عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

اجتهاد در علوم انسانی

دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۰۹:۰۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عنوان این مطلب دغدغه خیلی از ما جوان ها از دانشگاهی تا حوزوی هست. دغدغه ای که به نظر میاد خیلی وقت ها پاسخ اشتباهی بهش داده میشه و متاسفانه خیلی اراده ها و نیروهای جوان ما با دغدغه ها و نیات پاک شون به بیراهه میرن.

البته مخاطب این مطلب تمام کسانی که چنین دغدغه ای دارند نیستند و بهتر هست که بگم مخاطب کسانی هستند که در مسیر آگاهی از راه رسیدن به این دغدغه و هدف چند قدمی هر چند کوتاه پیش تر هستند. گروهی که لااقل مسئله علوم انسانی اسلامی و سکولار براشون حل شده و حالا دنبال مسیر رسیدن به علوم انسانی اسلامی هستند.

بحث بحث مفصلی هست و جا برای صحبت زیاد داره که ان شاءالله اگر توفیقی باشه به مرور هر بار به گوشه ای از بحث می پردازیم.

 

صوت زیر به این سوال پاسخ میده که راه رسیدن به این هدف لزوما از دانشگاه می گذره یا حوزه و یا ...؟ و چرا؟

 

دانلود 

+ بعضی ها ممکنه از این صحبت ها این طور برداشت کنند که نه حوزه و نه دانشگاه راه رسیدن به این هدف نیستند. برای این گروه توصیه ای که دارم این هست که مجدد صوت رو با دقت بیشتری گوش بدن. لینک دانلود سخنرانی کامل رو هم میگذارم که توصیه اکید دارم گوش بدید تا مسئله براتون کاملا روشن بشه ان شاءالله.

++ صوت کامل سخنرانی (دانلود)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۱۶)

۰۸ مهر ۹۳ ، ۰۱:۲۱ ﺳﺎﺋﻞ ....
این بعضیا خیلی زیادن
حداقل استادای ما
رییس دانشکده مون تو کلاسا کلی بحث میکرد که اسلامی چیه و فلان و بیسار
ما با روح چیکار داریم و...

یکی از برجسته ترین استادای رشته مون که رو سرش قسم میخورن سر دفاع یکی ابچه ها گفته بود روح چیه؟ اصلا تو چطور جرات کردی این پایان نامه رو ارایه بدی و این صحبتا
حالا با این اوضاع اگه گذاشتن رویکرد اسلامی وارد این دروس ترجمه شده بشه!
نمیذارن که...

ممنون از راهنمایی تون
پاسخ:
جالبه این صحبت هایی رو که میگید هیچ وقت به صورت مستقیم تجربه نکردم و ندیدم اما همین طور که میگید یاد حرف های آقای رحیم پور میفتم..
متاسفانه تو خیلی از دانشگاه ها اوضاع همینه. ترجمه و علوم انسانی غربی شده بت و هر کسی که حرفی بزنه که رفرنسی تو منابع غربی نداشته باشه چرت میگه! از منابع اسلامی هم که قرار باشه حرفی زده بشه که دیگه هیچی..

اما خب ماییم که باید بخوایم و با جهاد در این مسیر این وضعیت رو تغییر بدیم..
۰۷ مهر ۹۳ ، ۲۱:۵۶ ﺳﺎﺋﻞ ....
ممنون از پاسختون
کامل و خوب بود توضیح
بله کل سخنرانی رو گوش کردم و متوجه شدم استاد چی میگن،دقیقا همینایی که نوشتین ولی میگم تعریف علم مثلا تو رشته ی ما تا اونجایی که یادم میاد این بود که مثلا گزاره ای که قابل پیش بینی و آزمون پذیر باشه
البته چون دقیق یادم نمیاد ناقص نوشتمش
با این توصیف اگه مثلا به روان شناسی یا علوم اجتماعی علم میگن با این تعریف بسیار ناقص هست!
تو رشته ای مثل روان شناسی مثلا روح رو قبول ندارن چون قابل اثبات نیست!
خب این رو چجوری میشه برا کسی که قبول نداره جا انداخت؟!
ممنون از توضیح
پاسخ:
حقیقتش دقیق نمی دونم تعریف علم در منابع دینی ما چیه یا شاید هم الان تو ذهنم نباشه.. اما این رو که شما گفتید یاد یک تعریفی افتادم که اتفاقا آقای رحیم پور تو صحبت هاشون بهش اشاره می کنند.
علم = باور صادق موجه (تو سایت پژوهه یا امثال اون، همین تعریف رو جستجو کنید تا توضیحات کامل بیاد)
اما تعاریف دیگه هم زیاد وجود داره

وجود روح شاید قابل اثبات تجربی نباشه ولی حتما قابل اثبات عقلانی هست. منتها مشکلی که وجود داره بعضی ها هنوز از رویکرد تجربی به علوم انسانی نگاه می کنند..
سلام

ما جزو اون افرادی که استاد گفتن نیستیم
نه استعداد داریم و نه دنبال تولید نظریه ام تو این زمینه و نه حتی تلاشی کردیم
و نه اصلا دنبالش میریم به خاطر همون دلایلی که استاد فرمودن


و حقا هم این پست و امثالش برای کسانی هست که به قول شما چند قدمی در این راه برداشتن
ما هم از همون اوایل میگفتیم که باید اسلامی بشه علوم انسانی ولی نه به این شکل
یعنی پر واضحه که روحانی ایی که صرفا دروس حوزوی خونده نمیتونه بیاد نظر بده راجع به علوم انسانی
و فردی هم که علوم دینی نخونده مشخصه...
و خب بخوای این دو رو باهم داشته باشی سال ها زمان میبره که چیزی بخواد تولید بشه
بنظرم یه علامه میخوایم تو این زمینه!
همونطور که علامه جوادی تو زمینه ریاضی و نجوم علامه هستن
باید تو رشته های علوم انسانی هم یه علامه داشته باشیم که نقش یه رهبر رو ایفا کنه
وگرنه همش همینطور بی سر و ته خواهد بود تلاش ها!
اسلامی کردن علوم انسانی سال ها زمان میبره

ما تولید محتوا نداریم تو زمینه علوم انسانی متاسفانه
در صورتی که به اعتقادم اگه علامه ای باشه،تولید محتوا هم صورت میگیره
و باید هم صورت بگیره

با تعریفی هم که استاد داشتن دانشجو به معنای واقعی بسیار ناچیز داریم!

و یه سوال
من تعریف علم رو متوجه نشدم
یه تعریف واحد داره؟
هر علمی برا خودش یه تعریف داره؟
تعریف علم از منظر دین چیه؟
و...


تا الان فکر میکردم علم صرفا علوم دینی هست ولی الان یکم گیج شدم
علم همون چیزیه که علامه جوادی بهش رسیدن؟
یا چی؟


+ خواستم تشکر کنم از معرفی این سخنرانی
مثل همیشه عالی بود صحبت های استاد
خیلی استفاده کردم
ممنون
پاسخ:
علیکم السلام

چقدر ناامید! ما اگر بخوایم با سعی و توکل می تونیم جزئی از این جریان باشیم..

منظور بنده کسانی بودند که لااقل مقدمه این پست رو قبول دارند.
بله همین طوره منتها به نظرم علامه داریم نمیشه گفت زیاد ولی کم هم نیستند.. منتها در مدیریت ها و رهبری ها آن چنان نقشی ندارند متاسفانه.

سخنرانی رو کامل گوش دادید که این سوال براتون حل نشد؟ تا جایی که یادم میاد آیت الله جوادی هم تعریف کاملی از معرفت تو سخنرانی هاشون دارند.
کلا بحث سر علم اسلامی و غیر اسلامی نیست و صورت مسئله یه مقدار متفاوته. معرفت اگر از منابع تجربی، تجربه فراحسی و شهودو ...، عقلانی، وحیانی و نقل معصومین باشه از نظر ما علم هست و اسلامی و غیر اسلامی نداره و همه اسلامی هستند. منتها مشکل سر این هست که این چیزایی که به اسم علوم انسانی دانشمندان غربی به خورد مردم میدن پر از گزاره هایی هست که از هیچ کدوم از این منابع نیست و صرفا پیش فرض ایدئولوژیک نظریه پرداز و دانشمند هست و به همین خاطر هست که ما علوم انسانی غربی رو تمام و کمال علم نمی دونیم و البته تو بحث های خودشون هم هر روز این گزاره ها زیر سوال میره و منسوخ میشه چون پایه معرفتی نداره و جای خودش رو به گزاره های جدید میده که ممکنه درست باشند و علمی و یا ایدئولوژیک و غیر علمی..

فکر می کنم بد توضیح دادم اگر جایی رو متوجه نشدید بپرسید و البته ان شاءالله سعی می کنم یکی از سخنرانی های استاد که در مورد معرفت شناسی هست رو هم قرار بدم...

+ خواهش می کنم باید از سخنران تشکر کرد بنده که کاره ای نیستم و خوشحال شدم که از سخنرانی استفاده کردید.
۰۶ مهر ۹۳ ، ۰۵:۳۹ حیاط خلوت
منم منظورم همون حرف مهندس دکتر عطر یار بود

الان مثال تموم کردم:|
بعدا میارم ان شاءالله :)
پاسخ:
خودتی!
عذر میخوام

ولی اگه بیشتر توضیح بدین ممنون میشم!

نه اینکه نفهمیدم، ولی درک نکردم ارتباط دقیق این دو رو!
پاسخ:
خب دو تا مصداق قابل فهم من دیدم یکی همین حد و مرز اعتبار معرفت تجربی مثل بینایی، شنوایی و ... یکی دیگه هم آزمایش های روانشناسی یا بهتر بخوایم بگیم به نظرم باید بگیم آزمایش های رفتارشناسی و عصبی و ...
در این دو حوزه ما به علم و معرفتی که در دانشگاه های علوم تجربی تولید میشه به عنوان منبع اولیه علوم انسانی نیاز داریم. این چیزی بود که من فهمیدم باز هم خود حیات خلوت بیاد توضیح بده بهتره.
شایدم....!!
۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۹:۰۱ حیاط خلوت
بحث زمان فکر میکردم قابل درک تر باشه!
اما منظورم رو شما فهمیدید نه خانوم/آقای سداد

مثلا اول بحثهای معرفت شناسی داریم که حواس پنجگانه تا کجا کاربرد دارند؟! و این جزو علوم طبیعیه! اینکه دست من، چشم من، گوش من چقدر خطای فهم داره رو باید علوم طبیعی(تجربی یا هرچی) معلوم بکنه. و استفاده هم میکنن تو مباحث معرفت شناسی از این پژوهش ها.

من مثال های بیشتری یادم اومد باز میگم ولی میدونم که بیشتر کاربرد داره
پاسخ:
خب این معرفت شناسی هم که گفتی بهتر شد..
دومی منابعیه که باید تولید بشه. مثل فیزیک و شیمی و روانشناسی و... ! چه ربطی به تولید علم انسانی دارند؟ تا اونجا که من میدونم دارند. اینها هم باید تولید بشن. این از عهده ی حوزه خارجه! حوزه که نمیتونه بره بشینه تو آزمایشگاه فیزیک فرمول دربیاره!!

این صحبت دوستمون حیات خلوت!

اصلا ببینم اسلامی سازی توی فیزیک و شیمی چطوریه؟!

مثلا بیان بگن واسه فرمول شتاب و سرعت و فلان و بهمان اگه بجای این قرمول این فرمول استفاده بشه سرعت و شتاب اسلامی بدست میاد؟!!!

تا توی شیمی بگن بجای دو قطره از این محلول اگه سه قطره ریخته بشه، آزمایشمون اسلامی میشه !!؟؟


اصلا این موارد که سالبه به انتفاء موضوعن دوست عزیز...


اسلامی سازی توی علوم اسلامی مورد بحث ماست نه این موارد تجربی که شما می فرمایین!!

علومی مثل روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، اقتصاد، و...
پاسخ:
باز هم دخالت نمی کنم اما به نظرم منظور حیات خلوت مون اینی که شما میگید نبود! منظورش تا جایی که من فهمیدم این بود که همین فیزیک و شیمی و ... در همون علوم انسانی تاثیر دارند و تو صحبت هاش فقط یک مصداق قابل فهم برای خودم یافتم و اون هم آزمایش های روانشناسی بود. نه این که مثلا ما باید بریم فیزیک و شیمی اسلامی تولید کنیم و این فیزیک و شیمی الان اسلامی نیست!
اول خلتی که توسط دوست عزیز حیاط خلوت کردند...

بحث سر علوم انسانی است نه علوم تجربی شیمی و فیزیک و امثالهم....!!!
پاسخ:
دخالت نمی کنم اما به نظرم بحث حیات خلوت مون هم همین بود! ...
۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۱:۳۲ حیاط خلوت
نفرمایید، نفرمایید(آیکون لب گزیدن) :)

من برعکس فکر میکنم تاثیرشون خیلی کم هم نیست!
پاسخ:
بفرمایید بفرمایید(آیکون تعارف و تعظیم و ازینا) :)
یعنی بگو خب من در این مورد زیاد اطلاعات ندارم
۰۴ مهر ۹۳ ، ۰۰:۱۵ حیاط خلوت
حساب نمیکنی یعنی تاثیرشون رو قبول نداری؟
بنظرم خیلی مهمن. از بحث زمان که فیزیک داعیه دارش شده و فلسفه اسلامی داره جواب میده بهش گرفته تا چیزهایی که باید تو آزمایشگاه های روانشناسی معلوم بشه

بله، باید هدایت بشه
پاسخ:
نمی دونم لااقل تا جایی که شنیدم و خوندم تاثیر این علوم خیلی کم بوده..
هر کسی تنبلی رو بذاره کنار همه چیز حله
حوزه و دانشگاه هم نداره
متن و حاشیه هم نداره
متاسفانه تلاش بچه های علوم انسانی کمه !!!
مطالعه اشون کمه
بیشتر فکر می کنن :)
بعد لامصب اینقدم گسترده است نمی دونی بری عربی یاد بگیری انگلیسی یاد بگیری فرانسه یاد بگیری یونانی یاد بگیری
تهشم بی خیال همه اشون می شی
همون هیچی ندونی بهتره !!!
پاسخ:
هر کسی تنبلی رو کنار بذاره از متن میاد کنار دیگه! میشه حاشیه مهم تر از متن!

راست میگی خداییش تلاش بچه های انسانی نسبت به اون هدف گنده ای که جلوشون دارن خیلی کمه..
۰۳ مهر ۹۳ ، ۰۱:۲۱ حیاط خلوت
ببین منابع دو دسته است!
یکی اونایی که بهش میگی بازگردانی. یعنی باید بشینی کتاب های غربی رو بیاری، ترجمه کنی، بفهمی، انتقال بدی! این که خیلی زمانبره و کار حوزه هم میتونه باشه. حوزه خودش میتونه بی نیاز از دانشگاه این کار رو انجام بده.
دومی منابعیه که باید تولید بشه. مثل فیزیک و شیمی و روانشناسی و... ! چه ربطی به تولید علم انسانی دارند؟ تا اونجا که من میدونم دارند. اینها هم باید تولید بشن. این از عهده ی حوزه خارجه! حوزه که نمیتونه بره بشینه تو آزمایشگاه فیزیک فرمول دربیاره!! این دیگه کار دانشگاهه است. اگه اشتباه نکنم آقای جوادی میگفت تو حوزه از قول خدا پرده برمیدارن و تو دانشگاه از فعل خدا. فعلیات خدا را دانشگاه انتقال بده به حوزه تا حوزه بتونه قولهای خدا رو تطبیق بده...
منبع دوم خیلی مهم تر از منبع اوله حتی!

اما حرفهایی که زدی رو من قبول دارم... یعنی میگم اصلا کسی که دنبال تولید علوم اسنانی اسلامیه، دانشگاه بره بدون حوزه، کار اشتباهی انجام داده... به همون دلیلی که آقای رحیم پور گفت. اجتهاد بدون تطور در متون اسلامی اصلا بی معنیه! و آیا از دانشگاه میشه به اجتهاد رسید؟ نه! وقتی نمیشه پس نباید از دانشگاهِ تنها انتظار تولید علم داشت. چون ظرفیتش رو نداره

اما یه عده خوششون نمیاد از اجتهاد، دنبال مهندسی ان، فیزیک دوست میدارن، نظریات غربی رو میپسندن و .... از اینا باید تو مرحله ی اول، یعنی به دست آوردن منابع دانشگاهی استفاده کرد.

باز هم توضیح بدم آیا یا قبول میکنید؟:))
پاسخ:
آهان حالا فهمیدم چی میگی!
من اصلا دسته دومی که میگی رو حساب نکرده بودم و نمی کنم چون به نظرم تاثیر آن چنانی نسبت به منابع دسته اول نداره.

با این حساب هدایت اون کسی که دنبال تولید علم انسانی اسلامی هست ضرورت داره.
۰۲ مهر ۹۳ ، ۰۱:۰۸ حیاط خلوت
چون اجتهاد کلا کار دانشگاه نیست! به همون دلیلی که آقای رحیم پور میگه. پس اگه جواب آخر رو باید حوزه بده، فقط مقدمات کار میمونه!!! غیر از این چیزی نمیشه برای دانشگاه درنظر گرفت!
اگه جواب آخر دادن به یه مسئله به معنی بالاتر بودن و رئیس بودنه، که خب صد در صد با این تفسیر حوزه بالاتر از دانشگاه قرار میگیره. چون قراره اسلامی سازی بشه و اسلامی سازی نیاز به جواب آخر داره و جواب آخر دادن کار اجتهاده و اجتهاد کار حوزه است
و اما در مورد مقدمات
مقدمات یک مسئله این نیست که کتاب نیچه رو ترجمه کنن و بیارن بدن به حوزوی ها که جواب بدن! نه! حوزه فلج که نیست، خودش بهتر هم میتونه ترجمه کنه. همون حرف شما
مقدمات رو که فقط از کتاب نمیگیرن، خیلی از مسائل در حوزه ی مقدماته و کار حوزه نیست! حوزه اگه بخواد بره دنبال آزمایش و شیمی و فیزیک که دیگه باید کل مسئولیت هاش رو واگذار کنه!!! مقدمات تو این حوزه هم هست. ترجمه کردن یعنی بازگردانی از زبان علم های مختلف. از زبان فیزیک، از زبان شیمی، از زبان حتی روانشناسی و ... به زبان حوزه. و این بازگردانی یعنی تحقیقات کردن و در اختیار گذاشتن مطلب در اختیار حوزه... چون احتیاجه همین ها و جزو مقدماته و کار حوزه هم نیست.
با این دید میشه گفت وحدت حتی! نه همکاری حوزه و دانشگاه
هرکسی توی حوزه ی خاص خودش کار کنه


فکر کنم این نظر بهتر شد!
پاسخ:
اینایی که میگی بد نیست.. درسته تا حدودی اما یه چند تا هم نکته داره به نظرم که باید به حالش یه فکری کرد
مهم تر از همه این که با این حساب ما باید این همه نیروی جوانی که با نیات درست وارد دانشگاه میشن رو به سمتی هدایت کنیم که عملا با اهداف شون مغایرت داره. فرض کن من یکی از همونا میخوام بیام تو علوم انسانی تولید علم کنم اون هم از نوع اسلامی. بعد به جای این که بهم بگن بیا برو مثلا حوزه و فلان کارها رو انجام بده و فلان سال وقت بگذار برای اجتهاد و مطالعه در منابع اسلامی موجود و مرتبط با اون علم انسانی و بعد برو منابع غربی رو بررسی کن و پژوهش و تحقیق و زحمت و در نهایت شروع کن به نظریه پردازی و ... بهم بگن بیا برو دانشگاه هر چقدر هم که درس بخونی و کار کنی از آخرش فقط میتونی منابع رو برای یکی دیگه آماده کنی! تو هیچ کاره هم نیستی! هیچ تضمینی هم نیست که وقتی وارد علوم انسانی غربی شدی بتونی سالم بیرون بیای و هدف رو گم نکنی! هیچ تضمینی هم نیست که خدمتگزار حوزه بشی! هیچ تضمینی هم نیست که اصلا در مقابل حوزه و روش حوزه قرار نگیری! خلاصه که هیچ تضمینی نیست که خودت و افکار و اهدافت همه با هم از این رو به اون رو نشن...

خب با این حساب من باید برم دانشگاه؟ یعنی چی در مورد من فکر کردی که گفتی من با این حساب برم دانشگاه؟
خب واقعا این اتفاقات تا به حال تو دانشگاه افتاده و اگر شیوه و روش کار تو دانشگاه درست نشه باز هم میفته. البته نه برای همه ولی برای خیلی ها.

من هر چی فکر می کنم نمی فهمم چرا بازگردانی منابع این قدر کار سختیه که از دست خود حوزوی برنمیاد؟
زیاد موافق جناب حیات خلوت نیستم!!!

مگه حوزه خودش نمی تونه که اون مواد اولیه رو ترجمه کنه و بفهمه و کار کنه روش و بعد به زبان آکادمیک در بیاره مگه !؟

مگه زبان حوزه چیه که باید واسش ترجمه بشه و تحویلش داده بشه و بعد مجدد ازش تحویل گرفته بشه و زبونش تغییر داده بشه !؟؟؟


اگه حوزه چنین کاری ازش برنیاد همون بهتر که ...

بعدم از کجا معلوم توی این برگردوندن ها کلا محتوا تغییر نکنه و تازه کار خراب تر بشه !؟


این حرف ها به این معنی نبود که موافق همکاری حوزه و دانشگاهم! اتفاقا به شدت به این همکاری(به قول دوستمون البته) معتقدم...
ولی نه به این شکلی که دوستمون فرمودند !

إن شاء الله صوت رو که گوش کردم بیشتر میحرفم !!!
پاسخ:
منم نبودم!

تغییر محتوا رو خوب گفتید! و البته به همین دلیل هم هست که مسئولیت این برگردان ها تخصصی باید بشه و بر عهده خود پژوهشگرهای این علوم.

پس به چه شکل؟

ممنون از توجه تون
۰۱ مهر ۹۳ ، ۱۳:۵۱ حیاط خلوت
سلام
اول بگم که من فقط سخنرانی کوتاه رو گوش دادم. کاملش رو گوش ندادم. پس اگه انتقادی کردم با توجه به اون 7دقیقه است و نمیدونم داخل سخنرانی کامل چی میگذره

اصل حرف
من هم موافقم. دانشگاه به تنهایی نمیتونه و ظرفیتش رو نداره که بره سمت اسلامی سازی... و اصلا اسلامی سازی مگه چیزی جز اجتهاده؟
حوزه اما به تنهایی میتونه بره! حوزه ظرفیتش رو داره، هرچند که باید خیلی وقت و انرژی بذاره تا تنها کار کنه اما ظرفیتش رو داره.
اما اگه من بخوام یه راهکار بچینم میگم همکاری حوزه و دانشگاه یا به تعبیری شاید بشه گفت وحدت. اما خب وحدت شاید خیلی لفظ مناسبی نباشه. حالا علی الحساب همون همکاری
کارحوزه که معلومه. اجتهاد. با شیوه هایی که خودشون دارن. نه اجتهاد صرفافقهی. همون اجتهاد در علوم انسانی. اینکه مواد خام رو برای اجتهاد از کجا بیارن، نصف روی دوش خودشونه و نصف روی دوش دانشگاه. دانشگاه باید مواد اولیه ی روز رو بده به حوزه. ترجمه کنه، بفهمه دقیق، به زبان حوزه برگردان کنه و تحویل حوزه بده. حوزه هم باید بره سراغ منابع اجتهاد... . مغز متفکر میشه حوزه که اجتهاد میکنه با استفاده از مواد اولیه و تحویل میده. باز کار دانشگاه شروع میشه. بازگردانی زبان حوزه به زبان آکادمیک دانشگاهی و فهم اون و ... . در واقع کار دانشگاه میره توی وادی استخراج منابع اولیه یه جورایی و فروش نظریه
من اینطور دارم فکر میکنم البته
حالا چقدر درست باشه؟ خدا میدونه

اما جزئیات
دانشجو نسبت به طلبه تعدادش بیشتره پس این میشه که دانشجو ها مشتاق ترن! و الا بنظرم میرسه که اگه تعداد برابر بود ، اون اقلیت حوزه اگه بیشتر از دانشجوهای مشتاق نبود، کمتر هم نبود!! پس اگه تولید علم میخوایم باید تعداد طلبه ها هم افزایش پیدا کنه! یاحداقل تعداد افراد در حاشیه ی مهمتراز متن رو زیاد تر کنیم

یه نقد دیگه هم داشتم یادم رفت!
علی الحساب همینا که گفتم و اجتهاد کردم :)
پاسخ:
سلام

متن حوزه و متن دانشگاه نمی تونن با این شرایطی که الان دارند پاسخ مناسبی به این نیاز و این هدف بدن.. اما کسی منکرش نیست که اقلیتی در حوزه و دانشگاه می توانند به چنین هدفی برسند منتها از چه مسیری و به چه شکلی؟ همون مسیری که اکثریت طی می کنند؟ مسلما نه...

این پیشنهادی که دادی کلیت ش بد نیست. اما چرا باید دانشگاه رو نوکر حوزه کرد!؟ (صحبت سداد منظورم هست)
بهتر اینه که هر کدوم از این دو خودشون کمبودهای خودشون رو جبران کنن.

حالا کی گفته که طلبه ها کمتر مشتاق هستن!؟ به نظرم همون که گفتی درست باشه یعنی اشتیاق دانشجوها بیشتر به چشم میاد والا دلیل بر این نیست که طلبه ها کمتر اشتیاق دارند! و حاشیه مهم تر رو چطور میشه زیاد کرد؟
:)
-->