عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

از خوشبختی تا سرخوشی!

شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۳۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فاصله خوشبختی تا سرخوشی در نظر خیلی کم است..

گاهی فاصله اش به اندازه خریدن دل یک نیازمند است تا خریدن هوی و هوس نفس، تا خریدن موبایل جدید، ماشین جدید، خانه جدید و لوازم جدید ...

گاهی به اندازه دیدن منزل و ماشین لوکس و انواع لوازم لوکس و گران قیمت دیگر است و چشم بستن بر مستحق و نیازمند و ...

دیدن پول و ثروت و ندیدن شرف و مردانگی

دیدن صورت است و ندیدن چهره زیر نقاب

دیدن خنده های غافلانه و ندیدن آرامش و بهجت قلبی ست

گاهی به اندازه شب تا صبح را به عیش و هوس گذراندن است تا راز و نیاز و نجواهای عاشقانه

 

فاصله خوشبختی تا سرخوشی همین چیزهای عادی هست که هر روز می بینیم و نمی بینیم..

فاصله عشق و غفلت یک چشم بر هم زدن بیشتر نیست. چشم بر عشق بستن و اسیر غفلت شدن همه اش آنی بیشتر نیست

فاصله اش می شود دیدن ظاهر و بی تفکر گذشتن از ظاهر

اما فاصله نتیجه این یکی تا دیگری خیلی بیشتر از حد تصور ماست.. آن وقت فاصله اش می شود به اندازه آبروداری در نظر اهل دنیا و آبروداری پیش آبروداران الهی...

فاصله اش می شود بهجت و نشاط درونی تا حزن و اندوه اگرچه یکی ظاهرش بشود خنده و خوشی و دیگری بشود اشک و غم

فاصله خوشبختی و سرخوشی فاصله عشق و وصال است تا فراق یار...

پای عهد عاشقی ماندن تا اسیر نفس شدن

فاصله اش فاصله ازل تا ابد است با چند لحظه ای گذرا از عمر دنیا

 

خودمانی تر بگویم متنفر شده ام از نسخه های خوشبختی که هر روز به خورد ما می دهند.. نسخه های سبک زندگی که در آن ها تنها هدف و فضیلت و خیر و سعادت و ... همه اش در رفاه بیشتر خلاصه می شود و متعاقب آن در ثروت اندوزی و تمام مصیبت ها هم از همین لعنتی شروع می شود..

آن چنان این نسخه را عمومی کرده اند که هر جا می رویم اثری از گندش هست! خیلی از کسانی را که نخواهند را هم خواه ناخواه اسیرش می کنند.

با خودم فکر می کنم مگر من چقدر فرصت دارم که جوانی و اصل سرمایه خودم را بگذارم پای این سبک زندگی؟ مگر گذر این چند سال جوانی چقدر به چشم می آید؟ بعدش هم که دیگر کار از کار گذشته و به همین سادگی ها انسان قدرت اصلاح خود را ندارد..

دلم می خواهد پشت به همه دنیا و اهل دنیایی بکنم که برایم نسخه های این چنینی می پیچند و خودشان را عقل تمام می دانند.. از تجربه ها و سختی ها و مشکلات خودشان می گویند که مثلا آینه عبرت ما بشود، اما نمی بینند و نمی دانند که مشکل اصلی شان جای دیگر بوده و هست یا شاید هم می دانند و خوشی چند روز دنیا زیر دندانشان مزه کرده و مست رفاه و خوشی دنیا شده اند.. یاد حدیثی از پیامبر (ص) افتادم: براستی که من از فتنه و آزمایش راحتی بر شما بیمناکترم تا آزمایش سختی ؛ شما به آزمایش سختی امتحان شدید و صبر کردید اما دنیا شیرین و خوش منظر است.

شک ندارم که یک روزی حسرت تک تک لحظاتی را می خورم که پای چنین هدفی حرام کرده ام. پناه بر خدا از دوستان و خیرخواهان احمق! همان هایی که خیر و شر را از هم تشخیص نمی دهند و می خواهند زورکی خیرخواه دیگران شوند!

 

نمی دانم مشکل از کجاست که این طور اسیر دنیا و سبک زندگی های دنیا مدارانه شده ایم! واقعا چرا؟

فقط همین را می دانم که همه اش از یک لحظه غفلت و اباحه گری شروع می شود ... پناه بر خدا از عاقبتش

 

 

+ این سخنرانی تلنگر بسیار خوبی هست، اون دوستانی که فرصت دارند ان شاءالله استفاده کنند: سخنرانی آیت الله جرجانی

+ بخوانید : سوزان تر از اسید!

۹۳/۰۸/۱۰
سر گشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۱۲)

امروز توی سرویس بهداشتی مسجد یه دختر اومده داشت آرایش میکرد،بعد از اذان و نماز بود
واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم
چه جوری بگم
اصلا بگم ،نگم
من هر وقت میخوام امر به مهروف و نهی از منکر کنیم این شیطان رجیم خیلی موش میدویونه
اون موقع نمیدونستم باید چیکار کنم،خیلی هم این پا و اون پا کرد ولی چیزی نگفتم
ولی الان ک فکر میکنم میبینم باید تذکر میدادم
شما فکر کنید همه مردا و زنایی که از کنار بی حجاب رد میشن تذکر بدن که دنیا گلستان میشه!!


مضیقه برا اینکه دوست ندارم به زحمت بیوفتین برای جواب دادن
و خب ما هرچی بنویسیم شما خودتونو ملزم به پاسخ دادن میکنید

در هر صورت خیلی ممنونم
مطلب زیادی یاد میگیریم از اینجا
جزاک الله خیرا
پاسخ:
امر به معروف و نهی از منکر کسی که هیچ شناختی نسبت به خودش و اعتقادات و معرفتش نسبت به دین و اصول دینی نداریم واقعا کار سختیه.. البته که غیر ممکن نیست. نمی دونم شاید عجیب باشه اما گاهی که آدم خودش قلبا نیت خالص داره و حقیقتا به دنبال هدایت طرف مقابل هست خدا خوب راه جلو پاش قرار میده اما گاهی هم آدم با نیت درست هیچ کاری حتی به ذهنش هم نمیرسه...

بهترین کار همینه که آدم از اطرافیان خودش شروع کنه که راحت تره بعدش کم کم راه و روش کار میاد دستش!

زحمت و حوصله از طرف خواننده هست که با نظراتش کمک میکنه مطلب پخته تر بشه.
بنده از شما ممنونم
ممنون از توضیحات
ما هم اینا رو قبول داریم...




+ وقتی میگید حتما جواب میدین
اونم چه جواب دادنی
آدم تو مضیقه میمونه که پیامی بذاره
به هر حال لطف کردین
پاسخ:
حاج آقا گفتن امربه معروف و نهی از منکر مخصوص کسی هست که معروف و منکر رو بشناسه و غفلتا یا عمدا خلافش عمل کنه. در کل قدم اول ارشاد هست و روشن شدن معروف و منکر بعد امر به معروف و نهی از منکر. یعنی همون که شما می فرمایید.

چرا مضیقه؟
لازم به پاسخ و ادامه ی بحث نیست
اصلا واسه پاسخ گرفتن ننوشتم
موفق و عاقبت بخیر باشید ان شاءالله
پاسخ:
اختیار دارید نمیشه که بنده نسبت به نظرات اون خواننده ای که وقت میگذاره بی توجه باشم.

جزاک الله خیرا
خب ببینید بنظرتون چرا اینقدر معاند زیاد شده
بنده نظرم (هرچند نظرم مهم نیست!) اینه که با روش های غلط آموزش اسلام و کلا روش غلط دین داری افراد متدین اینقدر جوونا زدهه شدن
خب وضعیت یه جوری شده که الکی فقط مخالفت میکنن
عین فنری که هرچی بیشتر فشارش بدی نیروی ذخیره شده اش بیشتر میشه و وقتی چرتاپ میشه نیرو و سرعتش خیلی بیشتره
چرا جوونا زده شدن؟!!
میدونم تیشه خورده به ریشه فرهنگمون و تقریبا قضیه برمیگرده به هفده هجده سال پیش ولی این همه ی ماجرا نیست

گشت ارشاد به سال ها قبل برمیگرده
بحث معاند رو الان شاید بشه قبول کرد ولی چند سال پیش اغلب جاهل بودن تا معاند
گاهی ما با روش غلطمون یه کاری میکنیم جاهل به جایی که علم پیدا کنه معاند بشه!!!
و خب با معاند هم باید برخورد قاطع بشه!
دچار دور میشیم این وسط!

اصل کار همون بحث فرهنگی و ریشه ای هست
و به قول شما حرف و حدیث زیاد داره
ان شاءالله بتونیم راه درست رو بریم

تشکر...
پاسخ:
بنده از دقت و حوصله شما ممنونم. ان شاءالله جواب و ادامه بحث باشه برای بعد

به نظرم ریشه این رفتارهایی که در جوونها و نوجوونها به وجود اومده تهور و بی باکی هست که از طریق همین فرهنگ غربی و تبلیغات ضد اسلامی به ذهن و فکرشون تزریق شده و بالاخص ماهواره و فیلم ها و سریال ها و دروغ پراکنی هایی که هر لحظه شبکه های غربی بر علیه اسلام و ایران می کنند.
البته که حرف شما هم درست هست و رفتارهای غلط ما هم خیلی تاثیر داشته اما با تمام این اوصاف ریشه اصلی اینجا نیست و به نظرم برمیگرده به همین تبلیغات و دروغ پردازی ها...
البته عده این ها هم زیاد نیست و اون سروصداشون هست که زیاده!

الان هم بیشتر جاهل هستند و نه معاند! اون کسی که تهور و بی باکی داره لزوما از روی علم و با هدف این کار رو نمی کنه که اگر چنین باشه باید گفت خیلی معاند احمقی هست! اون کسی دنبال هدفی باشه به همین راحتی دست خودشو رو نمی کنه اما کسی که صرفا از روی جهل و کورکورانه یک عمل رو تکرار می کنه به هدفی فکر نمی کنه و به همین خاطر بی باک هست...

حق با شماست. ریشه اصلی تمام این مسائل فرهنگ هست و ریشه ای ترین مبارزه کار فرهنگی.. و در کنار کار فرهنگی وظیفه قانونی و مبارزه با ریشه های فساد هم باید انجام بشه ان شاءالله

تشکر از حوصله و دقت نظر شما..
من تازگیا به این رسیدم که فحش و توهین شنیدن و کتک خوردن و انگ خوردن و...
جز لاینفکه امر به معروف و نهی از منکر و این فکر هست که "به من ربط داره" !!

+ اصولا تو اسلام "به من چه" جایی نداره
پاسخ:
حق.. دقیقا همین طوره. حاج آقا حرف خوبی زدن در مورد پیامبران و انبیاء و ائمه و ...
اون "س" ما بودیم
نمیدونم چرا اینجوری ثبت شد!
عذر...
و یه چیز دیگه
بنده با این روش گشت ارشاد مخالف بودم چون بدتر زده میکنه جوان ها رو
مشکل ما بنیادین هست و باید بنیادین هم رفع بشه
فرهنگمون دگرگون شده متاسفانه!!


سوزان تر از اسید!
به مبحث استاد ربط داشت که گذاشتینش؟!!
پاسخ:
1 اگر به گشت ارشاد به عنوان یک پدیده فرهنگی نگاه کنیم حتما اشکالات زیادی بهش وارد هست اما به نظرم بیشتر جنبه قانونی داره و جلوگیری از هرج و مرج و فساد بیش از حد
2 اگر مخاطب گشت ارشاد اون کسی باشه که معاند هست (نه کسی که جاهل و مستضعف هست) بسیار هم پدیده میمون و مبارکی ست! چون اون شخص فقط به دنبال ترویج فساد هست و اگر جلوش گرفته نشه خیلی های دیگه رو فاسد میکنه و ما نباید نسبت به مفسد فی الارض بی تفاوت باشیم...
3 دو نکته که مربوط به این مسئله هست رو حاج آقا تو سخنرانی شون گفتند. یکی این که ناراحتی طرف مقابل ملاک نیست و ما نباید به بهانه این که اون شخص ناراحت میشه از امر به معروف و نهی از منکر دست بکشیم چون این طرف اهل حق خیلی بیشتر از این ها ناراحت میشن و ما باید ناراحتی این طرف رو ببینیم. دوم این که بتوچه گفتن شون هم ملاک نیست چون ما مامور هستیم به جلوگیری از ترویج فساد در جامعه. خب با این حساب خودمون رو بذاریم جای اون جوونی که میخواد تو همین جامعه زندگی اسلامی کنه. جامعه ای که به اصطلاح اسلامی هست، انقلاب و قانون اساسی و شهدا و ... همه اصل و ریشه این جامعه رو نشون میده. حالا حق با کیه؟ اون کسی که میخواد به همین راحتی خون و زحمات تمام انقلابیون و شهدا و حتی قانون رو زیر پا بگذاره ... یا اون جوونی که میخواد تو همین جامعه با آسایش و راحتی یک زندگی اسلامی و مومنانه داشته باشه؟ از این ها گذشته به خود ما بگن از بین آزادی پوشش و آزادی نگاه (نه آزادی مطلق، در همین حد که طرف بتونه بجز دو قدم جلوتر خودش رو هم نگاه کنه!) کدوم رو میخواید چی جواب میدیم؟ یعنی حتی با نادیده گرفتن دستورات دین و با ملاک آزادی در چهارچوب قانون هم چنین چیزی منصفانه نیست چون با دو مسئله متضاد سروکار داریم و بالاخره باید یکی رو انتخاب کنیم.
4 در مورد گشت ارشاد و این مسائل خیلی حرف زیاده اما همون طور که شما میگید باید یک کار فرهنگی و ریشه ای اساسی انجام بشه و اینها صرفا برای جلوگیری از ترویج فساد میتونه کارساز باشه.
5 یک حرف حق دیگه هم گفتید اون هم اینکه باید با ریشه ها برخورد کرد. یعنی ای کاش که به جای راه انداختن گشت ارشاد جلوی شبکه های ماهواره ای و مروجین اصلی این سبک زندگی رو می گرفتند. نه این که خودشون هم برن پشت سر اونها شبکه تلویزیونی راه بندازن و چشم بسته کارهای اون ها رو تکرار کنن و ... . البته هر چی بیشتر نگاه کنیم بیشتر ریشه پیدا می کنیم برای این فسادها ...

نه یعنی نمی دونم شاید ارتباطی هم داشته باشه اما من صرفا بخاطر این که مطلب خوبی بود لینکش رو گذاشتم!
سلام
سخنرانی استاد خیلی خوب بود
ممنونم
حداقل برا من که تو این چندوقته یه فکر مثل خوره افتاده به جونم عالی بود
اینکه اگه هیچی هم نباشم لااقل محب علما هستیم الحمدلله

باید رفت و روش های صحیح امر به معروف و نهی از منکر رو با شرایطش یاد گرفت
بنده نمیتونم به دختر نوجوان همسایمون که موهاشو میذاره بیرون بگم موهاتو بذار تو
چون این کارو نمیکنه و بدتر زده میشه!!
یه علت خیلی مهم حالا تو بحث بی حجابی اینه که دوستان خدا رونمیشناسن(بنده هم نمیشناسم البت!)
اینه که کلی باید وقت بذاری و توجیه کنی وگرنه کار میکشه به همونجایی که حاج آقا گفتن

+ حضرت اقا فرمودن برای امر به معروف و نهی از منکر فقط بگویید و رد بشید
لازم نیست بایستید و بحث کنید
اگه همه ی ما فقط بگیم و رد بشیم خیلی از مسایل حل میشه

+ قبلا فکر میکردم من که خودم کلی مشل دارم چجوری بیام به دیگران بگم فلان کار رو نکن
بعد فهمیدم این اصلا ملاک نیست!

+ درمورد حضرت اقا هم که استاد پایان سخنانشون گفتن هم باید بگم خودم آدم هایی رو دیدم که سر هیچ و پوچ مخاف ان
و حاضر هم نیستن کوتاه بیان
من واقعا ناراحتم که نمیتونم دفاع کنم از آقا در مقابل این افراد!!

++ باز هم ممنون
پاسخ:
سلام

ان شاءالله خدا حاج آقا و امثال ایشون رو برای ما حفظ کنه

درست میگید اغلب (البته اعتقاد خودم اینه که همیشه اما احتیاط می کنم و میگم اغلب!) مشکل ریشه ای هست و از اصول دین و توحید شروع میشه و نتیجه ش میشه بی حجابی و ...

+ حق. مسئله امر به معروف و نهی از منکر برای بنده هم هنوز خیلی پیچیدگی ها داره اما حداقل کاری که در همه حال از ما برمیاد جبهه بندی درست در مقابل باطل هست و بروز دادن ناراحتی خودمون از عمل اشتباه. اگرچه در خیلی از مواقع امربه معروف و نهی از منکر زبانی و عملی هم برامون ممکن هست. اعتقادم این هست که اگر یه کم همت کنیم و از همین موارد اطراف خودمون شروع کنیم خدا توفیق بیشتری هم بهمون میده.

حرفایی که در مورد حضرت آقا میزنن بی مدرک و سند هست پس نباید ما دفاعی بکنیم بلکه باید حمله بکنیم! اون کسی که ادعایی داره اول باید بتونه ادعای خودش رو اثبات کنه و دلیل و مدرک بیاره بعدش جلسه دفاعیه شروع میشه!

++ اجر سخنران نزد خدا صد چندان ان شاءالله
این سخنرانی تلنگر بسیار خوبی هست، اون دوستانی که فرصت دارند ان شاءالله استفاده کنند:
http://mafatih.blog.ir/post/178
پاسخ:
بخوانید : سوزان تر از اسید!
۱۴ آبان ۹۳ ، ۲۲:۴۷ پلڪــــ شیشـہ اے
نه بنده خیلی بد منظورم رو نوشتم
ما هدف مون بندگی بود از زندگی الان هدف شده تامین شدن.مالی، جسمی، رفاه ...
پاسخ:
اختیار دارید از همون جمله هم متوجه شدم چی میخواید بگید..
دقیقا همین هست که می فرمایید.. نمی دونم کی به ما گفته که رفاه و بندگی با هم قابل جمع هستند!؟
۱۳ آبان ۹۳ ، ۲۲:۴۸ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام علیکم

یک وقتی هست که انسان به اشتباه و جهل خود نسبت به یک موضوع واقف است، اینجا مایه ی خوشبختی ست که میداند.زمانی هست که فرد نمیداند که مسیرش کج شده و به درست بودن اشتباهش اصرار میورزد.
(یک عده هستند آرمانگرایی را جدای از واقع نگری میدانند)
+ قرار بود ما تامین باشیم تا زندگی کنیم.الان زندگی میکنیم تا تامین شویم.
پاسخ:
و علیکم السلام

اصل موضوع همینی هست که شما گفتید. کسی که آرمان ها رو می شناسه، عمل بهشون رو ضروری نمی دونه و حتی به خلاف آرمان ها عمل کردن رو جایز میدونه، جایز هم نه، ضروری می دونه! خب چرا؟ چرا مصلحت و خیر خودش و دیگران رو در این شیوه زندگی میبینه؟ ریشه این فاصله ای که بین نظر و عمل افتاده چیه؟ از این ها گذشته با این طرز تفکر چی کار میشه کرد؟

این جمله آخر رو یا من متوجه نشدم یا که من درست نفهمیدم! بالاخره اون کسی هم که تامین بودن رو پیش زمینه زندگی کردن می دونه تا تامین نشه زندگی نمی کنه دیگه! پس زندگیش میشه تامین شدن بعدش میره سراغ زندگی کردن!!
سلام

درد مشترک...

با این تفاوت که، بنظرم اون دوستان و خیرخواه ها هم خودشان هنوز نفهمیده ان
بهتره برا فهمشان دعا کنید...
پاسخ:
سلام

متاسفانه درد خیلی ها هست.

مشکل همین جاست که به همین سادگی ها نمی فهمند..
-->