عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

عطر یار

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

 ما مى‏دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد. با تأییدات غیبى الهى پیروز گردید.

 

اگر نبود دست تواناى خداوند امکان نداشت یک جمعیت سى و شش میلیونى با آن تبلیغات ضد اسلامى و ضد روحانى، خصوص در این صد سال اخیر و با آن تفرقه‏افکنى‏هاى بى حساب قلم‏داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانى‏ها و مجالس و محافل ضداسلامى و ضدملى به صورت ملیت و آن همه شعرها و بذله‏گویى‏ها و آن همه مراکز عیاشى و فحشاء و قمار و مسکرات و مواد مخدره که همه و همه براى کشیدن نسل جوان فعال که باید در راه پیشرفت و تعالى و ترقى میهن عزیز خود فعالیت نمایند، به فساد و بى تفاوتى در پیش آمدهاى خائنانه که به دست شاه فاسد و پدر بى فرهنگش و دولت‏ها و مجالس فرمایشى که از طرف سفارتخانه‏هاى قدرتمندان بر ملت تحمیل مى‏شد و از همه بدتر وضع دانشگاه‏ها و دبیرستان‏ها و مراکز آموزشى که مقدرات کشور به دست آنان سپرده مى‏شد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غرب زده یا شرق زده صد در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامى بلکه ملى صحیح، با نام ملیت و ملى گرایى گرچه در بین آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قراردادنشان کار مثبتى نمى‏توانستند انجام دهند و با این همه و ده‏ها مسائل دیگر از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و با قدرت تبلیغات به انحراف فکرى کشیدن بسیارى از آنان، ممکن نبود این ملت با این وضعیت یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد و فریاد الله اکبر و فداکارى هاى حیرت‏آور و معجزه‏آسا تمام قدرت‏هاى داخل و خارج را کنار زده و خود مقدرات کشور را به دست گیرد.

 

بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامى ایران از همه انقلاب‏ها جداست، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهى و هدیه غیبى بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است.

 

وصیت نامه امام خمینی (ره)

۱۹ بهمن ۹۱ ، ۱۶:۴۹
سر گشته

فکر میکنم اسمش فاطمه بود. با دست گردنش را نشان می داد و می گفت: مامانم منو گرفته بود اونقدر اینجام رو فشار داد تا خوابم برد، وقتی بیدار شدم دیدم روی یک تختی خوابیدم تو بیمارستان...

روز افتتاح پرورشگاه بود. فاطمه جلوی یکی از خانم ها رفت و پرسید شما هم مامان هستین؟

خانم:آره عزیزم

فاطمه: خوش به حال بچه هاتون من که مامانم همیشه دعوام می کرد. بعد کف دستش رو روی سینه ش گذاشت و گفت: میشه من سرم رو بذارم اینجاتون و تو بغل تون بخوابم؟...


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:«آیا دوست دارید که دلتان نرم و آرزوهایتان برآورده شود؟ پس بر یتیمان ترحم کنید و دست محبت بر سر آنها بکشید و از غذای خود به آنها بخورانید تا قلبتان نرم و حاجتتان روا گردد».


فکر میکنم بیشتر از اینکه این بچه ها نیازمند ما باشن ما نیازمند اون ها هستیم...

+ شاید بیشتر از یک ساعت فاطمه تو بغل همون خانم خوابیده بود

آغوش مادر
۱۵ نظر ۱۵ بهمن ۹۱ ، ۰۸:۳۴
سر گشته

بسم الله الرحمن الرحیم

...بله، آن وقتى که ما حرف حساب خودمان را بلد نباشیم، ندانیم، یا بلد نباشیم بگوئیم و طرح کنیم، یا پاى آن حرف نایستیم، یا وسط راه با وسوسه‌هاى شیطانى یا وسوسه‌هاى نفس یا تنبلى‌ها پا سست کنیم، مجاهدت به جائى نخواهد رسید؛ معلوم است. بحث بر سر آنجائى است که: «لینصرنّ اللّه من ینصره». دیگر از این تأکید، بالاتر نمیشود. اگر نصرت خدا بکنیم - نصرت خدا با فکر کردن، اندوختن اندیشه‌هاى ناب، مطرح کردن درست آن در عالم، پاى آن ایستادن، تدبیر براى پیشبرد آن به کار بردن، در مقابل خطرات آن سینه سپر کردن - «لینصرنّ اللّه»؛ خداى متعال حتماً و قطعاً نصرت خواهد کرد. معناى «لینصرنّ» این است؛ یعنى خدا حتماً و قطعاً نصرت میکند. «و من اصدق من اللّه قیلا»؛ از خدا راستگوتر کیست؟

...اگر حرف شما ملت ایران پیش رفت، اگر شما توانستید پیروز شوید، به آن نقطه‌ى موعود برسید، آن وقت مسیر تاریخ عوض خواهد شد؛ زمینه‌ى ظهور ولىّ‌امر و ولىّ‌عصر (ارواحنا له الفداء) آماده خواهد شد؛ دنیا وارد یک مرحله‌ى جدیدى خواهد شد. این بسته به عزم امروز من و شماست، این بسته به معرفت امروز من و شماست...

بخشی از سخنان رهبری در دیدار با مردم قم 1391/10/19

+ببینید

+دوستان دعا کنید تا به عنایت خدا و ولی نعمت مون آقا امام رضا ع در راه حق با همت و ثبات قدم بگذاریم

+قالب وبلاگ موقت است تا ان شاءالله آقا مجتبی تشریف بیارن و سر و سامونی به وبلاگ بدن...

۱ نظر ۱۳ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۵۴
سر گشته
-->