عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

یک شب و هزار شب

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وقتی وضع خودش و خانواده و زندگی اش را دیدم، ناخودآگاه یاد آن روزی افتادم که برای فلان مجلس و میهمانی و عروسی اش توجیه می آورد که یک شب هزار شب نمی شود. آن زمان ها بیشتر مقید بود و بیشتر رعایت حدود را چه در زندگی شخصی و چه در جامعه می کرد، اما قصه آن شب را که شنیدم فهمیدم این قصه، قصه ی یک شب نیست که قصه ی هزار و یک شب است.

کسی که قصه ی آن شب را می دانست چندان از وضع امروزش تعجب نمی کرد، چون ریشه وضع امروزش به حال آن روز برمی گشت. آن روزی یا شاید روزهای قبل از آن که غافل شده بود و برای امر خدا و حدود الهی مسامحه می کرد. یا حاضر نبود از خواسته درونی خودش بگذرد یا این که حریف حرف های اطرافیان ش نمی شد. اما در هر حال آن غفلت کار دستش داد و حاضر شد برگزاری فلان مجلس عروسی را برای خودش مباح کند. مجلسی که شبیه به تمام مجالس عروسی این روزها و حتی خیلی موجه تر از این ها بود. حاضر شد یک شب برای احترام به خواسته و جلب رضایت دیگران یا شاید حتی همسرش و خودش و یا برای اداء رسم و رسوم بی اساس و خدا می داند چه بهانه های دیگری، خواسته و حد الهی و رضایت حق را کنار بگذارد. یک شبی که به قول خودش هزار شب نمی شود ولی حالا می بینیم که هزار شب هم شده است.

 

همیشه قصه از همان قدم اول، از همان غفلت اول و مسامحه و اباحه گری اول شروع می شود. همان که بارها و بارها شنیده ایم که هدف تهاجم فرهنگی غرب است؛ یعنی لاابالی، بی بند و بار و بی قید کردن جوان ها و نسل های جدید جامعه.

وقتی به اسم آزادی تمام قیود و حدود را برای انسان بی ارزش کردند، دیگر هیچ چیز جلوی او را نمی تواند بگیرد. تنها قید و حدش می شود «من» و منیت، خودخواهی و غرور و انسان محوری و در نهایت ارزش قرار دادن سود و لذت شخصی.

مگر با فیلم ها و بازی ها چه چیزهایی را برای ما نشان می دهند؟ یکی اسمش اکشن می شود با هیجان و جذابیت ها و جلوه های خاص خودش، یکی دیگر خانوادگی با هیجانات عاطفی و جنسی و ... مخاطب را جذب می کند؛ دیگری فانتزی ست و با تخیلات و جلوه های بصری زیبایش و آن یکی ترسناک است با معماها و گره های داستانی و چاشنی خشونت های عریان به دنبال مخاطب می رود.

هر کدام از این ها چه هدفی دارند؟ قرار است مخاطب را به کجا برسانند؟ وقتی جذب داستان و زیبایی های بصری فیلم و بازی شدی و از همه چیز و همه جا تو را جدا کرد و وقتی غرق در غفلت شدی آن وقت نوبت می رسد به تزریق اهداف سازنده فیلم و بازی. آن وقت به اسم اکشن و قهرمان داستان، بی قیدی در مقابل خشونت و ظلم و حق و باطل را در وجودت نهادینه می کند. به اسم خانوادگی و با چاشنی هیجانات عاطفی و جنسی، تو را نسبت به حد و حدود و ارزش ها و ضد ارزش های خانواده و جامعه بی بند و بار می کند. به اسم فانتزی و خیالی تو را غرق در وهم و خیال و آرزوهای دور و دراز می کند. ارزش های شخصیت های داستان را برایت رویایی جلوه می دهد و ارزش های خودت را از نظرت می اندازد. به اسم ترسناک و با کمک تخیل تو را از حق و باطل دنیای حقیقی دور می کند و همه چیز را در نظرت مشتبه می کند. خشونت های عریانش ذائقه و خوراک روحی ات را عوض می کنند و نسبت به خونریزی و وحشی گری بی تفاوتت می کنند. آن چنان غرق وهم و خیال و ترس های خیالی می شوی که با کوچک ترین نشانه و تهدیدی از آن ترس ها دمت را روی کولت می گذاری و می روی! ...

 

رسانه های شان چه کار می کنند؟ فرهنگ رسانه ای شان چیست؟ رسانه ها و خبرگزاری هایشان هم به همین صورت با بزرگ کردن موضوعی بی اهمیت و بی اهمیت جلوه دادن موضوعات مهم، مبالغه، شایعه و دروغ، ترور و برچسب زدن شخصیت ها و ارزش ها، ایجاد تفرقه و مشتبه کردن حق و باطل انسان را نسبت به وضع جامعه در کشور و خارج از کشور بی قید و بی تفاوت می کنند.

 

این ها مسائلی ست که تهاجم فرهنگی غرب به دنبال آن هست. مسائلی که متاسفانه در موارد زیادی به دست اهل فرهنگ داخل کشور چشم بسته تکرار می شوند. به دست خود ما و بزرگان خانواده ها و جامعه رسم و سنت می شوند. رسم و سنت هایی که شاید ارثیه بی فرهنگی رژیم های پادشاهی گذشته در کشورمان است و هم چنان پای برجا مانده و چشم بسته تکرار می شود.

رسم و سنت و سبک زندگی هایی که به اسم آبرو در فلان مجلس، تفاخر و تکاثرهای دنیایی و اسراف و تبذیر را مباح می کند، در فرهنگ و تربیت به اسم شادی و آرامش جوانان، بی بندوباری جنسی و موسیقی لهو، به اسم زیادی مشغله و کار، بی محبتی و دوری اعضای خانواده از یکدیگر، به اسم زیبایی خانه، تجمل گرایی و چشم و هم چشمی و رقابت های مادی، به اسم سرگرمی، بی قیدی فرهنگی، به اسم اطمینان و احتیاط در مهریه، خلف وعده و گروکشی، به اسم محبت و توجه، رفاه زدگی بی حد و مرز، به اسم عزاداری، مزاحمت و آزار، در سیاست به اسم مذاکره و بده بستان، نرمش در مقابل ظالم و مستکبر و به اسم منافع ملی و مردم، بی توجهی به مظلومان و مستضعفین و ... را مباح می کند. سیاست صحنه اصلی مسامحه و اباحه گری هاست اما در هر گوشه ای از زندگی و جامعه اثری از این بی قیدی، بی غیرتی و اباحه گری به چشم می خورد. در تاریخ و از جمله در تاریخ زندگی ائمه علیهم السلام هم مصداق های این فرهنگ بسیار است.

 

ریشه همه این ها در همان قدم اول است. در غفلت و دوری از تعقل و تفکر در افعال و اعمال که انسان را به پرتگاه اباحه گری و مسامحه می کشاند و کم کم تمام قیودش را بی ارزش می کند و انسان را تا به آن جا در خودخواهی فرو می برد که افسار زندگی اش را به کلی به دست نفس و هوی های نفسانی بدهد. مسئله ای که بزرگترین مشکل و مصیبت فرهنگی برای جامعه ماست و نتیجه ی نهایی اش تسلیم و تعظیم در مقابل فرهنگ سرمایه داری غرب است.

مشخص است که تنها راه گریز از این مصیبت پیش گیری از آن به کمک تعقل و تفکر در تک تک اعمال و معیارسنجی آن ها با معیارهای الهی ست. هم چنین تذکر و شرکت در جلسات مداوم ذکر بزرگ ترین نقش را در پیش گیری از این فرهنگ دارد.

 


پی نوشت: اباحه گری و مسامحه نوعی سازشکاری ست. اینجا را بخوانید: سازشکاری

پی نوشت: گاهی لحظه انتخاب انسان کوتاه هست. اگر همون لحظه تونستی با عقل و آگاهی تصمیم درست بگیری به سعادت می رسی وگرنه اگر همون لحظه گذشت و با غفلت و مسامحه تصمیم اشتباه گرفتی بعدش جبرانش خیلی سخت میشه. در ماجرای کربلا و برای مردم کوفه فرصتی بود که با مسامحه و غفلت از دست دادند و قیام های بعدی هیچ کدوم دردی رو دوا نکرد و ننگ و ذلت شون از بین نرفت. ترس و آرزو شاید مهم ترین علت بود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات  (۴)

سلام
چه خوشحال شدم دوباره می نویسید


التماس دعا
پاسخ:
سلام علیکم
متشکرم

محتاجیم به دعا
۲۴ مهر ۹۴ ، ۰۳:۳۸ صحبتِ جانانه
سلام

خداخیرتون بده
درد های دل ما رو نوشتید...
سخن از زبان ما گفتیه اید

هرکسی شمعی بشود که خودش و اطراف خودش را روشن بکند همه جا روشن می شود
پاسخ:
سلام علیکم

ممنون

ان شاءالله بتونیم خودمون آگاهانه عمل کنیم و دیگران رو هم آگاه کنیم
سلام
چندبار درج واب آن هایی که میگویند یک شب هزارشب نمی شود، می گویم، بله، ولی یک شب می تواند برابر هزار شب باشد، مثل شب قدر
ضمنا شب اول قبر هم فقط یک شب است...
خدا حفظمان کند.
پاسخ:
سلام
حق
بلایی هست که ممکنه دامن ما رو هم بگیره.. خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه
۲۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۸ مجتبی مرادی
سلام
استفاده کردیم
پاسخ:
سلام برادر
لطف کردی
-->