عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

بیا که ره بگشاییم و بگذریم

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۴۷ ب.ظ

بگذار تا ازین شب دشوار بگذریم

آنگه چه مژده‌ها که به بام سحر بریم

رود رونده سینه و سر می‌زند به سنگ

یعنی بیا که ره بگشاییم و بگذریم

لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت

خون می‌خوریم باز که بازش بپروریم

ای روشن از جمال تو آیینه‌ی خیال

بنمای رخ که در نظرت نیز بنگریم

دریاب بال خسته‌ی جویندگان که ما

در اوج آرزو به هوای تو می‌پریم

پیمان‌شکن به راه ضلالت سپرده به

ما جز طریق عهد و وفای تو نسپریم

آن روز خوش کجاست که از طالع بلند

بر هر کرانه پرتو مهرش بگستریم

بی روشنی پدید نیاید بهای در

در ظلمت زمانه که داند چه گوهریم

آن لعل را که خاتم خورشید نقش اوست

دستی به خون دل ببریم و بر‌آوریم

ماییم "سایه" کز تک این دره‌ی کبود

خورشید را به قله‌ی زرفام می‌بریم

 

هوشنگ ابتهاج

۹۲/۰۳/۲۹
سر گشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۵)

۱۸ تیر ۹۲ ، ۱۶:۵۰ شادی دالانی
سخت گذشت...
پاسخ:
چی سخت گذشت؟!
۰۷ تیر ۹۲ ، ۰۰:۵۱ بهروز دلاور

رود رونده سینه و سر می‌زند به سنگ

یعنی بیا که ره بگشاییم و بگذریم

۰۲ تیر ۹۲ ، ۲۱:۲۳ جابر رضاپور
هوشنگ شاعر
هویجم شاعر
اما این کجا و آن کجا
اینو بخون
http://yanoos.net/blogs/view/post/?blog=sher&postid=1551
پاسخ:
این چی بود؟؟ :دی
چقدر زیبا بود .. مثل همیشه .. :)
سلام

عیدتان مبارک و ایضا روزتان..
دنیایی خاطره داشت این ابیات...
سپاس که یادآور خاطرات خوب شدید :)
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون همچنین بر شما مبارک باشه..
-->