عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

با کار پادشاهان ما را چه کار باشد؟

جمعه, ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۶:۳۹ ب.ظ

تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد

تا روی تو نبینم جان سوکوار باشد

تا پیش تو نمیرد جانم نگیرد آرام

تا بوی تو نیابد دل بی‌قرار باشد

جانا، ز عشق رویت جانم رسید بر لب

تا کی ز آرزویت بیچاره زار باشد؟

آن را مخواه بی‌دل کو بی‌تو جان نخواهد

آن را مدار دشمن کت دوستدار باشد

درمان اگر نداری، باری به درد یاد آر

کز دوست هرچه آید آن یادگار باشد

با درد خوش توان بود عمری به بوی درمان

با غم بسر توان برد گر غمگسار باشد

خواهی بساز کارم، خواهی بسوز جانم

با کار پادشاهان ما را چه کار باشد؟

از انتظار وصلت آمد به جان عراقی

تا کی غریب و خسته در انتظار باشد؟

۹۳/۰۸/۳۰
سر گشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۴)

بله
اصل عشق اینطوریه بنظرم
عشق خیلی عظیمه
خیلیا میگن عاشق شدیم و فلان
ولی بنظرم عشق از اون دست اتفاقاییه که خیلی کم پیش میاد گریبان کسی رو بگیره!
عاشق شدن تاوان داره
تاوان خیلی سنگینی هم داره
عشق خیلی پیچیده است در عین ساده بودنش
چیزیه که درکش از توان من یکی خارجه و اصولا آدمیم که نمیتونه عاشق بشه
عاشق شرایط داره
که ما رو محروم کردن ازش

ان شاءالله عشق ناب روزی تون بشه...


قبلیه غلط داشت
عذر...
:)
پاسخ:
ذات مقدس الله (عزوجل) تنها منشا و سرچشمه تمام صفات و کمالات است. انسان کمال خواه.
عشق به صفات حسنه انسان رو به سمت منشاء و سرچشمه اون صفات میکشونه و انسان عاشق اگر ره گم نکنه مقصدش ذات لایزال پروردگار هست.
خداوند ذات لایزال و حقیقت مطلق عالم است و هر چه غیر او مجاز و مخلوق او. عشق به صفات و کمالات انسان رو به حقیقت مطلق متصل میکنه و تنها چنین انسانی هست که به مقام فنا فی الله و زندگی ابدی میرسه. انسان فرصتی داره که اگر در این فرصت خودش رو به حقیقت عالم و وصال به اون حقیقت برسونه مثل همون حقیقت لایزال میشه.. وگرنه ان الباطل کان زهوقا ...
حالا ممکنه این عشق از عشق به صفت رحمت در وجود یک انسان شروع بشه اما حتما مقصدش الله الرحمن الرحیم هست.
عشق اگر به حقیقت و ذات خداوند متصل باشه خیلی عظیمه و از درک ما خارج. کلا مباحث عرفانی خیلی سنگین و عظیم هستند چه برسه به مقامات عرفانی...
تاوان!؟ عشق همه رحمته و چه تاوانی شیرین تر از رنج در راه وصال یار..
محروم؟ مگر هدف ما بندگی نیست؟ مگر بندگی بدون عشق ممکنه؟ خداوند هم که حکیم، مگر میشه موجودی رو برای هدفی خلق کنه اما وسیله رسیدن به هدف رو در وجودش قرار نده؟

روزی همه ان شاءالله
بله
اصل عشق اینطوریه بنظرم
عشق خیلی عظیمه
خیلیا میگن عاشق شدیم و فلان
ولی بنظرم عشق از اون دست اتفاقاییه که خیلی کم پیش میاد گریبان کسی رو بگیره!
عاشق شدن تائان داره
تاوان خیلی سنگینی هم داره
عشق خیلی پیچیده است در عسن ساده بودنش
پیزیه که درکش از توان من یکی خارجه و اصولا آدمیم که نمیتونه عاشق بشه
عاشق شرایط داره
که ما رو محروم کردن ازش

ان شاءالله عشق ناب روزی تون بشه...
سلام
ان شاءالله به زودی زود چشم تون به جمال شون روشن و بینا بشه...
پاسخ:
ماشاءالله ولاحول ولاقوة الا بالله...

+ عاشق بدون معشوق رو خوب گفتید! درکش سخته. اصلا میشه از عاشق معشوق رو گرفت؟
اگر خودش رو بگیری صفاتش رو نمیشه. عاشق بی معشوق میشه کسی که عاشق صفات خاصی هست. اصلا اصل عشق هم همین طوری معنا میشه، نمیدونم لااقل از نظر من باید این طوری معنا بشه وگرنه اشتباهه!
۳۰ آبان ۹۳ ، ۱۸:۵۴ محمد عندلیب
زیبا بود...همین
-->