خواستگاری. مادرم از طرف مادرش مامور بود که براش دختر خوب پیدا کنه. ملاک ها رو هم خودش می گفت. اما هیچ کدوم فایده نداشت. یه عده رو با بهانه و عیب گذاشتن و ... رد کرد و یه عده ی دیگه رو هم پیچوند و کلا نرفت.
کم کم همه ناامید شدن از ازدواجش و فهمیدن که کلا نمی خواد ازدواج کنه و این خواستگاری ها و ... هم به خاطر اصرار مادرش بوده... .
بنا به صحبت هایی که از طرف مادرش شنیدیم ظاهرا زمان جوونیش دختری رو دوست داشته که بهش نرسیده و شاید اتفاقات بعد هم به خاطر فرار از فشار خانواده بود. رفتنش به استرالیا و غرق کردن خودش در کار و درس و دانشگاه و استادی دانشگاه و ... همه برای فرار بود. فرار از فشارهای خانواده برای ازدواج و فرار از تلخی دنیایی که داشت.

از این داستان ها زیاد شنیدم و بعضا دیدم. پسرهایی که دلبسته ی دختری میشن و به هر دلیلی به دختری که میخوان نمی رسند. دختر هم اگر دلبسته باشه بعد از چند وقت از پسر متنفر میشه و اگر فارغ باشه هم که هیچ در هر صورت بعد از مدتی ازدواج می کنه. برای دختر همه چیز تموم میشه ولی پسر سال ها با یاد اون دختر زندگی می کنه و اگه لطف خدا شامل حالش بشه به واسطه و وسیله ای ازدواج می کنه. یا بهتر بگم دامادش می کنند.
البته صحبت من درباره پسرهایی که زندگی شون رو بر هوس بنا کردند نیست.

بر خلاف تصوری که از اغلب خانم و دخترها دیدم که خودشون رو در این مسائل حساس می دونند اما حقیقت اینه که خیلی زود همه چیز رو فراموش می کنند. نهایت امر اینه که بعد از مدتی بی توجهی از طرف پسر ازش متنفر میشن و برای لجبازی و انتقام هم که باشه خیلی زود ازدواج می کنند.
اشعار و داستان های ادبی مون هم پر هست از مصادیق همین واقعیت. وفای عاشق یا رو آوردن معشوق به رقیب و ... .

مخلص کلام این که جلوه گری های زنانه مایه ی فتنه ها و آزمایش های سختی هست و عقوبت های سنگینی داره هم در دنیا و هم در آخرت و هم برای خود زن و هم برای مرد.
بله برای دنیای زن هم پر از مفسده هست. زنی که دلبری و جلوه گری کرد دیگه به خانواده و همسر خودش قانع نمیشه. مدام دلش می خواد بین نامحرم باشه و به هر بهانه ای از خونه خارج بشه. حتی به بهانه ی کار فرهنگی و اجتماعی و ... و حتی با چادر...
پاسخ:
این ها رو بدون قصد و غرض و تعصب و با توجه به دیده ها و شنیده های شخصی عرض کردم. البته بعضی صحبتها مبتنی بر روایت هستند و محکم منتها اصراری بر درست بودن صد درصدی حرفهام ندارم کما اینکه مثال نقض زیاد هست و نمیشه حکم کلی داد.

تو خیلی از موارد که گذشته ها تو جامعه به خانم ها کمتر میدون میدادند واقعا کار از روی حکمت بود ونه از روی جهل و مردسالاری و ... . این رو امروز میشه به وضوح تو جامعه دید. البته که خیلی موارد هم بیجا و اشتباه بود. خیلی از امور هستند که سپردنشون به زنها باعث تباهی خودشون و جامعه میشه.
راه زندگی مومنانه و بندگی خدا و وصال فقط یکی هست.
فقط با مجاهدت در راه حق میشه به وصال رسید. این طور نیست که ما فکر کنیم اگر امروز از فلان میدان جهاد فرار کردیم یا به هر دلیل واردش نشدیم راه دیگه ای هم برای وصال هست. نه این طور نیست. یا جهاد هست و یا فراق. چون جهد و وصل از هم جدا نیستند.
پاسخ:
استغفار هم به خاطر مجاهدت هست که باعث وصل میشه.
۲۱ فروردین ۹۵ ، ۰۲:۰۸
"مرد از لحاظ تشخیص و تفکر و تعقل و صلابت فکری بدون شک در جایگاه بهتری از زن هست .....
اونچه که مردها در اون ضعیفند و نیاز به زنان هست، مسئله ی روحیات و قدرت روحی و ارادی و عزم و انگیزه و شوق حرکت و نشاط روحی و ... هست. مردها از این جهات ضعیفند و نیاز به همراهی زنان دارند.
مثال هم زیاد داره الا ماشاءالله در جامعه ی خود ما بودند و هستند مادرانی که از نظر علمی و بصیرتی بسیار ضعیف بودند و هستند ولی فرزندانی که از دامان این مادران تربیت میشن بزرگترین انسان ها هستند. تربیت علمی و بصیرتی و معرفتی عوض داره و جای دیگه هم ممکنه انجام بشه ولی تربیت روحی فقط از دست زنان جامعه برمیاد، چه در مقام مادری و چه همسری و ... . البته تربیت که چه عرض کنم نیاز به مراقبت دائمی هست. (یاد کلامی از حضرت آقا افتادم که وقتی از مادران و نقش مادری صحبت می کنند سوای همه ی کارهایی که یک مادر در تربیت فرزند می تونه انجام بده از گشایش عقده های عاطفی حرف می زنند یعنی بعد روحانی و نه معرفتی یا جسمانی و ... متاسفانه عین کلام شون خاطرم نیست و حوصله ی جستجو هم ندارم! اما فکر کنم خودتون متوجه شدید کدوم صحبت شون رو میگم:) )
مثال های موفق هم اتفاقا همین رو تصدیق می کنند که مردانی بدون زنان موفق بودند که تونستند ضعف روحی وجودشون رو برطرف کنند. با ارتباط معنوی با خدا و ... . البته در نظر بگیرید که موارد استثنا مورد بحث نیستند و ما داریم به صورت عمومی بحث می کنیم.
به نوعی اگر مرد تکیه گاه مادی و ظاهری و فکری هست زن هم تکیه گاه روحی هست."

"نمی دونم اسمش رو چی باید بذارم و عبارت درست برای تعریفش چیه ولی من اسمش رو گذاشتم قدرت روحی و بقیه ی عبارات رو هم برای تقریب ذهنی شما گفتم تا متوجه منظورم بشید که منظور از قدرت روحی چیه.
خیلی دوست دارم بدونم ماهیت عقل چیه ولی عقل صرفا تفکر و حکمت و معرفت و ایمان و یقین و عمل صالح و ... نیست. بلکه اونچه که من از روایات برداشت می کنم مجموعی از تمام این هاست. اون روایت مشهور رو شنیدید که بهشت با عقل به دست میاد. از اون طرف آیات و روایات زیادی داریم که میگه بهشت حاصل ایمان و عمل صالح هست و ... . خب مجموع این ها یعنی گستره ی عقل در تمام شئون وجودی ما هست.
صحبت های بنده در مورد قدرت روحی زنان متکی به همین صحبت های مشهور هست. مثلا در مورد این که زنان روح لطیف تری نسبت به مردان دارند. لطافت اولا بسیط بودن و گستردگی روح رو میرسنه و ثانیا آسان بودن نفوذ در اون. یا این که میگن زنان صاحب قلب و روح همسران شون هستند. یا تحولاتی که بعد از ازدواج برای مردان حاصل میشه و انگیزه و قدرت عزم و اراده شون دو چندان میشه. (یکی از همین روانشناس های خودمون هم در موردش صحبت های جالبی داشت به نظرم دکتر انوشه بود.) یا مایه آرامش روحی بودن زن برای مرد. (اون روایتی که از امام علی علیه السلام هست که وقتی به چهره ی فاطمه سلام الله علیها نگاه می کردم غم و غصه و مصائب و مشکلات رو فراموش می کردم و غرق در آرامش میشدم البته مضمونا یا روایات مشابهی از پیامبر ص) و خیلی موارد و مثال های دیگه که صحبت های بنده در مورد قدرت روحی زنان تحلیل و برداشتی از تمام این ها بود.
مرد تشخیص داشته باشه ولی از لحاظ ارادی و روحی سست باشه میشه مثل مردم کوفه ی زمان امام علی علیه السلام که به هر دلیلی علی رغم تشخیص و بصیرتی که حضرت به مردم میدادند حاضر به جهاد نبودند و این یعنی ضعف روحی. یا کسی که شور و نشاط روحی و انقلابی داشته باشه ولی تشخیص نداشته باشه نتیجه میشه شبیه مثلا بعضی از همین محافل عجیب و غریب مداحی و بعضا قمه زنی و ... . یا میشه مثل قیام های توابین که بر خلاف تشخیص امام بود... ."

"در مورد روح و لطافت روحی یک چیزایی نوشته بودم اینجا! امشب داشتم به بهانه ای فکر می کردم که حالا اونچه که گیرم اومد رو می نویسم.
اول از همه از لطافت شروع کنم. احتمالا می دونید یعنی چی ولی باز هم برای کامل بودن صحبت ها توضیح بدم. مثلا میگیم آب لطیف هست و وقتی تو ظرفی میریزیم تمام ظرف رو پر می کنه و پخش میشه ولی از اون لطیف تر هوا هست و گاز که بر خلاف آب تحت تاثیر جاذبه هم نیست و همه جا پخش میشه ولی باز تحت تاثیر مظروف هست و از حد دیواره های مظروف پیش نمیره و مثلا از شیشه رد نمیشه. نور از گاز هم لطیف تر هست از شیشه هم رد میشه و به همین شکل امواج لطیف ترند و ... . یکی از صفات خدا هم لطیف هست یعنی چی؟ خدا در کمال صفات هم هست یعنی از همه چیز لطیف تره و محدود به هیچ چیزی نمیشه و همه جا هست.

خود روح هم لطیف هست. از دو جهت میگم اول این که یک چیز مشهور به نظر میرسه که نمی دونم احتمالا منطبق بر روایت و ... خاصی باشه و دوم از این جهت که قابل درک برای ما نیست. همین که قابل درک با حواس و ابزارهای مادی نیست یعنی از همه چیز این دنیای مادی باید لطیف تر باشه. چون مثلا وقتی ما چیزی رو می بینیم یعنی اون شیء محدود به ماده و حواس ماست و در نتیجه چندان لطیف نیست و محدودیت های مادی رو داره و به همین شکل در مورد بقیه ابزارهای ادراکی ما از دنیا هم همین طور هست. پس وقتی روح برای ما قابل درک نیست یعنی روح لطیف تر از تمام چیزهایی هست که ما در جهان می شناسیم و محدود به ابزارهای درک ما از جهان نیست.

حالا وقتی میگیم زن قلب و روح لطیف تری داره یعنی روح زن بسیط تر هست و بر روح مرد خودش احاطه داره. یا وقتی میگیم فلان عالم و عارف روح بزرگی داره یعنی روحش بسیط هست و بر روح خیلی ها احاطه داره یا بریم بالاتر در مورد ائمه علیهم السلام که لطیف ترین و بزرگترین روح و قلب ها رو دارند. در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه که در روایت اومده از ما غافل نیستند و بر احوال ما احاطه دارند و آگاهند و ... . از همه بالاتر هم خود ذات حقیقت و وجود (عز و وجل) که در نهایت لطافت هست و بر همه چیز احاطه داره...

حقیقت وجود ما هم روح ما هست. حالا هر قدر ما این روح رو محدود به مادیات و مراتب سخت تر و پست تر بکنیم این روح هم سخت تر میشه ولطافت خودش رو از دست میده و هر قدر مشغول به معنویات و حقایق و مراتب لطیف تر و بالاتر بکنیم این روح هم لطیف تر میشه و بیشتر اوج میگیره.


این حرف ها هم البته قبلا گفتم و باز تاکید میکنم صرفا برداشت ها و تحلیل های فکری و شخصی خودم هست و نمی دونم کاملا درست هستند یا نه.
هنوز خیلی فکرم مشغول هست. مثلا در مورد نور و ظلمت و بهشت و جهنم و ... چطور با روح ما قابل توجیه هست؟
یا در مورد ارتباط روح های ما. یا به طور خاص تر زوجیت و ازدواج و فرزند و ... و ارتباط روح ها در این شرایط چطوره؟ یا در مورد عشق و طلب های درونی ما جایگاه روح کجاست و چه ارتباطی با روح دارند این مسائل؟ ...
وادی اسراری هست که ما ازش سر در نمیاریم."

"تفاوت های روحی زن و مرد برام جالبه و البته عجیب.. 
یک مرد وقتی محبوب و معشوق خودش رو از دست میده کلا از خود بی خود میشه انگار خودش رو تمام با معشوق تعریف کرده و وقتی معشوق نیست خود هم دیگه وجود نداره.
زن اما وقتی محبوب رو از دست میده مثل این هست که یک قسمت از وجودش تهی شده باشه یا به قول بعضی ها یک تکه از وجودشون کنده شده و دیگه نیست.
نمی دونم این تعابیر درسته یا نه ... ولی خیلی دوست دارم بدونم چطور در عالم روح و قلب و دل این مسائل تعریف میشه."
پاسخ:
خیلی بده که نظمی تو نوشتن صحبت ها و نظراتم تو مسائل مختلف ندارم. برای این که به نظرات گذشته برگردم باید کلی وبلاگ های مختلف رو بگردم تا ببینم چی گفتم. از آخر هم خیلی هاش رو خاطرم نبود و پیدا نکردم. بعضی ها هم همراه وبلاگ حذف شده بود... . من جمله نظراتی که تو وبلاگ الف (صواع) گذاشته بودم که هر جا هست محفوظ باشه ان شاءالله :)
این صحبت های بالا یک مقدار ممکنه گسسته و پراکنده باشه و مبهم. چون مطلب خصوصی بود نتونستم آدرس بذارم تا کل بحث روشن بشه. در همین حد هم ان شاءالله نویسنده ی وبلاگ راضی باشند از ما..

امروز داشتم به این مطلب خانم منافی فکر می کردم. ذهنم هنوز تو همون نظری هست که نوشتم که یعنی این مسائل به خلقت زن و مرد برمیگرده و جزء طبیعتشون هست. که البته ایشون احتمالا برداشت اشتباهی از نظر کردند ... . یاد این بحث های گذشته تو وبلاگ های دیگه افتادم و فقط همین ها رو تونستم از گذشته گیر بیارم.
خب خانم ها در خلقت شون حب ذاتی دارند که مردها ندارند. همون چیزی که قبلا به خودخواهی تعبیر می کردم که همونطور که گفتم به معنای بد کلمه نمیگم و نگفتم. یک قابلیت و یک ویژگی خلقت خدا هست که میتونه خوب باشه و می تونه بد باشه. بستگی به استفاده ی ما داره.
از طرفی همونطور که بالا گفتم خانم ها لطیف تر هستند و شاید هم حب به لطائف و جمال دارند و همین باعث میشه که حب ذات شون پررنگ تر باشه. (این به نظرم درست تره و می تونیم گزاره ی بالا رو اینطور دقیق تر تعبیر کنیم.)
به همین معنایی که بالا گفتم یعنی زن خودش و هر چه که داخل این دایره ی تاثیر و تاثر روحیش باشه رو دوست داره، مثل خودش. مثال هاش رو هم بالاتر گفتم.
راه نفوذ به این دایره هم همین لطائف روحی زن و حب این لطائف هست. برای همین هم هست که گفته شده زن باید در مقابل نامحرم مغرور باشه و چیزی از لطائف وجودیش رو به ظهور نرسونه تا هم خودش محفوظ بمونه و هم مرد رو حریص به خودش نکنه.
به همون میزان که لطیف هستند، ضعف در صلابت و جلال دارند و نیاز و طلب شون، سختی و صلابت و محکمی هست. نیاز به تکیه گاه و یک جای امن و محکم دارند.
هر چه انسان در صفت کمالیه ای در ضعف و فقر بیشتری باشه، طلب بیشتری برای اون صفت داره و این کمال طلبی (که ریشه در حب به وجود مطلق و کمال مطلق داره) انسان رو دو چندان تحریک می کنه و مقدمه ای میشه برای بزرگترین طلب های انسان یعنی نیاز به همسر... .
یا بهتره از این طرف بگیم که اون ذات مطلق و مقدس حب و طلب خودش رو در وجود انسان قرار داده و خودش کمال مطلق هست. در وجود زن با لطافت جلوه ی بیشتری کرده و در وجود مرد با صلابت و فقر هر دو جنس در صفاتی که در جنس مخالف شون جلوه ی بیشتری داره باعث شده که طالب هم باشند.

مرد اما حب جلال و جبروت و صلابت داره و همین باعث میشه که خودشون رو بزرگ تر و بالاتر از دیگران بدونند و حب و طلب مقام و احترام داشته باشند. این هم نه لزوما به معنای بدش بلکه این هم یک موهبت در خلقت خدا هست که بسته به استفاده ی انسان میتونه خوب یا بد باشه.
یعنی حب و طلب جایگاه و آرمان و هر چه که انسان رو بهش برسونه در مرد پررنگ تر هست.**
از طرفی مرد هم مثل زن در بعد و صفتی که جنس مخالفش کمال داره در ضعف هست و حب و طلب اون صفت رو داره.

حالا بریم سراغ این که چی میشه که انسان از خود گذشتگی و فداکاری می کنه؟ چی میشه که انسان یک چیزی رو حتی از خودش هم بیشتر میخواد و دوست داره و حاضره برای رسیدن بهش از خودش بگذره؟
یک موضوع بعد غریزی و فطری هست که همه ی انسان ها دارند و ممکنه از خودگذشتگی بکنند. مثلا همه ی مادران نوزادان خودشون رو دوست دارند و حاضرند براشون ازخود گذشتگی بکنند. چرا؟ چون این نوزاد با همون لطافت در روح و دستگاه حب و بغض مادر نفوذ می کنه و مادر این نوزاد رو از خودش میدونه و از طرفی این نوزاد نهایت توجه و نیاز به مادر رو داره و این یعنی مادر نهایت جلوه ی جمالی خودش رو میتونه با این نوزاد به معرض ظهور برسونه. مادر میتونه با این نوزاد به اوج و کمال اون صفتی برسه که ازش صحبت کردیم. این کمال طلبی باعث میشه مادر برای حفظ نوزاد هر کاری بکنه و حتی از خودش بگذره.
در مورد مرد هم همین طور. تا به حال ندیدید که مرد بعد از ازدواج چقدر متحول میشه؟ همون پسر تنبل قبل از ازدواج یک مرتبه طوری میشه که حاضره هر کاری بکنه. بره بالای 10 طبقه داربست و جوشکاری کنه یا بره تو دل زمین و معادن کار کنه یا همون پسری که هر روز تا لنگ ظهر می خوابید و روز و شبش رو با خوش گذرونی می گذروند یک مرتبه می بینید بعد از ازدواج طوری میشه که خوابش از حداقل هم کمتر میشه و صبح تا شب مشغول کار و زحمت میشه. یا آنچنان به همسرش حساس هست و غیرت داره که با کوچکترین جسارتی از خود بیخود میشه و حاضره هر کاری بکنه. (همه ی اینها البته مصداق غیرت بود.) چرا؟ چون اون زن نهایت توجه و نیاز به جلال مرد رو داره و از طرفی مرد با وجود همسرش می تونه به اوج و کمال ظهور اون مطلوبی برسه که ازش صحبت کردیم.

اما فراتر از بعد طبیعی و فطری، از خودگذشتگی میتونه همراه با عقاید هم بشه. یعنی انسان اون مطلوب و محبوب و معشوق بالاتر از همه رو هم ببینه و در کنار این مطلوب طبیعی دست به فداکاری و از خود گذشتگی بزنه. میشه مصداق سوالی که خانم منافی پرسیدند. هیچ زنی تو دنیا به صورت عادی دوست نداره با مردی ازدواج کنه که معلول هست شاید اگر بالاجبار در این شرایط قرار بگیره بتونه از پسش بربیاد ولی حاضر نیست در این راه ازخودگذشتگی و ایثار بکنه ولی همین زن اگر طلب و حب اون معشوق حقیقی رو داشت حاضره بره و فقط برای رضای اون محبوب چنین فداکاری هایی بکنه. یعنی فداکاری و ایثاری که فطرتا داره رو همراه با یک فداکاری بزرگتر بکنه. مرد هم همینطور اگر به درک اون مطلوب و محبوب حقیقی رسید حاضره برای رسیدن بهش به اون ایثار و فداکاری ای که فطرتا میتونه از خودش بروز بده جهت بده. حاضره از جانش در راه حفظ زن و فرزند خودش و همه ی هم مسلکانش بگذره. این همون طلب هست و در راه ظهور همون مطلوب فطری که با یک مطلوب بالاتر همراه شده.
اغلب فداکاری های ایثارگران ما در این اندازه هست. یعنی در راه مطلوب بالاتر فداکاری می کنند ولی باز هم محدود به مطلوب خودشون و تا حدی که با مطلوب خودشون در تعارض نباشه. همین میشه که به ندرت می بینیم زنانی رو که وارد جبهه ی جنگ بشن یا مردانی رو که مثلا زندگی شون رو وقف نگه داری از فرزند معلول ذهنی خودشون بکنند.*

عده ای هم فراتر از همه ی این ها هستند که حتی مطلوب فطری خودشون رو هم اگر در تعارض باشه فدای رسیدن به مطلوب و معشوق حقیقی می کنند که مصداق این آدم ها رو خودتون می شناسید. البته فدا کردن درست نیست که چنین انسانی هیچی رو از دست نمیده بلکه همون فدا کردن هم اگر بفهمیم سراسر سود هست.
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟

 به نظرم شهدا از این گروهند. چه اون شهدایی که در میدان نبرد به شهادت رسیدند و چه اونهایی که به مرگ طبیعی رفتند اما شهیدند. مگر شهادت بدون وارستگی از دنیا و طلب هاش ممکنه؟ اینجا دیگه اون طلب های فطری فقط وسیله میشند برای رسیدن به طلب های بالاتر و برای شهید خود اون طلب دیگه موضوعیت نداره.

+ این نظر هم بی ارتباط نیست.

* گنده تر از دهنم گفتم اما قصد جسارت نیست که بنده مطمئنا حقیرتر از همه ی این بزرگواران هستم بلکه این صحبت ها صرفا برای تبیین هست. ان شاءالله اگر خطا گفتم بنده رو عفو کنند. بالاتر گفتم اینجا هم تکرار می کنم این صحبت ها صرفا برداشت های شخصی هست و ادعای مطابقت شون با شریعت و عرفان رو ندارم.

** یاد بعضی حرف ها و شکایت های بعضی از زوج ها افتادم. بعضی از خانم هایی که شکایت می کنند که همسرشون کارش یا مثلا وسیله ی کارش رو بیشتر از زن و زندگی دوست داره و بیشتر به کارش توجه می کنه. یا بعضی آقایونی که دلخور و ناراحت میشن از این که خانم شون به خاطر یک لباس و طلا و جواهر و ... یا بی توجهی از سر مشغولیت، باهاشون قهر می کنه یا بهشون بی احترامی می کنه و ... .
خدا میدونه از دیدن خانم های چادری که شلوار و مانتوهای تنگ یا روسری و لباسهای هزار رنگ یا جورابهای تور(و هر چی که اسمش هست) و کفش های زینتی و ... می پوشند ناراحت میشم. اگه چادری نباشند خب آدم اینقدر دلش نمی سوزه اما واقعا حیفه و آدم ناراحت میشه از این وضعیت. حیف از اون چادر هست و حیف از خودشون که عزت و عقیده شون رو فدای این زینت ها و خودنمایی های پست دنیا کردن.
یکی دو روزی هست که فکرم مشغوله که برای مقابله با این وضع چه کار می تونم بکنم. هر چی فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم. لااقل به عنوان یک مرد چندان کاری ازم ساخته نیست چون خود صحبت و بحث با نامحرم میتونه مفسده انگیز باشه و فکر می کنم اغلب مشکل این آدم ها مثل همه ی ما ریشه در ضعف اصولی داشته باشه... .
امروز به این نتیجه رسیدم که تنها راه کنترل این تهاجم فرهنگی ای که زنهای جامعه رو هدف گرفته ترویج ازدواج و سبک زندگی ساده ی و همراه با قناعت اسلامی هست. چون خودنمایی ریشه در نیاز به توجه داره و این توجه باید در خانواده ارضاء بشه پس اگه بخوایم ریشه ای مبارزه کنیم باید ازدواج و خانواده و سبک زندگی همراه با قناعت رو ترویج بدیم.
اهمیت قناعت و ساده زیستی به اندازه ی ترویج ازدواج و بلکه بیشتر هست. چه بسا همین الان هم بین خیلی از اقشار جامعه ازدواج هست اما فساد از بین نمیره. خیلی مهمه که سبک زندگی رفاه طلب و اشرافی و خوشگذران غربی با سبک زندگی ساده و با محبت و صمیمی اسلامی جایگزین بشه.
فقط همین سادگی و صمیمیت و گرمی و محبت خانواده ی اسلامی هست که می تونه مقابل این سبک زندگی غربی و فساد و تهاجم فرهنگی بایسته.

خواهشا بیاید از خودمون شروع کنیم تا دیر نشده کاری بکنیم. مشکلات اقتصادی و سیاسی و ... هر چه که باشه نمی تونه انقلاب رو نابود کنه کما این که تا به حال هم نکرده ولی فرهنگ می تونه این نظام و انقلاب رو نابود کنه. همونطور که این انقلاب فرهنگی بوده و با فرهنگ همین مردم ایجاد شده میتونه با همین فرهنگ هم نابود بشه. ما ضمانت نامه ای از طرف خدا نداریم که این انقلاب حتما محفوظ و پابرجا باقی بمونه... .
پاسخ:
در مقابل بند اول این رو هم بگم که قلبا بی نهایت از دیدن خانم هایی که بعضا پوشیه می گذارند یا رو میگیرند و مراعات پوشش و حیاء رو می کنند خوشحال میشم. الحمدلله و خدا رو شکر که هنوز هم زیاد هستند.
خیلی ملاک ها برای تشخیص مسئول دل سوز و انقلابی یا منافق و دورو و ... وجود داره.
منظور بعضی مسئولین رده بالا نیست که اونها نفاق شون اظهر من الشمس شده! منظور کسانی هستند که سابقه ی اختلاف افکنی تو جامعه ی مذهبی و حزب اللهی رو هم دارند ... .

مثلا بعضی آقایون که این روزها تو حوزه ی مسئولیتی شون گندی به بار اومده وقتی قرار بر پیگیری و مصاحبه و مناظره و ... میشه، معاون و مشاور و... رو جلو می فرستند اما همین که قرار باشه از کاری که ذره ای باهاشون ارتباط داره تجلیل کنند خودشون با کله میان! اینجور مواقع دیگه سرشون شلوغ نیست و با وجود سنگینی بار مسئولیت منت بر سر مردم میذارن و حضور پیدا می کنند...
پاسخ:
حتما که نباید اسم آورد. نفاق رو میشه تشخیص داد به شرطی که چشم باز کنیم و کمی تو این مسائل عمیق بشیم.
نگذاریم کار به فتنه ها برسه. زودتر از فتنه باید تشخیص داد و بصیرت رو زیاد کرد.
+ چرا باید حجاب اجباری باشه؟ شاید یکی دلش نخواد حجاب داشته باشه چرا آزادی عقیده و عمل به مردم نمیدن؟ مگه جایی تو اسلام گفته شده که به زور مردم رو به دین وادار کنید؟ خب هر کس به حجاب عقیده داره خودش میدونه اگر هم مرد هست خودش باید خودش رو کنترل کنه و ... .
_ اگر من یک شئ متعفن و بد بو همراه داشته باشم و بیام کنار شما بشینم به نظرتون منطق حکم می کنه که من بگم دیگران بینی شون رو بگیرن و بو نکنند یا این که من اون شئ رو از اون فضا دور کنم؟
+ خب اون بوی تعفن چیزی نیست که کسی ازش بدش نیاد ولی حجاب و پوشش فرق میکنه.
_ خب شاید از نظر من اون بو بد نباشه اون وقت چی؟ اصلا بذارید یک مثال ساده تر بگم. اگر من بیماری واگیرداری داشته باشم و بدون رعایت مسائل بهداشتی اینجا و تو فضای عمومی حضور پیدا کنم و موقع عطسه و سرفه جلوی دهانم رو نگیرم و ... می تونم به دیگران بگم هر کس ناراحته بره ماسک بزنه که از من وانگیره!؟ یا منطق حکم می کنه که من ماسک بزنم و رعایت بهداشت رو در ارتباط با دیگران بکنم؟
+ خب حرفتون درسته یعنی منطق حکم می کنه بیمار رعایت بهداشت رو بکنه ولی اینها ارتباطی به حجاب و پوشش خانم ها نداره. مگه بی حجابی مشکلی برای دیگران ایجاد می کنه؟
_ دقیقا نکته همین جاست که بی حجابی و بی حیائی زنان جامعه در ارتباط با مردان باعث فساد میشه هم برای زنان و هم برای مردان. مثل همون بیماری واگیردار که هم برای بیمار مشکلی ایجاد می کنه و هم برای اطرافیانش...
پاسخ:
+ کی گفته بی حجابی باعث فساد میشه؟
_ قبول دارید که زن برای مرد جذابیت داره؟ فرض کنید یک دختر برهنه به سبک غربی و یک دختر محجبه به سبک جامعه ی ما اینجا باشند و چند نفر هم پسر جوون به نظرتون کدوم یکی از این دو بیشتر مورد توجه و متعاقبا جسارت و بدرفتاری اون پسرها قرار می گیرند؟ تو این جمع و در نظر این جوونها کدومشون بیشتر عزت و احترام و امنیت دارند و کدوم کمتر؟
+ خب قبوله که اون دختر محجبه بیشتر محفوظ میمونه و عزت بیشتری داره ولی این به تربیت و فرهنگ مردان جامعه ما برمیگرده و نه پوشش اون دو نفر و دیگه این که من حرفی از اون برهنگی غربی نزدم فقط گفتم حجاب اجباری نباشه.
_ یعنی فکر می کنید این ها به فرهنگ و تربیت عمومی جامعه ارتباطی داره؟ فکر می کنید چرا خانواده تو غرب از بین رفته و این همه آمار و تحلیل های مختلف از آسیب های اجتماعی زنان و مردان گفته میشه؟ همین چیزها داره به مرور تو ایران هم رواج پیدا می کنه. فکر می کنید چرا شما مجبورید هر روز برید سرکار و تا این سن و سال مجرد بمونید؟ فکر می کنید چرا این همه ازدواج ها کم و طلاق ها زیاد شده؟ اگر بلاهایی که تو غرب بر سر خانواده و بالاخص زنان اومده رو با اتفاقاتی که داره تو جامعه ی ما میفته مقایسه کنید می بینید این مسائل به فرهنگ و تربیت عمومی چندان ارتباطی نداره بلکه بیشتر مسئله ی غریزه و طبیعت انسانی هست. بعلاوه که احتمالا خبر ندارید اون فرهنگ و تربیتی که ازش صحبت می کنید هزاران بار منحط تر و بد تر از فرهنگ و تربیت مردان جامعه ی ماست فقط مشکل اینجاست که به ما و شما از طریق رسانه هاشون چیزهای قشنگ رو نشون میدن ولی برید تو سایت های اجتماعی شون یک جستجویی بکنید تا بفهمید که چقدر اون فرهنگ پست و منحط هست.
+ کار و ازدواج من چه ربطی داره؟ من خودم دوست دارم کار کنم.
_ خب بیشتر دوست داشتید که ازدواج کرده بودید و با محبت و عطوفت یک خانواده و بچه ها و همسرتون رو مدیریت می کردید و خیلی محترمانه همسرتون بهتون پول میداد و به علایق هنری و نمی دونم تربیت فرزند و همسرداری می پرداختید و خلاصه در یک فضای امن و عاطفی زندگی می کردید یا به همین شیوه هر روز می رفتید سر کار و احتمالا هر روز با تنش ها و اضطراب و استرس های کار و گاهی بدرفتاری مدیر و گاهی بی ادبی بعضی مردان جامعه و هزار مشکل دیگه ای که خودتون ازش خبر دارید رو برو میشدید؟
+ قبوله اما مجرد بودن من بخاطر بی مسئولیتی مردان جامعه هست چه ارتباطی با حجاب و این مسائل داره؟
_ خب روشنه یکی از دلایل ازدواج پسران مسائل جنسی و عاطفی هست. وقتی این دو به راحتی و بدون به عهده گرفتن مسئولیت های سنگین خانواده، تو جامعه به دست بیان دیگه دلیلی باقی نمیمونه که کسی اون مسئولیت های سنگین رو قبول کنه. بعدش هم کسی که هر روز یک مدل دختر رو ببینه و با یک مدل رفت و آمد کنه و ... کم کم ذائقه ش عوض میشه. دیگه به همسرش قانع نیست و میخواد بره سراغ دیگران یا در کنار همسرش با دیگران هم ارتباط برقرار می کنه و همین میشه که خیلی از خانواده ها از هم پاشیده میشن. برعکسش هم هست یعنی همین بلاها بر سر دختران هم میاد که دیگه به مرد خودشون قانع نیستن و ذائقه شون خراب شده و دلشون میخواد با مردان دیگه هم ارتباط عاطفی داشته باشند و بیشتر مورد توجه مردان جامعه قرار بگیرند و نتیجه میشه همینی که تو جامعه می بینیم.
+ درسته ... اما من یک سوال دیگه هم پرسیده بودم که جوابم ندادید. قرار نیست ما مثل دختران غربی و در اون حد پوشش و ارتباط با نامحرم داشته باشیم. چرا به همین وضعیت الان زنان جامعه ایراد میگیرند و اصرار دارند که حتما چادر یا مانتو و روسری و ... بپوشیم؟ اگه من روسری سرم نکنم میشم مثل دختران برهنه ی غربی؟
_ قرار نیست که دختر محجبه ی جامعه ی ما یک روزه بشه مثل غربی ها. خطوات شیطان هست. قدم به قدم پیش میره و ما رو هم با خودش میبره. چند سال پیش هم اگه بحثش میشد یه عده می گفتن ما فقط میخوایم مثلا چادری نباشیم و مانتوهای قشنگ تر یعنی بدن نماتر و مثلا روسری و شال های قشنگ تر بپوشیم. درسته؟ ولی حالا می بینید که خیلی فراتر از مانتو و روسری و ... هم شده. چرا؟ چون طعم اون هوی و هوس زیر دندونشون مزه کرده. میخوان بیشتر بهش برسند. می خوان بیشتر مورد توجه باشند. خب هوی و هوس های ما هم که تمومی نداره هر قدر بیشتر بهشون بها بدیم فشار بیشتری میارند و حرص و طمع ما رو بیشتر می کنند. دلیل هم داره چون هر قدر هم پیش بریم با حرام خدا ارضاء نمیشیم. چون فطرت و روح ما با این چیزها سیر نمیشه و فقط عطشش بیشتر میشه ولی گرد و غبار غفلت ها روی شناخت درست ما از نیازهای حقیقی مون و حقیقت روح مون رو میگیره و با عطش بیشتر سراغ چیزهایی میریم که فکر می کنیم ما رو سیراب می کنند ولی ...
از محبت آقامون همین بس که بهتون بگم، بخاطر ندارم تا به حال کسی بهم التماس دعا بگه یا ازم بخواد نائب الزیاره باشم و ... و بعد از چند روز با بهانه و بی بهانه آقا توفیق زیارتشون رو به ما عنایت نکنند.
گاهی مثل امشب آنچنان بی برنامه و بدون قصد قبلی توفیق زیارتشون برام جور میشه که مبهوت و شرمنده ی این همه محبت شون میشم.
اونهایی که توفیق دارند و مرتب میرند که هیچ اما امثال منی که همجوار هستند و بی لیاقت، خوب این توجه و محبت آقا به زائرانشون رو از این طریق درک می کنند. کاش بیشتر قدر بدونیم. شما بزرگواران هم ان شاءالله بیشتر قدر این همه محبت آقا رو بدونید. منتظر مشهد آمدن نباشید. هر روز و به هر بهانه ای بهشون سلام و عرض ارادت کنید و مطمئن باشید می بینند و میشنوند.
یارو خودش یادش رفته کی به صدام بمب شیمیایی داد که هزاران آدم بیگناه رو کشت حالا با وقاحت تمام ادعای دلسوزی و بشر دوستی برای اعدامی های ایران رو داره.
هر کی ندونه فکر میکنه این سیاسیون غربی به قدری انسان های شریفی هستند که وسط میدون جنگ هم حاضر نیستند کسی رو بکشند! احیانا اونجا هم میگن با ملایمت دشمنان رو دستگیر کنید تا بندازیمشون مثلا زندان!!
هزار هزار آدم های بی گناه رو کشتند و می کشند و اما وقتی نوبت به اعدام به حق جنایت کارها و مفسدین داخل ایران میرسه میشن مدعی حقوق بشر و انسان دوستی ... مطمئن باشید یک عده احمق داخلی یا جیره خورهاشون هم با چشم و گوش بسته دنبال سر اینها همین ها رو تکرار می کنند.
پاسخ:
این جور مواقع خیلی دوست دارم جای جناب ظریف باشم تا چارتا قلمبه بارشون کنم. هیچ سودی هم که نداشته باشه لااقل از فضای رسانه ای دنیا برای تبیین حقایق استفاده کردیم

بی ربط نوشت:
نمی دونم واقعا چطور شده که بعد از کلی زور زدن مخ معاونت زنان ریاست جمهوری کار داده و مسابقه ای به راه انداختن جهت به نمایش گذاشتن همون عکسهایی که هر روز تو تلگرام و اینستاگرام و ... بعضی دختران معلوم الحال به نمایش میگذارند تا با تایید عمومی کم کم قبح و زشتی به نمایش گذاشتن عکس دختران هم تو جامعه به کلی از بین بره. واقعا خیلی زحمت میکشند. بعید نیست چند وقت دیگه به خانم ملاوردی هم مدال بدن!
وقتی بیرون هستم و بعضا روزه خوری می بینم مثل همه از دیدن این صحنه ها ناراحت میشم ولی زمانی هم هست که نزدیک افطار میشه و شلوغی و سرعت ماشین ها رو برای رسیدن به خونه ها می بینم و یا نون های دست نخورده و کامل دست مردم که دارند با اتوبوس به خونه میرن و ... و بعد هم از پنجره ها صدای قاشق و بشقاب می شنوم و این ها همه یعنی الحمدلله هنوز اغلب مردم ما معتقد و اهل مراعاتند اگرچه اون معدود روزه خورها خیلی تو چشم باشن
دارم کم کم به این نتیجه می رسم که اسباب بازی اصولا برای تک فرزندها بی معنی هست! این بچه ها وقتی دور و اطرافشون بچه ی دیگه ای نباشه کلا بازی با اسباب بازی رو یاد نمی گیرند و علاقه ای به بازی هم ندارند. چون مدام با آدم های بزرگتر و دغدغه های اونها هستند از همون بچگی به جای بازی به فکر قان قان و ماشین و دَدَر و ... هستن. دلم به حال شون میسوزه از این جهت که بچگی نمی کنند و متعاقبا رشدی هم که از بازی کردن باید براشون باشه، ایجاد نمیشه... . دغدغه های بزرگانه هم هیچ وقت با بچه ها جور نمیشه و بچه وقتی بزرگ میشه کم کم عقده های عاطفی ش دیده میشه و به اشکال مختلف و گاهی با انحرافات ناشی از زود بزرگ شدن هم همراه هست!
البته که این وضع مخصوص تک فرزند ها نیست و ممکنه برای هر بچه ای که به اقتضائات بچگیش بی توجهی بشه و یا برادر و خواهراش فاصله ی سنی شون باهاش زیاد باشه هم میشه.

می گفت دختر خوبی بود اما تو همون مراحل اولیه ی خواستگاری و تحقیقات برادرهاش اومده بودن خط و نشون می کشیدند که اگر فلان بشه ... . خدا رو شکر که همون اول خانواده ش رو شناختیم و کار به عقد و ... نکشید.

بعضی ها انگار به ازدواج به چشم جنگ و دشمنی نگاه می کنند! از همون اول فرض رو بر این میگذارند که این دو نفری که قرار هست ازدواج کنند ظاهرا قرار بر این هست که دشمن خونی هم بشن! فراموش می کنند که اصل حکمت ازدواج بر مودت و رحمت هست.

یا اون مردی که میخواد اول زندگی به اصطلاح خودش گربه رو دم حجله بکشه و ... . یا خانواده هایی که با بدبینی تمام ازدواج رو به چشم یک معامله نگاه می کنند و از ابتدا به فکر بیشترین سود از این معامله اند که مبادا دخترشون جدا بشه و دوباره خرجش بیفته گردن خودشون! میخوان دخترشون رو تا پایان عمر با این معامله بیمه کنند!

فکر می کردیم این دولت فقط دست رسانه های سیاسی اصلاحات و ضد انقلاب و غربی ها رو برای مانور تو ایران باز کرده...
اما چند وقتی هست (نمی دونم چند وقت اما یقینا بیشتر از هفت هشت ماه قبل) که تمام سایت های دانلود فیلم های غربی و هالیوودی و موسیقی و ... که قبلا فیلتر بودند و از مصادیق مجرمانه محسوب می شدند باز شده و همگی بدون هیچ مانعی در حال فعالیتند. کسی می دونه که اصلا این ها از لیست مصادیق مجرمانه خارج شدند یا نه؟
پاسخ:
بی ربط نوشت:
خدا حفظ کنه خانم ذبیح پور رو. خبرنگار اخبار صدا و سیما که الحق از زمانی که گزارش هاشون رو دیدم تا به حال گزارشی رو ندیدم که بی هدف و بی دغدغه و الکی و آب بندی شده و بی محتوا باشه! اغلب هم به موقع و برای مسائل روز گزارش تهیه می کنند و کاملا با دغدغه و با عشق و اعتقاد قلبی کار می کنند. بر خلاف اغلب همکاران خانم شون که از بیخودترین مسائل هم گزارش های الکی تهیه می کنند و اغلب هم خالی از محتوا... ان شاءالله مثل برخی خبرنگاران مرد با دغدغه امثال خانم ذبیح پور هم بیشتر بشه...
http://bayanbox.ir/info/1609562219196097490/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1
پاسخ:
سلام علیکم
خیلی ممنون
یک جلسه ش رو خوندم خیلی خوب بود ان شاءالله به مرور می خونمش

نه نفرمایید.. واقعا مفیده. متشکر
در راستای این مطلب و نظراتش در مورد تقابل منیت و ایمان امروز این آیات به ذهنم خطور کرد.
یعنی حتی شیطان هم که دشمن قسم خورده ی انسان هست تسلطی بر انسان نداره و تنها کاری که میکنه وعده و وسوسه هست و راهبر اصلی در نهایت نفس و میل انسان هست. شیطان چیزی رو به دروغ و فریب برای انسان زیبا جلوه میده و انسان با منیت و نفسانیت به دنبال اون وعده میره و در آیه دیگه ای می فرماید "یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا" یعنی وعده میده و انسان رو مشغول تمنیات و آرزوهای نفسانی می کنه و جز به فریب به انسان وعده نمیده. با فریب انسان رو مشغول منیت و نفسانیت میکنه.
پس در نهایت این منیت و نفسانیت هست که در مقابل ایمان و عشق الهی قرار میگیره. تقابلی بین میل و خواست و طلب من و نفس من با خواست و طلب خدا و عشق به ذات مقدسش...
این که بنای نظام هستی بر محبت و عشق هست و هدف خلقت عاشقی هست و ... الحمدلله داره به مرور مثل تکه های پازلی برام روشن تر میشه
این تکه های پازل خیلی زیاد بودند ولی همین هایی که خاطرم هست رو قرار میدم:
1   2   3
پاسخ:
امروز صحبت های خوبی از زبان استاد دینانی رزق ما شد.
کل نظام هستی و کائنات درگیر عشق و کشش هستند.
اگر جلوه و زیبایی نباشه، عشق هم وجود نداره.
زیبایی یعنی بسط روح در ماده و بسط و جلوه ی ملکوت در ملک.


آیات الهی همه جلوه های معشوقند.

این مطلب برای شماره سه بهتره!

مجموعه مستند "شریان" از شبکه افق در حال پخش هست با موضوع تغذیه، سلامتی و طب سنتی و اسلامی و ... .

برای دریافت هم اگر جستجو بکنید به راحتی گیرتون میاد اما این پیوند از خود سایت شبکه افق هست.

میگم شدی مثل آدمای خسیس که نم پس نمیدن! انگار که این دردها و مشکلات گنج هستن برات که اینطور برای خودت نگه داشتی و به هیچ کس نمیگی ...
بعد به حرف خودم فکر میکنم به اینکه دردها و مصائب زندگی برای ما گنج هستن. گنج هستند و ما غافلیم و مدام در حال فرار یا نالیدن ... خب اگر همین مشکلات نباشند که رشدی هم نیست. رشد و تعالی و کمال هم همون غایت ماست همونی که به خاطرش قراره پاداش بگیریم و چه پاداشی بالاتر از رضای محبوب...
بعد فکر میکنم به اینکه ان مع العسر یسرا. همراه سختی آسانی و یسر هست و هست حقیقتا. یک بار با شیب سی درجه از کوه میری بالا سخت نیست ولی یک بار مجبوری از دیوار و صخره های صاف بری بالا خیلی سخته اما کدوم بیشتر باعث تعالی میشه؟ سخته اما ره چند ساله رو گاهی به چند ماه طی میکنی یا چند روز طی میکنی...
نیازهای طبیعی انسان در هر دوره ای از زندگی براش وسیله ی رشد هستند و اگر این نیازها در همون دوره ارضاء نشه، انسان در ابعاد مرتبط به اون نیاز درجا میزنه و در اون ابعاد رشدی نمی کنه.
این نیازها در ابعاد مختلف وجودی انسان تاثیر گذارند ولی هر نیازی در بعدی به صورت خاص تر و بیشتر اثر میگذاره.
پس برای مثال هر کس ببینه در چه بعدی مشکل داره تا متوجه بشه کدوم نیاز پاسخ داده نشده..
به بهانه ای داشتم کتاب اسرار آل محمد صلی الله و علیه و آله رو می خوندم که به این روایت برخوردم:

علی (ع) در ادامه ی سخنانش چنین فرمود: ای پسر قیس، این امت به هفتاد و سه گروه متفرق می شوند یک گروه آنان در بهشت و هفتاد و دو دسته در آتش دوزخ خواهند بود. آن دسته که از همه بدتر و بیشتر مورد غضب خداوند و از او دورترند همان کسانی اند که شب ها دور هم می نشینند و سخن می گویند: "جنگی وجود ندارد"، و آنان دروغ می گویند.
امام على علیه السلام ـ در نامه خود به حارث هَمْدانى ـ نوشت : نفْس خود را براى عبادت کردن بفریب و با آن مدارا کن و به زور ، به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سرخوشى آن [براى عبادات مستحبّى ]بهره برگیر، مگر فرایضى که بر تو واجب گشته است ، که در این موارد باید آنها را به موقع انجام دهى و بر آنها مواظبت نمایى.

فکر می کنم نفس انسان مثل بچه ست! بچه رو چطور میشه فریب داد!؟ نفس رو هم همونطور میشه فریب داد.
مثلا بچه ها عجول و کم حوصله اند. اگر میخوای دو رکعت نماز مستحبی بخونی بگو این که طول نمیکشه و وقتی نمی گیره! سریع تموم میشه!
یا بچه ها خیلی راحت رام محبت و نرمی میشن. یا وعده دادن به چیزهای دلخواه شون خیلی راحت فریب شون میده. البته ظاهرا روایت هم داره همین چیزها رو میگه دیگه!
منتها این که نفس انسان از خیلی جهات مثل بچه هاست برای من کشف جدیدی بود:)
حالا اینجا بحث برای فریب دادن بود به عبادات ولی اگر دقت کنید خیلی جاها همین طور هست. مثلا شما نگاه کنید به بچه ها که تا یک چیزی رو می بینند و خوششون میاد دیگه مامان و بابا رو ول نمی کنند تا بهش برسند. پس اگر گناهی مطابق میل نفس هست از دیدن هر چیزی که نفس رو یادش بندازه اجتناب کنید! و یا از همراهی با نفس تون در مورد هر چیز بی مورد و بیهوده ای اجتناب کنید چون کم کم لوس و پررو میشه و اون وقت دیگه حریفش نمیشید! و از این مثال ها زیاده...
http://bayanbox.ir/info/6513119848764400840/video-2015-10-07-11-41-28
http://bayanbox.ir/info/6945543286962605449/video-2015-10-07-10-42-20

در مورد این دو صوت و صحبت های شهید:
1. یک بحث مخالف داریم، یک بحث دشمن. حضرت علی علیه السلام هم توصیه می کنند که مشاوران تون رو از کسانی قرار بدید که تیزترین زبان انتقاد رو نسبت به شما دارند و از هیچ چیز نمی ترسند ... . اما هیچ جا تو تاریخ نداریم که ایشان مثلا از معاویه مشورت بگیرند! یا عمروعاص و امثالهم.
نظر بنده این هست که این مخالف منظور مخالف درون گفتمانی هست نه دشمن.
حضرت آقا هم هیچ وقت نگفتند و نمیگن که مخالفان فلان گروه و جناح سیاسی و فلان نظر وارد مجلس و مسئولیت های کشوری نشن. اتفاقا خلاف این همیشه از تفاوت و اختلاف آراء و نظرات حمایت کردند و می کنند که اگر اینطور نبود همین جناب روحانی یا امثال ایشون هیچ وقت به مقام و پستی در کشور نمی رسیدند و اگر می رسیدند هم مورد حمایت ایشون و نظام نبودند که هستند.
اون چیزی که ایشون میگن این هست که مخالف اصول اساسی اسلام و نظام نباید وارد بشه. همین مسئولین هم هر جایی از اصول عدول کردند با تذکر اغلب غیر مستقیم ایشون مواجه شدند و میشن.
پس باید مسئله ی مخالف رو با کسی که با اصل نظام و اسلام مشکل داره جدا کرد.

2. حرف زدن ممنوع نیست. نفوذ در امور و تصمیم گیری و مسئولیت ها ممنوعه. این همه مناظراتی که دوران اصلاح طلبان بر سر اصول اصلی دین و نظام در جامعه بود و امثال آیت الله مصباح و همین آقای رحیم پور ازغدی و خیلی از علماء و بزرگان دیگه ما در مقابلش می ایستادند و پاسخ می دادند نشون میده که حرف ممنوع نیست.
البته باز این جا هم تبصره داره. حرف و استدلال و منطق ایراد نداره ولی توهین چرا حتما ممنوعه و حتما برخورد میشه.
به خاطر همین ویژگی اسلام هم هست که همیشه از منافق ضربه خورده و میخوره. منافق یعنی اونی که در ظاهر و حرف خودش رو مسلمان نشون میده ولی در عمل دشمن هست. میاد با ظاهرش نفوذ میکنه و با عملش از درون همه چیز رو خراب می کنه و خیلی راحت از بی بصیرتی مردم و عوام بر علیه شون استفاده می کنه.
اما بعضی آقایون انتظار دارند همین هایی هم که در عمل دشمنی خودشون و اختلاف شون با اصول رو نشون دادند هم مثلا احراز صلاحیت بشن و بعد هم با تبلیغات و حمایت خودشون وارد مجلس بشن.
اعتدال از نظر رییس جمهور محترم یعنی همونی که آقای جلیلی در مناظرات گفتند. اعتدال از نظر این آقایان یعنی قدم گذاشتن بین حق و باطل. (البته یادم نیست شاید این حرف رو خطاب به آقای قالیباف یا کس دیگه ای گفته باشند.)
در همه جا این موضوع رو به وضوح می تونیم در عمل ببینیم. یک بار مناظره ی یک مسئول فرهنگی در دانشگاه ها از طرف دولت و یک دانشجوی تشکل بسیج بود و همین صحبت ها مطرح شد و خیلی واضح میشد دید که منظور این ها از اعتدال این هست که همون قدر که به فلان تشکل دانشجویی پیرو خط امام و انقلاب میدان میدیم و حمایت مالی و غیرمالی می کنیم، و حتی بیشتر باید به تشکل های نقطه ی مقابل هم میدان بدیم! استدلالشون برای بیشتر میدان دادن هم این بود که به این ها قبلا کمتر میدان داده شده!!

حالا هر جایی که صحبت از اعتدال مسئولین دولتی هست همین موضوع رو میتونیم ببینیم. امروز درباره ی صلاحیت نمایندگان مجلس و کسانی که باید مجلس رو بگیرند هم شنیدیم. از نظر رییس جمهور باید همونقدر که به فلان نماینده و کاندید مقید به دین و انقلاب میدان داده میشه به فلان عامل فتنه هم میدان داده بشه و ... . البته در عمل نتیجه میشه همونی آشی که برای تشکل های دانشجویی پخته بودند! یعنی حتما از جبهه ی باطل دوچندان دفاع و حمایت میشه. این هم که میگن اعتدال به عنوان شعار هست. چون بالاخره نمی تونن بیان مستقیم بگن ما میخوایم به کسانی میدان بدیم که با نظام مشکل دارند بنابراین به اسم اعتدال جلو میان اما در عمل...

بعضی ها دیگه بی حیائی و بی شرمی رو به حد اعلی رسوندن و هنوز یک روز از صحبت های آقا نگذشته میان ضدش حرف میزنند البته پیش از این هم از این سوابق زیاد داشتند و فقط در حرف خودشون رو پیروی مقام معظم رهبری معرفی می کنند. از نگرانی شون برای تغییر فضای خبرگان رهبری مشخص هست که چقدر آقا رو قبول دارند و چقدر برای بعد از ایشون نقشه دارند!
خدا به حرمت صاحبان اصلی این انقلاب و به حرمت شهدا این نظام رو از شر منافقان مصون و محفوظ نگه داره.
خانواده در پناه 5 میثاق عنوان یکی از بهترین سخنرانی های استاد رحیم پور ازغدی در باب خانواده هست.

قصد داشتم به بهانه ای این دو سخنرانی رو پیاده کنم و به چند طریق به عنوان مطلب وبلاگ ازشون استفاده کنم. شاید خلاصه ی سخنرانی، جدول سخنرانی (چون سخنرانی های ایشون اصولا خیلی نظام مند هست و خیلی مناسبِ ارائه به صورت جدول و نظام مند هست.) و یا به صورت کلیپ های صوتی.. یکی از سخنرانی ها رو هم پیاده کردم اما دومی رو تنها در حد چند دقیقه ابتداییش رو پیاده کردم و بعد به هر دلیلی به کلی رها کردمش. این قضیه البته برای چند ماه قبل حدود شهریور و مهر ماه هست و امروز خواستم این دو فایل رو حذف کنم که دلم نیومد و گفتم شاید به درد کسی بخوره.
خلاصه این که هر کس علاقه ای به استفاده از سخنرانی ها و یا متن سخنرانی اول داره یا اصلا اگر کسی خواست سخنرانی دوم رو هم پیاده کنه و ازش برای نوشتن مطلب استفاده کنه می تونه از اینجا دانلود کنه.
خیلی ها حرف از ساده زیستی می زنند ولی وقتی نگاه می کنی می بینی تعریف شون زمین تا آسمون با هم متفاوته.
یکی ساده زیستی رو اینطوری برای خودش تعریف می کنه که نگاه می کنه به دیگران به ثروتمند و فقیری که خودش تو جامعه می بینه و برای خودش یک حد متوسطی نسبت به اونها در نظر می گیره و اسم این رو میذاره ساده زیستی.
یکی همیشه یک حدی پایین تر از جیبش رو در نظر میگیره و اسمش رو میذاره ساده زیستی!
یکی هم برای خودش تعریف مطلقی داره و هر چیزی رو توی اون تعریف میذاره اگر قبول شد وارد زندگیش می کنه وگرنه خلاف ساده زیستی میدونه و جلوش رو میگیره.

حقیقت اینه که این نگاه نسبی در هر جایی ابتدای گمراهی هست. مخصوصا که یک اسم قشنگ هم روی اون باشه که غفلت انسان رو دو چندان کنه. این که انسان بخواد مدام خودش رو نسبت به چیزهای دیگه ای که هیچ دلیلی و منطقی برای سنجیدن و نسبت گرفتن باهاشون وجود نداره، بسنجه نشونه ی عدم تعقل در امور و جهل هست.
انسان نباید آرمان و هدف و تعریف هاشون رو برای خودش نسبی تعریف کنه. آرمان و هدف همیشه باید مطلق، متقن و محکم و بر مبنای عقل و سندهای محکم باشه وگرنه خیلی راحت انسان رو دچار سردرگمی و گمراهی میکنه و خیلی راحت انسان رو از هدف غافل می کنه. اما در راه عمل به اهداف و آرمان ها نسبی عمل کردن ایرادی نداره، به این معنا که بالاخره ما یک توان و قدرتی داریم و صددرصد نمی تونیم به اون الگوهای متعالی مثل معصومین علیهم السلام برسیم ولی باید تمام سعی خودمون رو در این مسیر بکنیم و به هر نسبتی که می تونیم بهشون نزدیک بشیم.
پاسخ:
بعدا نوشت:
حقا که حق دخترهای پرتوقع و تجملاتی، پسرهای ظاهربین و مشکل پسنده! و البته حق چنان پسرهایی هم چنین دخترهایی هستن!
این که نهایت تدبیر اقتصادی دولت میشه وام خودرو واقعا این همه ذوق داشت؟!
واقعا بزرگترین مشکل اقتصادی مردم ما خودرو و خرید خودرو بوده و هست؟ یا شاید هم بزرگترین مشکل اقتصادی سرمایه دارها خودرو بوده و طبق اصول نظام سرمایه داری باید از سرمایه دارها و کله گنده ها به شکلی حمایت میشده!؟
این وام خودرو چقدر به نفع مردم و وضعیت اقتصادی شون بوده؟ نمیشد به جای خودرو به فکر مسکن و ازدواج و اشتغال باشند؟ هر روز داریم خبر بالا رفتن قیمت اقلام اساسی رو می بینیم و بعد مهم ترین تدبیرشون میشه حمایت از صنعت خودرو؟ حالا کاش این صنعت یک دردی رو هم دوا میکرد نه این که کالای بی کیفیت بده به بازار. مگه چی کار کردن اینا هر روز دنبال فلان شرکت و قطعه ساز خارجی میرن که از اونا چیزی بگیرن و دریغ از یک ذره اعتماد و به کار گیری نیروها و جوانهای خودمون در صنعت و هزار درد و مرض دیگه ای که دارند اما باز حمایت های این چنینی میشن ...

از اینها گذشته پس فردا باید n برابر این هزینه الان رو برای مشکلات خودروها بپردازند. مشکلات آلودگی هوا، آماده سازی زیرساخت های متناسب با حجم خودروها (جاده، بزرگراه، خیابون و پارکینگ و ...)، نگه داری از همین زیرساخت ها، آلودگی صوتی، مشکلات مصرف سوخت و انرژی کشور، ترافیک و هزاران مشکل ریز و درشت دیگه..

من واقعا تو عقلانیت این مسئولین شک دارم. فرقی نداره قبلی ها هم تو این حوزه اشتباه کردن. اگر عقلانیتی بود باید به جای درست کردن این همه مشکلات از اول سراغ راه حل میرفتن و از حمل و نقل عمومی حمایت می کردند. نه این که هر روز مشکلات رو برای اون راه حل اصلی بیشتر کنند. هزینه، حجم و زمان وسایل نقلیه عمومی رو مدیریت کنند. نه این که هر روز هزینه ها و ترافیک رو بیشتر کنند و هزار درد دیگه که داریم و متاسفانه گوش شنوایی نیست ...
پاسخ:
یک حساب سرانگشتی بکنید ببینید خرج خرید یک اتومبیل + لوازم جانبی مورد نیازش + تعمیرات + سوخت و روغن + ... چقدر میشه؟ و در نهایت بعد از چند سال چقدر از قیمتش کم میشه و چقدر باید روش بگذارید تا بتونید جایگزینش کنید با اتومبیل بعدی؟
این طرف هم یک حساب سرانگشتی بکنید از هزینه حمل و نقل عمومی وقتی که خبری از اتومبیل شخصی نیست. خب نتیجه چیه؟

این رو برای اونایی که میخوان ماشین بخرن نوشتم! هزینه حمل و نقل عمومی براشون خیلی به صرفه تر از اتومبیل هست حتی با وضعیت الان حمل و نقل عمومی که به نظرم باید ارزون تر باشه.
یک زمانی دغدغه تفکیک جنسیتی دانشگاه ها بود حالا دغدغه جلوگیری از برخی مراسم ها و اردوها و فشارهای مسئولین دانشگاه ها بر دانشجویان و فعالیت هاشون و ... شده.
اگر اون روز اون دغدغه عملی میشد الان باید به فکر دغدغه های بزرگتر می بودیم نه این که چند قدم هم به عقب برگردیم و به دغدغه های سطحی تر برسیم.

ما با وجود این همه مشکلات نظام آموزشی به این رشد علمی رسیدیم و این یعنی غیرت و انگیزه جوان هامون نه عملکرد خوب نظام آموزشی. نمیگم نظام آموزشی و دانشگاه ها بی تاثیر بودند، منظورم اینه عامل اصلی خود جوان ها بودن نه اونها..
پاسخ:
دو فرصت سوزی فرهنگی و علمی که حالا با غفلت های مسئولین داره خودش رو نشون میده..
نباید اصول و اساس و پایه های هیچ نظامی این قدر سست و ضعیف باشه که اگر مسئول و سلیقه و سیاست عوض شد تاثیرات آن چنانی به وجود بیاد. نمی خوام بگم در تمام زمینه ها ولی در خیلی از مسائل در دانشگاه ها و نظام آموزشی چنین وضعی دیده میشه.
امروز بنا به درخواست شرکت مجبور شدم با بی حوصلگی تمام یک معادله و شاید حدود 5 خط برنامه و دو سه تا دستور جدید به برنامه ای که پارسال نوشته بودم اضافه کنم. اما برای نوشتن این معادله هیچ کدوم از دستورها و قالب استفاده ازشون تو ذهنم نبود و کلافه شده بودم.
وقتی در نهایت مجبور شدم برم دستوراتی که قبلا نوشته بودم رو نگاه کنم تا یادم بیاد، متعجب شدم که چطور پارسال تونستم در حدود سه چهار ماه و کمی بیشتر و کمتر، بیشتر از ده پونزده هزار خط دستور و برنامه بنویسم؟ چطور تونستم اون همه برنامه های خودساز و تودرتو رو بنویسم؟ و چطور تونستم اون پایگاه داده به اون بزرگی و اون همه فرم و ... رو با وجود اینکه کاملا تازه کار بودم رو از کار در بیارم؟ و حالا برای یک معادله 5 خطی مجبور شدم پنج شش ساعت وقت بگذارم.

آدما قدرت و ظرفیت شون خیلی زیاده، فرقی نمی کنه کی باشه و کجا باشه فقط اون موتور محرکش مهمه. اگر انگیزه و نشاط و امید باشه خیلی کارهای بزرگ و ظرفیت های عظیمی میشه ایجاد کرد وگرنه ... .
پاسخ:
کاش اون هایی که مدام چشم شون به دنیاست لااقل عاقلانه پی دنیاشون برن. اگر به عقل معاد اعتقادی ندارند و همه چیزو تو دنیا می بینند لااقل عقل معاش شون رو به کار بگیرند و اینقدر بی عقل و منطق با مسائل برخورد نکنند. غرب دنیامحور اگر به رشد و پیشرفتی رسیده به خاطر این بوده که لااقل تکلیفش با خودش روشن بوده و تو خیلی از مسائل معاش و دنیا عاقلانه کار کرده! اما بعضی ها اینجا تحت تاثیر فرهنگ مادی و سرمایه داری علاوه بر اینکه همه چیز رو در دنیا می بینند و عقل معاد رو کنار گذاشتند، عقل معاش رو هم تعطیل کردند و فقط به قسمت اباحه گری و خوشگذرونی و ... اون فرهنگ می پردازند... .
شب قبل حاج آقا روایتی گفتند از پایه های کفر که سه صفت و خصلت هست؛ حرص، تکبر و حسادت و توضیحاتی دادند.
اول یاد همین نظر بالایی در مورد ویژگی های غریزی زن و مرد افتادم. غرور مردانه که ممکنه به تکبر منجر بشه و خودخواهی زنانه که ممکنه به حسادت منجر بشه. و این که هر کدوم از این صفات در جنس مخالف کمتر دیده میشه. یعنی حسادت در مردان و تکبر در زنان کمتر دیده میشه.
اما برگردم به صحبت های حاج آقا که توضیحاتی دادند و در نهایت با مثالی در مورد حسادت و راه درمانش توضیح دادند که تنها راه درمان حسادت محبت و توجه بیشتر به محسود هست.

بعد روایت دیگه ای خوندند و توضیح دادند در مورد این که به هر کس سه چیز داده بشه از سه چیز محروم نمیشه. شکر، توکل و دعا که به هر کسی داده بشه از فزونی و کفایت امور توسط خدا و استجابت محروم نمیشه.
پاسخ:
ارتباط جالبی بین این صفات وجود داره.. هر کدوم به نوعی نقطه مقابل دیگری هست. شکر و حرص، توکل و تکبر و حسادت و دعا.
نمی دونم یکی دو شب پیش بود به نظرم که حدیثی رو شرح می دادند با این مضمون که از ظلم و ستم به کسی که جز خدا پناهی نداره بترس و بعد هم روایتی رو تعریف می کردند با این مضمون که زنی بود که یک ماه تب داشت و شوهرش هر کار کرده بود و پیش هر دکتری برده بودش نتونسته بود دوا و درمونش کنه تا این که یک بار همین مرد همراه زن و بچه ش به مناسبتی حاج رجبعلی خیاط رو سوار ماشین می کنه و در این بین برای ایشون قضیه رو تعریف می کنه و ازشون میخواد که دعایی برای زنش بکنن. حاج رجبعلی خیاط برمیگرده و میگه آخه بی انصاف بچه رو که نباید اونطور بزنی که به خودش ادرار کنه... این مرض تو علتش همونه باید بچه رو از خودت راضی کنی.
ادامه صحبت شون از خشم و غضب گفتند و کنترل اون و بعد روایتی از خودشون تعریف کردند که یک مرتبه کاری کرده بودند که پدرشون خیلی ازشون عصبانی میشه و ایشون هم تو همون عالم بچگی خلاصه فرار می کنند. پدرشون میگن کجا میری بالاخره که شب باید بیای خونه. جواب میشنون که تا شب خدا بزرگه و خلاصه همینطور هم میشه که شب وقتی برمیگردن غضب پدرشون خوابیده و ... . از این داستان حاج آقا یاد بچگی خودم افتادم که هر وقت کار خطایی میکردم و مادرم ازم ناراحت میشد سریع قبل از این که مادرم سر برسه می ایستادم نماز! می دونستم تو نماز کسی کاریم نداره و بعد هم که نمازم تموم میشد دیگه خبری از ناراحتی مادرم نبود. خیلی بهتر و سریعتر از فرار جواب میداد!!

خواستم بگم گاهی همین تنبیه ها میتونه با لطف خدا و برخورد درست منشأ خیر هم بشه. به بچه یاد میده که به کجا و چه کسی پناه ببره و به مادر و پدر هم فروخوردن خشم رو یاد میده. انگار خود خدا اینجا میاد وساطت میکنه که همه چیز خیلی با خیر و برکت و سریع اتفاق میفته...
پاسخ:
هر تنبیه یا بهتر بگم تهدید به تنبیهی، اگر پشیمونی از خطا و پناه جستن به تنها ملجأ رو در پی داشته باشه، خیره..
حاج آقا امشب داشتن از این روایت صحبت می کردند:
http://hawzahnews.com/TextVersionDetail/280040

برای بخل بیشتر از همه صحبت کردند و حرف های جالبی می گفتند. وقتی برای هر بخشش و سخاوتی که می کنیم خدا به ما ده برابر پاداش میده چرا باید بخیل باشیم و ... و در نهایت کلام رو رسوندن به این جا که از هر چی برای خدا و در راه خدا بگذری، خدا بهترش رو بهت میده..

خدا میدونه که ولایت علماء و وجودشون و توفیق حضور در خدمت شون بزرگترین نعمت ها برای ماست. هر وقت پای جلسات شون میرم چنان معنویتی و فیضی از وجود و کلام شون کسب می کنم که اصلا باور نمی کنم این من همونی باشه که قبل و بعد از جلسه هست.. بیاید از استاد اخلاق و جلسات اخلاق غافل نشیم که ظلم بزرگی به خودمون می کنیم.
خدا حفظ شون کنه
پاسخ:
نمیشه که حتی کسی مثل من تو این جلسات و در حضور حاج آقا و اون جمع و پای صحبت های حاج آقا در مکانی چنان مقدس بشینه و بدحال بیرون بیاد. جلسه ذکر که باشه خود معصومین علیهم السلام تو جلسه هستن، روح بزرگ حاج آقا و معنویت شون هر کسی رو در برمیگیره و به آرامش و معنویت سوق میده، جمع آن چنان صمیمی و دوست داشتنی و پاک هست که آدم ناخودآگاه به دیگران و رفتار و احوال شون تَأَسّی می کنه، صحبت هایی که آدم رو غرق در معرفت و حکمت و رحمت الهی می کنه و مکانی که حقیقتا مثل قطعه ای از بهشته... با این اوصاف بعید می دونم کسی بره و دست خالی برگرده. قدر علماء و جلسات اخلاق رو بدونیم.
از فضیلت و مقام اذکار هم می گفتند که به ترتیب این اذکار بیشتر فضیلت رو دارند:
لااله الاالله
اللهم صل علی محمد و آل محمد
استغفرالله ربی و اتوب الیه (به نظرم فرموندند بنا به بعضی روایات ذکر تسبیحات اربعه در این مقام قرار داره)
بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول و لاقوة الابالله العلی العظیم
ماشاءالله
سبحان الله
زن به طور غریزی توجه دیگران و خواسته شدن از طرف دیگران رو میخواد. پس زن طبیعتا خودخواه هست. از طرفی مرد به صورت غریزی احترام و بزرگ شمرده شدن و نیاز دیگران به خودش رو میخواد. پس مرد هم طبیعتا متکبر هست.
امتحان و آزمایش زن در زندگی مادر شدن هست. مادر خیلی اوقات باید از خودخواهی زنانه خودش به خاطر فرزندش بگذره. امتحان مرد اما کار و خدمت هست. خدمت به خانواده، خدمت به مردم، خدمت به دین خدا و ... .
یاد قسمتی از کتاب "اولین دانشگاه و آخرین پیامبر" از استاد شهید سید رضا پاک نژاد افتادم که نوشته بودند (نقل به مضمون): مرد با ازدواج کامل میشه و زن با مادر شدن.
کسانی که با ایشون و کتاب هاشون آشنایی دارند می دونند که اکثر صحبت هاشون ریشه روایی از ائمه علیهم السلام داره.
این یعنی زن و مرد اگر میخوان به کمال برسند باید این دو صفت رو تعدیل کنند و هر کدوم به شکلی از خودشون بگذرند.
فرمودند تشییع شهدای غواص رو سیاسی نکنید. می فرمایند در مجالس عزاداری و منابر مسائل سیاسی مطرح نکنید. اما انصافا نمیشه از درس های عاشورایی رییس جمهورمون بگذریم. پارسال درس تعامل و مذاکره آموختیم و امسال درس ما اتحاد بخاطر خدا و بخاطر منافع مردم و فداکاری از منافع جناحی و گذشت در مقابل منافع شخصی ست.
الحمدلله در درس پارسال موفق بودیم و حالا که اون درس رو با موفقیت پشت سرگذاشتیم دیگه باید اختلافات شخصی و حزبی بر سر مثلا توافق رو کنار بگذاریم البته مشخصه که بخاطر خدا و منافع مردم باید چنین کنیم.
پاسخ:
الحمدلله نیازی به صحبت از مصادیق سیاسی در مجالس و منابر نیست و همین قدر که حرف از وقایع کربلا باشه و مخاطب رو به بصیرت برسونه، کافیه که تمام مصادیق خیر و شر رو تشخیص بده.

+ خیلی مشتاقم این 9 بند شروط اجرای برجام رو که امروز آقا گفتند رو با خط قرمزهایی که طی چندین سخنرانی گفتند تطبیق بدم تا مشخص بشه چقدر برجام خطوط قرمز ایشون رو رعایت کرده بود. تا مشخص بشه دوستانی که اصرار داشتند که همه خطوط قرمز رعایت شده راست می گفتند یا دروغ؟
موقتا این دو پیوند:
این قانون هایی که امروز اتحادیه اروپا و امریکا گذاشتن و اجرایی شدن شون رو موکول کردن به بعد از راستی آزمایی تعهدات ایران دقیقا به چه دردی می خوردند؟
دوست ندارم فرض کنم تیم مذاکره کننده ما رو ... فرض کرده و صرفا یک سری تعهدات تبلیغاتی و توخالی برای طرف مقابل در نظر گرفته شده! یادتون هست که حضرت آقا گفتند نباید لغو تحریم ها به راستی آزمایی اعمال ایران موکول بشه؟
خیلی بده که رسانه یک کشور اسلامی و انقلابی مثل ایران بعد از این همه سال اصول نداشته باشه و به هر بهانه ای اصول و روش خودش رو تغییر بده.
فکر می کنم پرس تی وی و العالم دغدغه مندتر و اصولی تر از رسانه های فارسی زبان مون هستند.

یادم نمیره برای اومدن اون فابیوس ... چه نمایشی به راه انداختند. اگر اصول می داشتند می فهمیدند که آدم جانی و قاتل در هر لباس و مقامی که باشه نمیشه بزک ش کرد و به مردم گفت برای خون عزیزان تون شکایت نکنید و سکوت کنید! اما وقتی اصول نداره شروع می کنه به بزک کردن چهره قابیوس که یعنی درسته که این فلانه و فلان اما حالا داره به اسم وزیر خارجه فلان کشوری میاد که برای دولت ما سود و منفعت داره، پس چیزی نگید فعلا ما به سود و منفعت مون برسیم! مشخصه که پشت پرده این نمایش و بازی های رسانه ای هم همون کسانی هستند که دم از مذاکره و دوستی و نرمش به هر قیمتی می زنند...
با این اصول بعید نیست که پس فردا نتانیاهو ملعون هم اگر با یک مقام و عنوان دیگه ای بخواد بیاد به کشورمون براش همین بازی ها و نمایش ها رو در بیارند! حتی همین سلمان رشدی مرتد!
این روزها نمایش های مربوط به برجام و ... رو هم در رسانه هامون می بینید؟
چند وقتی هست که تو فکر یک کاری هستم اما نمی دونم میشه یا نه؟

اگر کسی بخواد بره عراق، سوریه، یمن یا کلا تو هر جبهه ای از اسلام که مسلمان ها در حال جنگ هستند، میشه یا نه؟
این شهدایی که گاه و بیگاه به عنوان شهداء مدافع حرم میان، نشون میده که میشه. اما چجوری و به چه شکل نمی دونم. کسی میدونه؟

نمی دونم حالا به فرض هم که بشه، جدای از مشکلات این طرف مثل راضی کردن خانواده و ... اون طرف هم مشکلاتی هست. مثلا کسی که آموزش ندیده اول از همه باید آموزش های نظامی بگذرونه. یا کسی که عربی بلد نیست چطور میخواد بره اونجا و در کنار دیگران بجنگه؟
مشکلات اصلی اما درون خود آدمه ... . آدم باید با خودش تکلیفش رو روشن کنه و مخلصانه بره وگرنه چه سودی داره؟ خیلی ها حرف ش رو میزنن اما در عمل معلوم نیست آدم چقدر پای حرفش باشه ... .
خیلی ها فقط به امید شهادت میرن اما فکر می کنم این هم زیاد درست نیست. نیت درست صرفا نیت عمل به تکلیف هست و انجام وظیفه. اونی که به امید شهادت میره باید در کنارش احتمال معلولیت و اسارت و ... رو هم ببینه. اما اونی که به فقط برای انجام وظیفه میره براش فرقی نداره. کسی که برای انجام وظیفه میره توکلش به خداست و همه چیز رو واگذار می کنه به خودش..
پاسخ:
اگر همین فردا امام مون ظهور کنند، به فرض که ما طرف ایشون باشیم، قراره تو لشکرشون چی کاره باشیم؟ چه کاری بلدیم؟ چه مهارتی داریم؟ چه خدمتی به امام علیه السلام و این نهضت بزرگ می تونیم بکنیم؟
جوری نباشه که به هیچ دردی نخوریم هان! یک آدم بی مصرف باشیم برای اسلام و مسلمین. از همین الان به فکر باشیم. قراره چی کاری بکنیم؟
اگر کاری هم می تونیم بکنیم باید از همین الان شروع کنیم و نباید منتظر بنشینیم تا روزی که شاید دیگه دیر شده باشه و کاری ازمون برنیاد.
تذکر:
فراموش نکنید تنها دلسوزان کشور و ملت تیم مذاکره کننده و دولت هستند.
آگاه باشید هر کس علیه برجام صحبتی بکند، دنبال حاشیه سازی، بازی سیاسی، ایجاد اختلاف بین مسئولان و ملت، افراطی گری و ... است یا انسانی نادان، حسود و ... می باشد.
پاسخ:
منصفانه بگیم آقای عراقچی خیلی با سعه صدر و حوصله و بدون حاشیه به سوالات جواب می داد.
نکته:
هر کس در خارج از کشور بر علیه ایران و برجام صحبتی بکنه، صحبت هاش فقط استفاده داخلی برای کشور خودش داره.
اما هر کس به سود برجام و ایران صحبتی بکنه، صحبتش دلیل و سندی میشه برای اینکه به دیگران بفهمانند برجام بسیار عالی و بی نقص است!
کار این تعاونی ها و فروشگاه ها و مراکز تفریحی و رفاهی و ... مخصوص فلان ارگان و کارمندان فلان بانک و ... چیه؟
یعنی این بندگان خدا خیلی وضعیت مالی شون بده که میخوان به این وسیله بهشون خدماتی و محصولاتی با قیمت کمتر بدن!؟
بعدش در مقابل آیا برای این همه افراد دیگه ای که در شغل های دیگه هستند، با جمعیت خیلی بیشتر و حقوق خیلی کمتر این امکانات وجود داره!؟
یک بنده خدایی از دوستان داشت از تسهیلات و وام و پول هایی که به کارمندان فلان بانک که خودش هم جزئی از اونها بود، میدن می گفت. همین طور که می گفت ما بیشتر متعجب می شدیم و چشمامون بیشتر گرد میشد که خودش گفت این ها رو به این خاطر میدن که دیگه اون کارمند به پول های بانک طمع نداشته باشه!
بحث بی عدالتی به کنار اصلا اون یه چیز دیگه ست. حرف من اینه که این پول هایی که وارد بانک میشه مگه صاحب اختیارش بانک هست که به همین راحتی به کارمندان خودش این طور وام هایی و اون هم به صورت گردشی میده!؟ یعنی طوری که میشه با وام بعدی قسط های وام قبلی را داد و اگر این طور حساب کنید هیچ وقت دست کارمند خالی نمیشه و همیشه چند ده میلیونی حداقل تو دست ش هست.
دوست ندارم قضاوت کنم اما واقعا به حلال بودن این پول ها و این خدمات و ... شک دارم خیلی هم زیاد.
پاسخ:
اون حکایت رو شنیدید که (نقل به مضمونی که ما به یاد داریم) مردم یک سرزمین بودن که هیچ جوره نمیشده بهشون تجاوز کنند و زور و ظلمی بهشون بکنند. پادشاه و هر کس دیگه ای که میخواسته کاری کنه با یک دعای مردم دفع میشده. خلاصه که هر کاری که می کردن نمیشده. تا این که این حاکم میره از وزیر یا حالا حکیمی که بوده می پرسه که چی کار کنیم. جواب میده علت موفقیت و مستجاب الدعوه بودن مردم اینه که نون و مالی که دارند همه حلاله و باید به شکلی این رو حرام کنیم. در نهایت تصمیم میگیرند از مردم این سرزمین تقاضای کمک کنند و از هر نفر یک تخم مرغ تقاضا می کنند. مردم همه میان و کمک می کنند و نفری یک تخم مرغ میدن. بعد از مدتی پادشاه تشکر می کنه و اعلام میکنه که حالا هر کی کمک کرده میتونه بیاد تخم مرغش رو پس بگیره. هر کسی میاد تخم مرغی رو برمیداره و میره بدون توجه به این که مال خودش بوده یا دیگری و بدون این که از هم رضایتی از این بابت بگیرند. در ظاهر کسی مالش حرام نشده و اگر یک تخم مرغ داده یک تخم مرغ هم پس گرفته ولی نه اون تخم مرغی که داده و همین میشه که در نهایت این مردم قدرت خودش رو از دست میدن و دعاشون مستجاب نمیشه و ... .

+ اگر این حساب و حلال و حرام رو به باقی افعال و اعمال مون بسط بدیم چی میشه!؟ مثلا همین مورد قبلی. نگاه حرام یا در مقابل تبرج و عرضه به نامحرم.
همین طور که داره اوضاع پیش میره تو اتوبوس و مترو و حرم و ... و خلاصه هر جایی که یک قسمت مخصوص خانم ها داره باید یک قسمت هم مخصوص آقایون بگذارند!
قبل تر وضعیت حیا تو جامعه خیلی بهتر بود. خود زن و دختر حیا می کرد از این که بین مردهای نامحرم بیاد و خب طبیعتا برای راحتی حضور زن در جامعه خیلی مکان ها، قسمت های مخصوص زنانه داشت. الحمدلله که هنوز هم از اون دسته زنان و دختران زیاد هستند اما وضعیت بعضی ها به شکلی شده که حتی حاضرند وسط شلوغی آقایون تو اتوبوس و مترو و ... بیان ولی قسمت مخصوص خانم ها نرن!
بعضی ها قسمت بیرون از بخش خانم ها براشون حکم قسمت خانوادگی داره! خانوادگی هم که یعنی فرض می کنند تو خانواده و بین محارم خودشونن!!
حالا شما بگید این انصافه که با این وضعیت آقایون قسمت مخصوص نداشته باشند!؟
"نباید فکر کنیم پس از حصول توافق می‌توانیم هر طور که بخواهیم حرف بزنیم و عمل کنیم و دیگران در برابر این تغییر رفتار ما واکنشی نخواهند داشت. باید همان مسیر سازنده را به درستی به پیش ببریم، همان راهی را که مردم در خرداد ۹۲ به آن اقبال کردند و عامل این توفیق بود که اگر آن راه را ادامه ندهیم چه بسا توافق نیز پایدار نباشد."

معنی ش این هست که احیانا کسی انتقاد نکنه و همه به به و چه چه کنن!؟ یا مثلا بزرگان ما به دشمنی امریکا و صهیونیسم چیزی نگن یا مردم تو نماز جمعه ها و تجمع های دیگه و راهپیمایی ها حرفی نزنن که امریکا و دیگر مستکبران بهشون بر بخوره؟ خلاصه یعنی هر کی از این کارا بکنه عامل بهم خوردن توافق و درنتیجه تمام مشکلات کنونی ست!
البته این رو فاکتور گرفتیم که ان شاءالله منظورشون صحبت های اخیر حضرت آقا نبوده ... . هر چی نباشه ایشون سردمدار این ملت هستند در مبارزه با استکبار.
پاسخ:
آخر صحبت هاشون درباره انتخابات هم که جایی برای صحبت نداره.
به نظرتون ممکنه چند وقت دیگه بگن مردم هم نباید تو امور اجرایی دخالت کنند و انتخاب مجلس کار اجراییه!!!؟
امروز جناب روحانی بعد از تعریف و تمجید های فراوان و تکراری از عملکرد دولت در خصوص مذاکرات هسته فرمودند: "کجا در تاریخ سراغ دارید که ایران در یک موضوع بین‌المللی مربوط به حقوقش در برابر ۶ قدرت دنیا بنشیند و به تمام اهداف اصلی‌اش برسد؟" ، "پیروزی هسته‌ای در تاریخ کشورمان بی‌سابقه بود و نمی‌دانم چرا عده‌ای این افتخار را که متعلق به یک ملت بزرگ در برابر قدرت‌های جهان است، زیر لب ذکر می‌کنند. این افتخار تنها متعلق به دولت نیست بلکه متعلق به همه ملت و حتی همه کشورهای در حال توسعه و راهنمای آنها به سمت احقاق حقوقشان است و باید آن را با صدای بلند بیان کرد."
و فراموش کردند که تمام این سالهایی که از ابتدای انقلاب تا به حال گذشته ایران برای حفظ حقوقش تمام قد ایستاده و ننشسته! از خود انقلاب تا جنگ تحمیلی و موارد زیاد دیگه ای که در تاریخ به وضوح ذکر شده. البته منظور دقیق شون از قسمت دوم این صحبت ها رو هم سرکار خانم ابتکار در جواب سوال خبرنگار بی بی سی دادند و فرمودند که "توافق به مانند اهرمی باعث ارتقا میانه روها و اصلاح طلبانی مانند حسن روحانی در میان دیگر گروه ها می شود."
-->