عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

خدا یا بت؟

دوشنبه, ۹ دی ۱۳۹۲، ۰۳:۴۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خدا یا بت؟

خطابم با پدر و مادرهاست.

همان هایی که به خاطر ترس و واهمه های کاذب خود زندگی و آینده فرزندان و جوانان خود را نابود می کنند.

همان هایی که در ظاهر خیلی دل سوز هستند و جز صلاح فرزند خود را نمی خواهند و اما در باطن دوستی شان از جنس دوستی خرس است.

همان هایی که ندانسته و بدون معرفت و شناخت از درست و غلط، از خوب و بد، از صلاح و تباهی دنبال خوش بخت کردن فرزند خود هستند.

همان هایی که ...

 

بگذارید واضح تر بگویم همان هایی که جوانان خود را در چنین زمانه و جامعه ای، در چنین تهاجم فرهنگی ای و در چنین هجوم شیاطین جن و انسی به حال خود رها می کنند.

همان هایی که حتی وقتی فرزندشان حاضر به مسئولیت پذیری و تشکیل خانواده هست باز مخالفت می کنند.

همان هایی که هفت خوان رستم را در سر راه مشکلات جوانان شان می گذارند. جوانی که با هزار واهمه و امید پا به میدان بندگی می گذارد، جوانی که با هزار امید و واهمه از شر شیطان به خدا پناه می برد، جوانی که با هزار امید به دنبال سعادت حقیقی خود می رود...

کلام را کوتاه کنم.

همان هایی که در نظرشان ازدواج، تشکیل خانواده و زندگی جز با تحصیلات عالی، شغل پردرآمد، شاید پس انداز، منزل و ... نمی شود.

ازدواج و تشکیل خانواده را جز با رسوم پرخرج، سرویس طلا، مهریه های نجومی، جهازهای اشرافی و ... نمی بینند. هر چه غیر این را مصیبت و بدبختی می دانند. مصیبت و بدبختی چه کسی؟

 

خطابم با این پدر و مادرهاست...

خدای شما الله است یا همان بت هایی که قبل معرفت به الله می پرستیدند؟

این چه خدایی ست که شما می پرستید که قدرتی ندارند؟

که رزاق و روزی رسان نیست؟

که رحمتی ندارد؟

که حکمتی ندارد؟

که نمی شود حتی به وعده های خود او اطمینان کرد؟

که دستگیر بنده اش در راه بندگی نیست؟

که ...

مطمئن هستید که خدای شما الله است؟ به ایمان خود اطمینان دارید؟

خدای شما جز بت نیست؛ بت های دنیای مدرن.

بت هایی از جنس پول و ثروت و بت هایی از جنس مال پست دنیا.

بت هایی از جنس تفاخرهای دنیایی و پست.

بت هایی از جنس آبرویتان در نظر دنیاخواهان.

بت هایی از جنس غرور و خودخواهی. بت هایی از جنس نفسانیت.

بت هایی از جنس ... جنس شان تغییر کرده وگرنه این بت ها همان بت ها هستند.

 

+ پیشنهاد: ضد حمله 

+ این یادداشت در راستا و مرتبط با این مطلب بسیار عالی و خواندنی هست: علاوه‌ بر اعتقاد، باید به خدا اعتماد هم داشت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۱۶)

سلام
خداقوت
وقت نشد کامل بخونم برای همین نظر خاصی ننوشتم
پاسخ:
سلام علیکم
تشکر. خداقوت شما
[گل]
پاسخ:
تشکر!
سلام مجدد
در تهران یه پسری که خونه نداره و تحصیلات نداره با کارهای بازاری میتونه زندگیشو بسازه ... که اصولا وضع بازاری ها خوبه ... البته الان خیلی هاشون .. لقمه حلال درآوردنو یادشون رفته ... ولی هنوز هستن بازاری هایی که نگاه کردن بهشون آدمو یاد خدا میندازه .

در بقیه کلام ... تا حدودی قانع شدم ... و تا حدودی نه ... در رزاق بودن رب تعالی که شکی نیست ... اما اینکه بشنییم و بگیم خدا رزاقه ..کاربه جایی نمیبره...باید یه تلاشی باشه ...یه کاری باشه ... حالا  به نظر شما یه نفر چه قدر حقوق بگیره میتونه یه زندگی رو به صورت خیلی نرمال تو تهران یا دیگر کلان شهر ها بگردونه ؟
و به فرد تحصیل نکرده چه قدر پول میدن برای کار ؟
اصن اگه کار راحت پیدا میشد چرا اینهمه آدم میرفتن درس بخونن ....
که تازه باز هم کار پیدا نمیکنن ...
خونه و تحصیلات رو بذاریم کنار .. پسری که میخواد ازدواج کنه باید دستش تو جیب خودش باشه ... (در حدیثی از امام صادق نقل شده ) ... و بدون کمک خانواده بتونه زندگیشون اداره کنه .. چند درصد از پسرای امروز که تا 30 سالگی دستشون تو جیب باباهاشونه میتونن با این وضع ازدواج کنند .
تقصیر خانواده هاست که نتونستن مثل پدران خودشون بچه هاشونو مرد زندگی و خانم خونه تربیت کنند ... این تفاوت نسل ما با نسل پدران ماست ... اونها از 8 سالگی میرفتن وردست میشدن و از همون اول میفهمیدن برای هزار تومن چه قدر باید زحمت کشید ولی الان  پدران محترم فقط دنبال درسن !
در مورد به گناه افتادن هم ... به خداوند رحمن پناه میبرم از شر نفسم ...
خدا خودش راه رو برای همه جوان های کشور هموار کنه ...

البته فک کنم این معضلاتی که من گفتم بیشتر تو کلان شهر ها باشه ... وتو شهرستان ها خیلی راحتتر بشه یه زندگی رو ساخت ...
بعضا دیده شده با 650 تومن حقوق تونستن یه زندگی اروم و خوب و  همراه با خوشبختی شروع کنن .

پاسخ:
سلام

به نظرم یک فرض غلطی تو صحبت های شما وجود داره و اون هم این که فکر می کنید بنده با تحصیلات و کار و درآمد داشتن مخالفت کردم.. نه مخالف نیستم با این مخالفم که تحصیلات، کار و رسیدن به درآمد بالا مانع ازدواج به موقع بشه و متعاقبا باعث فساد و گمراهی و به هر شکلی باعث دوری از راه بندگی بشه. اتفاقا تحصیلات و رشد علمی جوون ها رو خیلی هم ضروری می دونم منتها میگم چه اشکالی داره که این تحصیلات بعد از ازدواج ادامه پیدا کنه؟ کار و تولید اقتصادی هم کاملا ضروری و مهم هست ولی امکان این که بعد از ازدواج این اتفاق بیفته وجود نداره؟

یک فرض اشتباه دیگه اینه که ازدواج رو لزوما با مستقل شدن همراه می دونید و این که انتظار دارید جوون ها از همون ابتدای امر منزل و لوازم منزل و خلاصه همه چیز یک زندگی به قول خودتون نرمال رو داشته باشند (من نمی دونم این زندگی نرمال از نظر شما دقیقا چی هست و چه لزوماتی داره)
در مورد روایت هم لطفا سند و منبع ذکر کنید چون تا به حال اون چیزی که بنده از علماء دیدم و شنیدم و خوندم خلاف این بوده.. نه این که استقلال مالی رو قبول نداشته باشند، نه، منتها استقلال مالی رو ضرورت ازدواج نمی دونند اگرچه لازم هست به عنوان مثال اینجا رو بخونید(آخر صفحه با عنوان "یک راه حل مهم"):

متاسفانه درست میگید و تربیت نسل امروزی اصلا درست نیست...
در مورد کار هم باهاتون مخالفم. یعنی تا جایی که من دانشجوی بی مدرک دیدم و برای خودم بوده، کار زیاد بوده و هست به شرط این که طرف علم و مهارت مفیدی داشته باشه خیلی راحت میشه کار پیدا کرد..

"در مورد به گناه افتادن هم ... به خداوند رحمن پناه میبرم از شر نفسم ..."
این قسمت صحبت تون رو خیلی خوب گفتید حالا یک سوال:
ما که برای کنترل یک نیازی طبیعی و ضروری و اصولی به خداوند رحمن پناه می بریم چرا این نیاز رو با ازدواج حل نکنیم و بعد برای رسیدن به یک نیاز فرعی تر و غیر ضروری تر به خداوند رزاق پناه نبریم!؟ بهتر نیست؟

در کل فکر می کنم مشکل از مطلب بنده بود که نارسایی داشت و باعث سوء تفاهم شد و الا به نظرم در کلیات و اصول مخالفتی نداریم
۱۵ دی ۹۲ ، ۲۳:۴۵ هو العشق
اینا رو که ماها میدونیم! بوگوین مامان بابادون بیان بوخونن :دی
پاسخ:
خب منم بخاطر همین برای مامان باباها نوشتم دیگه! شما چرا خوندین؟؟؟
البته شما هم ان شاءالله مامان میشید دیگه فرقی نداره از الان دارم بهتون میگم
۱۴ دی ۹۲ ، ۰۰:۴۱ پلڪــــ شیشـہ اے
درسته ویرگول داشت!
پاسخ:
خب پس ممنون از لطف تون که با وجود این که نداشت شما لطف کردید و گذاشتید..
۱۳ دی ۹۲ ، ۲۳:۴۴ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

پست حق کامنت نداره!


خداقوت
یاعلی(صلوات برای فرج)
پاسخ:
علیکم السلام

بعد از "حق" ویرگول داشت!؟

تشکر
۱۲ دی ۹۲ ، ۲۲:۰۱ وخدایی که دراین نزدیکیست

پیراهن سیاه زتن دور میکنیم

آن را ذخیره ی قبرو قیامت میکنیم

اجر دوماه گریه ی برغربت حسین

تقدیم مادرش از ره دور میکنیم

پیامبر فرمورد هرکس پایان ماه صفر را خبردهد بهشت براو واجب است.

ربیع الاول مبارک...

پاسخ:
سلام علیکم
تشکر بر شما هم مبارک
۱۲ دی ۹۲ ، ۲۱:۰۶ محتـ ـسبـ
سلام
قبلا خیال میکردم اگه یه عده زود ازدواج کنن این فرهنگ باب میشه اما بعدا دیدم نه
دور و بر ما کم نیستن از ادمایی که زود ازدواج کردن . منتهی نه بخاطر اینکه باید زود ازدواج کنن ، بخاطر اینکه پول داشتن !!! حالا هر کسی که دور و بر این آقایون بخوان زود ازدواج کنن و پول نداشته باشه به شدت مذمت میشه و مطرود !!!
فرهنگ ازدواج باید درست بشه...
پاسخ:
سلام
موافقم یا باید برای زود ازدواج کردن پول دار بود یا این که تحمل هزار جور حرف رو داشت!
۱۲ دی ۹۲ ، ۱۱:۴۴ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلامی دوباره
مطلب کامل خوندم باید بگمــ این روزها واقعا عمل به این حرفها سخت شده !
خیلی ها دور اطرافم هستند که حاضر نیستند از چیزای جزئی و ساده بگذرند
تا چه برسهــ طلا و جهیزیه و . . . .
فقط یه جمله خدایا کاری کن . . .
التماس دعا
یازهراکربــ بلا ان شاء الله
پاسخ:
سلام
درسته سخت شده اما فقط ایمان و یقین به خدا می خواد..
...
محتاجم به دعا
۱۲ دی ۹۲ ، ۱۱:۴۲ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلام
خداقوتــ
ایامـــــ تسلیتـــ
همه گفتند محال است
دل خوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
آپمـــ
التماس دعا
یازهراکربــ بلا ان شاء الله
پاسخ:
سلام علیکم
تشکر... بر شما هم تسلیت


خوندم.. ان شاءالله قسمت تون بشه..
واسه ازدواج باید عقل رو بذاری کنار و عاشق شی
و متأسفانه یا خوشبختانه  ما جماعت ریشو در فضای موجود و حال زمانی
به عقلمون بیشتر از قلبمون محل میذاریم
اینطور شده که یه نگاه بندازی خیلی از مسمی به قرطی ها در امر ازدواج از ریشو ها جلو هستند البته من هیچ وقت پیگیری نکردم ببین تا تهش میر یا نه ظاهرش اینه اونا راحت تر ازدواج می کنن
و
رفتی حرم دعا یادت نره البته شاید خیلی دیر گفتم

پاسخ:
سلام
قلب نه، نفس! البته اونا در امر طلاق هم فکر می کنم جلوتر هستند! و البته خیلی اوامر دیگه..
حالا من ریشام رو کوتاه کردم درست میشه ینی:))

چشم ان شاءالله.. همیشه به یاد هستم
التماس دعا
سلام علیکم
بیاید از یه منظر دیگه نگاه کنیم ...
پدری که یک عمر با سختی تونسته روزی حلال بدست بیاره .... حالا که میبینه اگه به جای دیپلم لیسانسه بود .... یا اگه به جای لیسانس فوق داشت خیلی راحتتر زندگی شو میتونست بچرخونه و بچه هاش راحتتر زندگی کنند...
پدری که میبینه اگه همون روز اول زندگی پولاشو جمع میکرد یه قوطی کبریت برای زنش میخرید بهتر بود تا بره خونه مستاجری که تا همین الانم نتونه خونه بخره
این حق رو داره که نگران زندکی بچش باشه نه ؟
از اون طرف ... پدری که یه عمر برا بچش همه چی فراهم بوده و هیچ  سختی ای رو بچش تحمل نکرده نباید بترسه که کسی که نه خونه داره نه تحصیلات چه طوری میخواد بچشو ...دست گلشو ...پاره تنشو خوشبخت کنه ....
اینا بحث اعتقاد نداشتن به خدا نیست نعوذ بالله ...
بحث دو دو تا چهار تای عاقلانه خانواده هاست ...
هرچند که کارو سخت کرده ولی خودتونو بزارید جای اونا ...
پاسخ:
علیکم السلام و رحمة الله
حرف تون درسته ... اما این پدری که روزی حلال به دست آورده متوجه نشده که روزی رسان خداست؟ کسی که دنبال روزی حلال باشد یعنی بندگی خدا رو به بندگی مال و دنیا ترجیح میده و حاضر نیست به هر قیمتی پول به دست بیاره. این صفت خیلی خوبیه ولی چرا در مورد فرزند خودش قبل از بندگی و ایمان، مال دنیا (همون حلالش) رو می بینه؟ چرا فکر نمی کنه که اگر این فرزندش به گناه بیفته و از راه بندگی خدا خارج بشه به خاطر این مسئله اون وقت مال دنیا بهش هیچ کمکی نمی کنه؟ چرا فکر نمی کنه که اگر فرزندش برعکس خودش ایمان درستی نداشته باشه به جای روزی حلال ممکنه دنبال حرام بره؟ ....

کسی که نه خونه داره و نه تحصیلات آیا تا پایان عمرش چنین وضعیتی داره؟ آیا امکان این که بعد از ازدواج به تحصیلات ادامه بده و منزل بگیره وجود نداره؟ باید دید تعریف خوشبختی چیه؟ صرفا تحصیلات و منزل و این قبیل مسائل و اون هم حتما قبل از ازدواج؟ داشتن تحصیلات و منزل به قیمت انحراف از راه بندگی؟ به قیمت به گناه افتادن؟ ....

بله صد البته درست میگید.. خیلی از ما خدا رو قبول داریم ولی در عمل .... شرک و کفر عملی داریم (البته تا ایمان و اعتقاد نظری انسان مشکل دار نباشه دچار شرک و کفر عملی نمیشه منتها این دلیل بر اعتقاد نداشتن به خدا نیست بلکه اعتقاد و ایمان به خدا درجات داره و یک مسئله نسبی هست...)
...
۱۰ دی ۹۲ ، ۱۳:۵۷ مجتبی مرادی
منم به عنوان مثال تو رو گفتم...
اصلا خودم...خوبه

پاسخ:
نه! نگفتم که من نه! متوجه منظورم نشدی!
ممکنه هر کسی چه پدر و مادرها و چه هر کس دیگه ای یک گوشه ای از این خصوصیات رو داشته باشه.. چه پدر و مادر من چه تو چه هر کس دیگه ای.. برای همین میگم کلی گفتم
harfetoon ro ba molahezati ghabool daram ..
vali hameye un chizharee k bad dunestideshun bad nistan balke lazemeye zendegi and..vali pardakhtane bish az had beheshun khub nist
va inke fekr nemikonam hich pedar o madari mokhalefe saman gereftan e farzandesh badhe .. mokhalefat ba ezdevaj hatman dalili dare k ba goftogoo ghabele hale ..

پاسخ:
سلام علیکم
"همه اون چیزایی که بد دونستیدشون بد نیستن بلکه لازمه زندگی اند ولی پرداختن بیش از حد بهشون خوب نیست"
من چی رو بد دونستم؟ منظورتون "تحصیلات عالی، شغل پردرآمد، شاید پس انداز، منزل .... رسوم پرخرج، سرویس طلا، مهریه های نجومی، جهازهای اشرافی" هست؟
مطلب رو دوباره خوندم اما ندیدم جایی این ها رو خوب یا بد معرفی کرده باشم! اول تا آخر مخاطب کلام پدر و مادرها بودند! پدر و مادرهایی که همه یا تعدادی از این ها رو لازمه و ضرورت قطعی ازدواج می دونند.. به شکلی که این ها براشون شده هدف و نه ازدواج، نه بندگی خدا، نه عمل به دستورات الهی و نه ... .
بله پدر و مادرها مخالف سامان گرفتن فرزندشون نیستند منتها باید دید که سامان رو چطور تعریف می کنند؟ اصلا تعریف شون از سعادت فرزندشون چیه؟ سعادت رو در مال دنیا می بینند یا ایمان و بندگی؟ و ...
ای وای من ای وای من وای از دل بقیه اش چی بود؟
قشنگ بود و ترسناک
همه ی این هایی که به پدر مادرها گفتی وقتی به خودم برگردوندم خیلی ترسیدم
می ترسم حتی برای یک لحظه بودن
پاسخ:
وای از دل رسوای من، مفتون شده از عشق او، سرگشته ای در کوی او...

باید هم ترسید...
۰۹ دی ۹۲ ، ۲۲:۲۹ مجتبی مرادی
برادرم سلام...

اخه ما هنوز وارد زندگی نشدیم... چقدر خودمون رو ساختیم که پس فردا بچمون مثل تو که الان می خوای ازدواج بکنی ولی نمیزارن موافقت کنیم...ایا ما خودمون روی این کار کرده ایم که پس فردا وارد زندگی شدیم با ازدواج بچمون مخالفت نکنیم...
این ها سخت است....
خداوند ما را از انحراف نجات دهد...
التماس دعا
پاسخ:
سلام برار!
حالا چرا فک کردی من؟ من این موضوع رو کلی گفتم..
مخاطب پدر و مادرها بودن، پدر و مادرهای امروز، دیروز و فردا...
کسی نگفت آسونه!
ان شاءالله
محتاج دعام

وقتی یک جوون میخواد از این ملاک ها و این سبک زندگی فرار کنه یکی از مهم ترین قدم هاش شاید هم اصلی ترین قدم ازدواج هست.. با این اوصاف باید چه کار کنه؟ پدر و مادر که مخالف اند، شاید هم نشه واقعا طرز تفکرشون رو تغییر داد چون یک عمر با همین طرز تفکر زندگی کردند. خب باید چی کار کنه؟ تسلیم این سبک زندگی بشه و بگه بعدش برمیگردم به همون سبک زندگی که خودم می خوام! میشه؟ نمی دونم!
-->