عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

هیچ گاه آن را آرزو نکردم...

چهارشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۱۵ ب.ظ

بار الها تو خود واقفی از آن زمان که توانستم اندکی خودم را دریابم و نیم نگاهی از حقیقت وجودم را در اندیشه ام متصور کردم و به مصداق "من عرف نفسه فقد عرف ربه" اندک اندک از این آبراه باریک شناخت خویش توانستم میان خود و چشمه جوشان کون و هستی که همان ذات اقدس ربانی هست پیوندی برقرار نموده و از موهبت معرفت الهی بهره جویم در پی آن توانستم بر جهان تفسیری بیابم و در نتیجه توفیق یافتم که دورنمایی کلی از سیر صحیح حرکت تکاملی را که می بایست راهنمای زندگی آینده من گردد بدست آورم.

در این برهه بود که بین حقیقت مطلوب و واقعیت موجود تفاوت فاحشی دیدم. واقعیت این بود که من تا آن زمان جز به زندگی مادی نمی اندیشیدم و حقیقت چیزی بود متضاد با آن برای من نوجوانی که احساساتم شکوفا شده بود و تازه داشتم مزه شیرین زندگی را می چشیدم و در دریای رویاهای جوانی غرق شده بودم قبول حقیقت بسیار مشکل بود و حال می بایست در مسیر زندگی خود تغییراتی اساسی ایجاد کنم. بر سر این دو راهی حقیقت و واقعیت یا باید آن احساسات شورانگیز کاذب و رویاهای به ظاهر زیبای واقعی را که محق نبودند انتخاب می کردم و یا باید به ندای حق وجدان که پیروی از عقل حسابگر را فریاد می زد و هنوز واقعیت نیافته بود روی می گرداندم.

از آنجا که محیط فاسد اجتماعی آن روز تاثیر سوئی بر این کششهای درونی داشت رفت تا در گردابی از گردابها غرق شوم. در اینجا بود که آفریدگار هستی یعنی همان چشمه حقیقتی که فطرت درونیم مرا به سویش می خواند، بزرگترین موهبت یعنی انقلاب اسلامی را به من و ملت من ارزانی داشت. انقلابی که بر خلاف سایر انقلاب ها تحول درونی یک امت رو به همراه داشت و در سایه ی آن من و میلیون ها نفر جوان امثال من توانستند به راحتی به فریادهای وجدان لبیک گویند و راه حقیقت را برگزینند.

من نیز تصمیم خود را گرفتم و سیر الی الله را انتخاب کردم و به دنبال این انتخاب آگاهانه و مومنانه مرحله عمل را در پیش گرفتم و راه را آغاز کردم، عشق به الله را و مبارزه را، تحمل درد و رنج را و چشیدن سختی ها را، عشق به معشوق را و عبادت معبود را آغاز نمودم و چه آغاز خوشی و چه مسیر زیبایی و به راستی چه خوش است دل از دنیا بریدن، دنیای مادی را با همه زرق و برق به استهزاء گرفتن، عزت و ذلت دنیا را یکسان نگریستن. از درون زندان جسم رهیدن، ناخالصی های وجود را در آتش درد و مشقت سوزاندن، خواسته های نفسانی را زیر کوه غم و رنج کوبیدن و در میان شعله های عشق حق سوختنی لذت معراج چشیدن، پنجه در پنجه مشکلات نرم کردن، بی هیچ ترس و واهمه به مصاف طاغیان رفتن، درمیان آتش و دود دویدن، در خون سرخ خویش غلطیدن و غایت این که بزرگترین سرمایه مادی خویش را در کف اخلاص نهادن. آری خدایا تو واقفی، تو واقفی و شاهدی که من این سیر را انتخاب کردم و در آن گام نهادم و همیشه سعی نمودم که تنها برای تو باشم و به یاد تو باشم و به هیچ چیز جز تو وابستگی و دلبستگی نداشته باشم و نیاتم را فقط در جهت تو خالص کنم و تنها رضایت تو را جلب نمایم و در تحقق حقیقت "ایاک نعبد و ایاک نستعین" بکوشم.

و البته در این میان خدایا با وجود شناخت آگاهانه و اعتقاد مومنانه که به حقانیت این راه داشتم چه بسیار خطاها، عهد شکنی ها، نادانی ها، لغزشها و گناهان که در این راه مرتکب شدم. خدایا به عزت و جلالت مرا عفو کن. خدایا هر چه خطاهایم بزرگ و پیمان شکنیم بی شرمانه و جهالتم گستاخانه و معاصیم توجیه ناپذیر بود ولی معبودا، وسعت سفره حلم و کرم و جود و رحمت تو بیشتر است. پس خدایا مرا به حلمت، کرمت، جودت و رحمتت ببخشای.

خدایا همیشه بر آن بودم که تو را نه به طمع بهشت و نه از خوف دوزخت بپرستم بلکه خدایا به عزت و جلالت سوگند می خواهم تو را عبادت کنم تنها چون تو شایسته ستایشی و پرستش فقط زیبنده ی توست و این همان حقیقتی است که عقل و فطرتم بر آن گواهی می دهند.

آرزوی همیشگی من این بود که معشوقا مرا در بستر مرگ نمیرانی بلکه توفیقم دهی تا جسم را یعنی بالاترین سرمایه مادیم را نثارت نمایم و آن کس که تو را شناخت جان را چه کند.

خدایا با این که رسیدن به وصالت و شهادت در راهت بزرگترین مطلوب زندگیم بود و با این که شهادت رو همیشه آرزو داشتم ولی هیچ گاه از تو نخواستم که برای رهایی از این دنیا و برای فرار از مسئولیت و گریز از درد و رنج انسانساز زندگی، هم اکنون شهادت را نصیبم نمایی. خدایا من مومن بودم که برای پیاده نمودن اسلام و در راه حقیقت و در جهت نابودی ظلم و برقراری حکومت الهی آن قدر مصائب و مشکل ها و مسئولیت ها و تعهدها وجود دارد که حتی اندیشه شهادت نیز اگر در جهت فرار از این مشکلات باشد منکوب و مکروه است، خودخواهی است و زیر پا نهادن وجدان است. من در راه تو ای خدا قدم نهادم و بار سنگین مسئولیتی را که بر دوشم احساس کردم پذیرفتم و در این راه از شهادت استقبال نمودم ولی هیچ گاه آن را آرزو نکردم.

...

شهید علی اکبر کفش کنان

شهید علی اکبر کفش کنان سمت راست تصویر

 

این روزها گاهی از دیدن فیلم هایی که به اسم دفاع مقدس ساخته شدن شرم می کنم و خجالت می کشم.. فیلم هایی این چنین سخیف و بی شرمانه که فقط لایق سازنده فیلم هست و بس!

البته خدا رو شکر که در همین سال های اخیر فیلم و به خصوص مستندهای خیلی خوبی هم ساخته شده. خدا به سازنده این فیلم ها خیر و توفیق بیشتر بده انشاءالله. سال ها بود که مظلومیت رزمنده ها و شهدامون اگر بیشتر از زمان جنگ نشده بود کمتر نشده بود و هم چنان هم مظلوم هستند.

دیشب به صورت اتفاقی برنامه ای گفتگو محور به اسم "ققنوس" رو دیدم که از شبکه چهار پخش میشد. موضوع برنامه بررسی فیلم هایی بود که به اسم دفاع مقدس ساخته شده بودند و مهمان برنامه آقای شاه حسینی بود... نمی خوام در مورد صحبت هایی که گفته شد در برنامه چیزی بگم فقط اکیدا توصیه می کنم که حتما سه قسمت احتمالی باقی مونده از برنامه رو دنبال کنید. برنامه خیلی خوب و بحث بسیار مهم و مفیدی بود. سایت برنامه: سینما انقلاب http://cinemaenghelab.ir/

قسمت بعدی به نظرم پنج شنبه شب باشه.

+ یادم هست که یه مدت پیش وبلاگی به اسم خواهر شهید پیدا کرده بودم منتها این بار هر چی گشتم پیدا نشد. اگر دوستان پیدا کردن و یا می شناسن ممنون میشم برام آدرسش رو بذارن.

+ التماس دعا..

۹۲/۰۷/۰۳
سر گشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۱۲)

۲۳ مهر ۹۲ ، ۲۲:۵۶ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلامــــــــ
خداقوتــــــ
عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد . . .
بروزمــــــ
التماس دعا
یازهراکربــــ بلا ان شاء الله
کجایید پس؟
پاسخ:
همین اطراف زیر سایه جد بزرگوارتون
۲۱ مهر ۹۲ ، ۲۱:۴۷ محتـ ـسبـ
سلام
فکر میکنم منظورتون این وبلاگ باشه
http://karbala133.blog.ir/
فکر میکنم جزء معدود وبلاگ هایی بود که خیلی ازش خوشم اومد
پاسخ:
سلام
ممنون حقیقتا هم وبلاگ خوبی بود
منظورم خواهر شهید کفش کنان بود
جای شهدا،همان مردان بی ادعا روز به روز خالی تر می شود...
۱۵ مهر ۹۲ ، ۲۰:۲۱ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

++++++++++++
ما قبلا اینجا انگار یه نظر گذاشته بودیم!
فک کنم بیان خورده باشه!

خداقوت
یاعلی(صلوات برای فرج)
پاسخ:
علیکم السلام و رحمة الله

عذر میخوام نظرتون تایید نشده بود
۱۳ مهر ۹۲ ، ۱۱:۱۲ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلامــــــ خدا قوتــــــــــــ

پدرش در رکـــوع بـــود

که سائل آمـد

و انگشــتریش را بخشیـــد

به پــدرش رفته بـود

خــودش، انگشـــتریش را مـی‌ بخشیــد

اگــر امانش می‌دادند. . .

بروزمـــــــ

یازهراکربــــ بلاانشاالله

۰۸ مهر ۹۲ ، ۲۳:۳۲ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

سخنان شهید یه حس خیلی خوب و البته خاصی داشت!
در مورد فیلم های دفاع مقدس که اصولا پول بیت المال رو حروم ساختن یک سری فیلم به درد نخور میکنند به جز چندتایی که خوب بودند!
البته کلن وضع همه فیلمامون تقریبا به همین صورته ، یا کپی هستند یا اینکه ...!
اِی کاش کلن یه کار اساسی میکردیم ، میکردند نمیدونم ولی بهترین راه اینه که از خودمون شروع کنیم

خداقوت مطلب ارزندتون
یاعلی(صلوات برای فرج)
پاسخ:
علیکم السلام

هر کس از خودش باید شروع کنه.. اما خود رو نمیشه از جامعه و دیگران جدا کرد
زیارت نرفته ها
بسم الله
۰۵ مهر ۹۲ ، ۱۱:۴۸ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلامـــــــ
من از این جمع دلگیرم ، تو در آن جمع تنهایی
چه دنیایی برایم ساختی... آری... چه دنیایی!
چه رنجی می کشم تا صبح وقتی چشم می بندم
چه رنجی می کشی وقتی که بر شب چشم بگشایی
مرا با آبروداری چه کار؟ ای اشک! راحت باش
که صدها ماجرا دارند با هم عشق و رسوایی
نپرس از من چرا آیینه ها را از تو می پوشم؟!
...حسادت می کنند آیینه ها وقتی تو می آیی
نمی آیی از آن یکشنبه ی دلگیر امٌا باز
صدایت می زند هر هفته ناقوس کلیسایی...
مهدی مظاهری
یازهرا کربــــــ بلا انشاالله
پاسخ:
سلام
ممنونم زیبا بود
سلام
میزبانیم با

http://zareh.blog.ir/post/103

 یا علی
سلام
درست می گی ما هر چی می کشیم از بد ساختن نه نساختن
دیدی روضه خونای قدیمی می گن اگه نمی تونی حقش رو ادا کنی نخون
چه خوب بود این فرهنگ همه جا جا می افتاد
پاسخ:
سلام
از بد فهمیدن و نفهمیدن.. از مغرض بودن دچار هوی و هوس شدن..
۰۳ مهر ۹۲ ، ۲۲:۵۱ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلام
خداقوتــــ
"نوکرهای ارباب پیراهن مشکی و شال عزا و سربند یازهرا آماده کنید چهل روز مانده "

بروزم با  * بیست و سهـــ *
یازهرا کربـــــ بلاانشاالله
پاسخ:
سلام
ممنونم
-->