عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

دردنامه

يكشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۲۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

بلد نیستم زیاد مقدمه چینی کنم اما این داستان تمامش مقدمه اش هست و مقدمه اش در چند کلمه خلاصه می شود.

ساده بگویم مقدمه اش می شود جوانی که پشت به دنیا و موقعیت های زندگی دنیوی می کند و پا در راه حق می گذارد و مدال افتخار و سوغاتش از این مسیر می شود ترکش هایی که در بدنش به یادگار می مانند...

داستانی که چندین سال بعد تکرار می شود و این بار در جبهه ای دیگر و جهادی دیگر، باز هم بازگشتش با مدال و افتخار همراه می شود.*

اما از این افتخارات فقط اسمی باقی می ماند. یک بار اسمش می شود جانباز و ایثارگر و یک بار نخبه و مخترع و ... . اسم هایی که به مرور زمان فراموش می شوند مثل صاحب این اسم ها.

 

نیازی به توضیح نیست که نیت در هیچ کدام از این دو جبهه تایید و حمایت مادی از طرف دیگرانی هم چون مسئولین و سیاست گزاران و مردم نبوده و نیست که هیچ فکر و منطق مادی چنین معامله ای را بدون قرارداد انجام نمی دهد! چه برسد به این که معاملات مادی بعدش را هم پس بزند.

پس زدنش می شود رد کردن پیشنهاد های وسوسه انگیزی که در همان خارج از کشور برای خرید امتیاز اختراع اتفاق افتاد. علتش را نمی دانم اما همین قدر می دانم که تا به حال هیچ پیشنهاد و حمایت منصفانه ای از داخل با وجود دوندگی های زیاد برای این اختراع انجام نشده است.

 

نمی خواهم به شخص یا سیاست یا دستگاه و مسئولی انتقاد کنم اگرچه ناگفته پیداست که خیلی ها لایق انتقاد هستند و البته این انتقاد حداقل ماجراست.

و نمی خواهم ناله و اظهار دردی از دل این عزیز بکنم که به هیچ وجه حتی کلمه ای هم ناله و اظهار دردی از طرف خودش حتی در جمع های دوستانه و خانوادگی نسبت به این داستان نبوده و نیست و با وجود همه مشکلات مادی که از آن ها با خبرم تمام کلامش ختم می شود به شکر خدا...

اما آن روزی که متوجه شدم مدال و نشان هایش را برای عیارسنجی و فروش آورده دلم طاقت نیاورد و نتوانستم بدون این چند خط درد دل از این ماجرا بگذرم. این حرف ها هم صرفا برای افسوس خوردن گفته نشد. حداقل کاری که فکر کردم از دست من و شما برمیاد این هست که لااقل تبلیغ و معرفی از کارهای ایشون انجام بدیم که البته این تبلیغ و معرفی هم خلاصه می شود در معرفی یک پیوند از سایت شون..

+ آدرس سایت: حافظ آینده شرق

 

*مخترعان شاهد و ایثارگر ایرانی 11 مدال مسابقات مالزی را کسب کردند

 

+ اول و آخر این متن را به نام درد دل شخصی مهر کردم که فردایی نیاید و کسی این حرف ها را به پای این عزیز بگذارد.

۹۳/۰۶/۳۰
سر گشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۱)

واقعا دلیلش را نمی دانید چیست آیا ؟!!!


دلیلش این که مخترعین ما آقا زاده نیستند متاسفانه! وگرنه بیش از خریدار های خارجی که چه عرض کنم؛ که چندین برابر بیشتر از رقبای خارجی از همین داخل خود دولت خدمتگذار ازش میخرید!
پاسخ:
متاسفانه راست میگید. رانت و پارتی نقش خیلی زیادی تو این موارد داره.. اما مطمئنا مشکل پایه ای تر از این صحبت هاست و اون هم عدم مدیریت صحیح و عدم وجود سازوکار کارآمد در این زمینه هاست...
-->